توبه و مراتب آن

بر صاحبان بصیرت پوشیده نیست که توبه شعبه‌اى است از فضل و رحمت خداوند که به روى بندگان خود باز فرموده است. اگر این در بسته بود، رستگارى براى کسى نبود زیرا سرشت بشر با آلودگى و خطاکارى و گناه پیوسته است، حتى بسیارى از پیغمبران (البته خطاى پیغمبران غیر از خطاى دیگران است و بعداً ذکر مى‌شود). بنابراین، خداى حکیم و رحیم توبه را دواى دردهاى معنوى و بیماری‌هایهایی قلبى و پاک‌کنندۀ انواع آلودگی‌ها قرار داده تا انسان پاک و اهل نجات شود.

خوشبخت کسى است که از این باب رحمت استفاده کند و بدبخت کسى است که این باب رحمت برایش فقط اتمام حجت شده باشد. یعنى، روز قیامت، در موقف حساب و پرسش از  اعمال، در مقام عذرخواهى بگوید: «پروردگارا، نادان و بی‌خبر بودم، اسیر شهوت و غضب بودم، گرفتار هوا و هوس بودم، در مقاومت با وساوس شیطان عاجز بودم». در جواب تمام عذرهایش گفته شود: «مگر باب توبه را بر تو نگشوده بودیم؟ آیا سخت‌گیرى شده بود؟ آیا بالاتر از طاقت به تو تکلیفى کرده بودیم؟ آیا براى توبه شرایط سخت و بیرون از قدرت قرار داده بودیم؟» 

 

حقیقت توبه

پیغمبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «پشیمانى از گناه توبه است». حضرت صادق (علیه السّلام) مى‌فرماید: «بنده‌اى نیست که گناهى کند و پشیمان شود، مگر این‌که خداوند او را پیش از آن‌که از او طلب آمرزش کند مى‌آمرزد».

بنابراین، حقیقت توبه همان پشیمانى از گناه است از حیث زشتى آن نزد خداوند و این‌که خلاف رضاى اوست.


پشیمانى سبب ترک گناه است

البته، هرچه ایمان به خدا و روز جزا و تصدیق خبرهاى پیغمبر و امام بیشتر باشد، پشیمانى از گناه بیشتر و آتش درونى آن شدیدتر است. امیرالمؤمنین (علیه السّلام) می‌فرماید: «همانا که پشیمانی از گناه سبب ترک آن می‌شود». آشکارا، کسی که تصمیم بر ترک گناه نگرفته معلوم است که حقیقتاً پشیمان نیست. و از لوازم پشیمانی سعی در جبران گناه است: اگر واجبی از واجبات الهی را ترک کرده، باید قضا کند؛ اگر حق کسی بر گردن اوست، برگرداند و در صورت فوت او به ورثه‌اش برساند؛ اگر کسی را رنجانده، دلش را شاد و او را راضی کند؛ اگر دیه بر گردن اوست، بپردازد یا صاحب حق را راضی کند؛ اگر حدی چون قذف بر گردن اوست، باید تسلیم صاحب حق شود که یا او را عفو کنند یا بر او حد جاری شود.

درمورد گناهانی چون زنا یا شرابخواری که خداوند حد آن را تعیین کرده، بین خود و خدای خود توبه کند و هرگز آن را فاش نکند، حتی نزد قاضی (منظور این است که لازم نیست به نزد قاضی برود و بگوید چنین کاری کردم و حد بر من جاری کن).

از ظاهر روایات برمی‌آید که باید پس از پشیمانی از خدا طلب آمرزش کرد.


توبۀ کامل

حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام)، در واکنش به شخصی که گفت استغفراللّه، فرمود: مى‌دانى استغفار چیست (چون استغفارش به زبان تنها بود و دلش از حقیقت آن خالى بود)؟ استغفار درجۀ بلندمقامان و صدرنشینان عالم اعلى است و در معنى استغفار شش چیز لازم است: ١ ) پشیمانى و حسرت از کردار گذشته، ٢ ) عزم بر ترک آن براى همیشه، ٣ ) اداکردن حقوق مردمان، به طورى که هنگام مردن پاک باشد و (رحمت) خدا را ملاقات کند و حق کسى بر عهده‌اش نباشد،  ۴ ) هر واجبى که ضایع کرده قضا کند،  ۵ ) آنچه گوشت بدنش از حرام روییده، با حزن بر آخرت، آبش کند تا پوست به استخوان بچسبد و گوشت نو در بدنش پیدا شود،  ۶ ) زحمت عبادت را به بدن خود بچشاند، چنان‌که خوشى و شیرینى گناه را چشانیده است. و هرگاه این شش چیز در تو پیدا شود، آن‌گاه بگو استغفر اللّه.


وجوب توبه و فضیلت آن

توبۀ از گناهان، چه کبیره و چه صغیره، به اتفاق جمیع علما و به حکم عقل واجب فوری است. در قرآن مجید مى‌فرماید: «توبه کنید و همه به سوى خداوند برگردید تا رستگار شوید» و نیز مى‌فرماید: «اى کسانى که به خدا ایمان آورده‌اید، توبه و به خدا رجوع کنید، آن هم توبۀ خالص (تنها براى رضاى خدا)، امید است پروردگار شما گناهانتان را تلافى فرماید».

 

توبۀ نصوح (خالص) چیست؟

علامه مجلسى در معنى توبه نصوح چند وجه از مفسران نقل کرده است:

 ١ - توبۀ خالص و پاک براى رضاى خدا. یعنى فقط به سبب مخالفت امر خدا از گناه پشیمان شده باشد، نه از ترس دوزخ و طمع بهشت. و محقق طوسى فرموده است پشیمانى از گناهى براى ترس از دوزخ توبه نیست.

 ٢ - توبۀ اندرزبخش که مردم را به مانند خود تشویق کند. یعنى طورى توبه و گذشتۀ خود را اصلاح کند که هر گناهکارى آثار توبۀ او را ببیند به توبه مایل شود و او هم اهل توبه بشود که در این حال با عمل خود دیگران را نصیحت و به توبه راهنمایى کرده است. یا این‌که توبه اندرزکنندۀ صاحبش باشد، طوری که از هر گناهى کنده شود و تا آخر عمر پیرامون هیچ گناهى نگردد.

 ٣ - توبۀ رفوکننده. یعنى توبه‌اى که با آن هرچه از پردۀ دیانت پاره شده دوخته شود و توبه‌کننده را با اولیاى خدا و دوستان او به هم گرد آورد.

 ۴ - نصوح صفت توبه‌کننده باشد. یعنى توبۀ شخصى که نصیحت‌کنندۀ خودش به آن توبه باشد، به این معنا که بر وجه کامل توبه کند که تمام آثار گناه را از دل ریشه‌کن سازد به این‌که خود را در بوتۀ ریاضت آب کند و تیرگى گناهان را از آن بزداید و به پرتو حسناتش بیاراید.

یکى از بزرگان گفته در جلادادن آینه تنها قطع دود سیاه بس نیست، بلکه باید آن را صیقل داد تا آنچه سیاهى بر جرمش نشسته پاک شود. دل هم به مانند آینه است و به مجرد ترک گناه پاک نمى‌شود، بلکه جِرم گناهان گذشته را هم که بر آن نشسته باید پاک کرد و به نور طاعتش روشن ساخت زیرا، چنان‌که با هر گناهى تاریکى و تیرگى به دل مى‌رسد، با هر عبادتى روشنایى و درخشندگى به دل مى‌رسد. بنابراین، باید تاریکى هر گناهى را که به دل رسیده به نور عبادتى که ضد آن است پاک کرد.

شخص توبه‌کننده باید گناهان خود را مفصلاً در نظر گیرد و در برابر هر شرى که از او سر زده خیرى که در برابر آن است به همان مقدار به جا آورد. مثلا در برابر گناه گوش‌دادن به غنا و آلات لهو استماع قرآن و حدیث و موعظه و مسائل دینى کند و در برابر مس خط قرآن مجید بدون طهارت سعى در اکرام آن و تلاوتش کند و، در برابر مکث در حال جنابت، در مساجد اعتکاف کند. در برابر نظرکردن به حرام سعى در نظرکردن  به چیزهایى کند که نگریستن به آن‌ها عبادت است، مانند نظر‌کردن به خط قرآن مجید و نظر به والدین از روى شفقت، و نظر به صلحا از سلسلۀ جلیلۀ سادات و مانند این‌ها.

در حقوق مردم، پس از توبه، زیاد از مال خود صدقه بدهد. اگر غیبت بود، پس از توبه، مدح و ثناى آن مؤمن را زیاد بگوید و صفات نیکش را آشکار سازد. خلاصه، هر گناهى پس از توبۀ از آن عبادتى که ضد آن است به‌جا آورد، چنان‌که طبیعت جسمانى بیماری‌ها را به ضدش درمان مى‌کنند.


فضیلت توبه

 ١ - محبوبیت نزد خداوند. در سورۀ بقره مى‌فرماید: «به درستى که خداوند بسیار توبه‌کنندگان را دوست مى‌دارد». حضرت صادق (علیه السّلام) مى‌فرماید: «خداوند به توبۀ بندۀ مؤمن خود شاد مى‌شود، چنان‌که یکى از شما هنگام یافتن گمشدۀ خود شاد مى‌شود».

 ٢ - تبدیل گناه به حسنه. به واسطۀ توبه، نه تنها تاریکى گناه برطرف مى‌شود، بلکه به جایش نور طاعت جایگزین مى‌شود. در سورۀ فرقان مى‌فرماید: «و کسانى که با خدا معبود دیگرى نخوانند و نفسى را که خداوند خونش را حرام فرموده جز به حق نکشند و دزدى و زنا نکنند، و هر که چنین کند گرفتار گناه باشد و عذابش در روز قیامت دوچندان است و به خوارى در آن جاودان بماند. مگر آن کس ‌که توبه کند و ايمان آورد و کار شایسته کند و آنان‌اند که خدا بدکردارى‌هایشان را به خوش‌کردارى بدل کند و خدا آمرزنده و مهربان است».

 ٣ - مورد ثنا و دعاى ملک. در سورۀ مؤمن مى‌فرماید: «ملائکه‌اى که عرش خداى را به دوش برمى‌دارند و ملائکه‌اى که در گرد عرش‌اند همه به حمد و ستایش پروردگار خود تسبیح مى‌گویند و براى کسانى که گرویده‌اند آمرزش مى‌جویند و مى‌گویند: پروردگارا، رحمت و علمت همه چیز را فراگرفته است؛ کسانى را که توبه و از راه تو پیروى کردند بیامرز و آن‌ها را از عذاب دوزخ نگه دار. پروردگارا، ایشان را به بهشت عدنى که بدان‌ها وعده فرموده‌اى درآور با هر که شایسته باشد، از پدرانشان و همسرانشان و فرزندانشان، زیرا تو عزیز و حکیمى. و ایشان را از بدکردارى‌ها برکنار دار و هر که را از بدکردارى‌ها در آن روز نگه دارى به او مهر ورزیده‌اى و این است آن کامروایى بزرگ». 

 ۴ - توبه‌کننده بهشتى است. در سورۀ آل عمران مى‌فرماید: «آن کسانى که گناه زشتى به‌جا آورند یا به خود ستم کنند خداى را یاد و از او براى گناهانشان طلب آمرزش کنند، و جز خدا کیست آمرزندۀ گناهان؟ و کسانی که بر گناهى که کرده‌اند، در حالى‌ که دانا باشند، اصرار نورزند ایشان جزایشان آمرزشى است از طرف پروردگارشان و بوستان‌هایى که از زیر عمارت آن‌ها جویها جارى است، در حالى ‌که همیشه و جاویدان در آن‌ها خواهند بود و خوب است جزاى کسانى که براى خدا کار کنند».

 ۵ - توبه سبب طول عمر و گشایش زندگی و رفاه است. در آیۀ  ٣  سورۀ هود مى‌فرماید: «و طلب آمرزش کنید از پروردگار خودتان و به سوى او رجوع کنید که، اگر به سوى او توبه کردید، تا آخر عمرى که براى شما مقدر شده است برخوردارتان کند، برخوردارى نیک». 

حضرت صادق (علیه السّلام) فرمود: «کسانى که به سبب گناهان عمرشان کوتاه شده و مى‌میرند بیشترند از کسانى است که با اجل مقدرشان مى‌میرند». چنان‌که گناه عمر را کوتاه مى‌کند، توبه عمر را دراز مى‌کند. و در سورۀ نوح مى‌فرماید: «آمرزش طلبید از پروردگارتان، به درستى که او بسیار آمرزنده است. از آسمان براى شما ابر بسیار بارنده و پى‌درپى ریزنده بفرستد، و شما را به مال‌ها و پسران مدد دهد»،  یعنى اموال و اولادتان را زیاد مى‌گرداند.

 ۶ - توبه سبب استجابت دعاست. حضرت سجاد (علیه السّلام) فرمود: مردى خاندان خود را به کشتى سوار کرد و به دریا رفت. کشتى آن‌ها شکست و از کسانى که در کشتى بودند، جز همسر آن مرد، کسى نجات نیافت. آن زن بر تخته‌پاره‌اى از کشتى نشست و امواج او را به یکى از جزیره‌ها برد. در آن جزیره، مردى راهزن بود که همۀ کارهاى ناشایسته را مرتکب شده بود و همۀ محرمات الهى را انجام داده بود. راهزن آن زن را بالاى سر خود ایستاده دید، پس سر به سوى او برداشت و گفت: آدمی‌زاده هستى یا پرى؟ گفت: آدمی‌زاده‌ام. با او سخنى نگفت و میان دو رانش نشست به مانند شوهرى با زن خود، و چون قصد زنا با او کرد، آن زن به خود لرزید. راهزن گفت: چرا به خود مى‌لرزى؟ در پاسخش گفت: از خدا مى‌ترسم و اشاره به آسمان کرد. آن مرد گفت: تاکنون چنین کارى کرده‌اى؟ گفت: نه، به عزت خدا سوگند. مرد راهزن گفت: تو اکنون چنین از خدا مى‌ترسى با این‌که از این کار هیچ نکرده‌اى و من اکنون تو را به زور بر آن داشتم. به خدا که من سزاوارترم بدین ترس و هراس. پس پشیمان شد و آن زن را بدون این‌که مس کند ترک کرد و به نزد خاندانش روانه شد و همتى جز توبه از گناهانش و بازگشت به سوى خدا نداشت. در این میان که مى‌رفت، راهبى رهگذر به او برخورد و باهم مى‌رفتند و گرمى آفتاب آن‌ها را داغ کرد. راهب به آن جوان گفت: دعا کن تا خدا بر ما سایه اندازد؛ آفتاب ما را مى‌سوزاند. جوان گفت: من براى خود نزد خدا حسنه‌اى نمى‌بینم تا دلیرى کنم و از او چیزى بخواهم.

راهب گفت: پس من دعا مى‌کنم و تو آمین بگو. گفت: بسیار خوب. و راهب شروع به دعا کرد و جوان آمین گفت. در آن حال، ابرى بر آن‌ها سایه انداخت و زیر سایۀ آن مقدار زیادى از روز راه رفتند تا راهشان جدا شد. آن جوان از یک راه رفت و راهب از راه دیگر. به ناگاه، آن ابر بالاى سر جوان رفت. راهب گفت: تو از من بهترى! براى تو دعا اجابت شد و براى من اجابت نشده. داستان خود را به من بگو، و او خبر آن زن را گزارش داد. به او گفت: آنچه گناه در گذشته کرده‌اى براى ترسى که در دلت افتاده آمرزیده شده. باید بنگرى که در آینده چونى.

 ٧ - توبه مورد قبول و بشارت خداوند است. در سورۀ شورى مى‌فرماید: «و اوست خدایى که توبه را از بندگانش مى‌پذیرد و از کارهاى زشت درمى‌گذرد و مى‌داند آنچه را مى‌کنید». 

حضرت صادق (علیه السّلام) مى‌فرماید: «خداوند عزوجل به داود (علیه السّلام) فرمود: اى داوود، گناه‌کاران را مژده ده و صدیقان را بیم ده. عرض کرد: چگونه به گنه‌کاران مژده و به صدیقان بیم دهم؟ فرمود: به گنه‌کاران مژده ده که من توبه را مى‌پذیرم و از گناه درمى‌گذرم و صدیقان را بیم ده که مبادا به کردار خود عُجب کنند و خودبین شوند زیرا هیچ بنده‌اى را من پاى حساب نکشم جز آن‌که هلاک باشد».

 ٨ - گناه هرچه و هر قدر باشد به توبه پاک مى‌شود. در سورۀ زمر مى‌فرماید: «بگو اى محمد (صلّى اللّه علیه و آله) خداى تعالى مى‌فرماید: اى بندگان من، آنان که بر نفس‌هاى خود اسراف کرده‌اند (گناهان را از حد گذرانیده‌اند) از بخشش خدا نومید مشوید، به‌راستى که خدا گناهان را، همۀ آن را (چه کبیره، چه صغیره، اگرچه از حد گذشته باشد) مى‌آمرزد. به‌درستى که خداى تعالى آمرزندۀ گناهان و مهربان بر بندگان است. و پيش از آن‌كه شما را عذاب دررسد و ديگر يارى نشويد به سوى پروردگارتان بازگرديد و تسليم او شويد».  یعنى هیچ کس نباشد که شما را در دفع آن عذاب یارى کند و در این آیه سخت تأکید بر توبه و انابه شده است.

حضرت رضا (علیه السّلام) از بعضى از اصحاب خود شنیدند که مى‌گفت: خدا لعنت کند کسى را که با على (علیه السّلام) جنگید. حضرت فرمود: بگو مگر کسى که توبه و حال خود را اصلاح کرد. گناه کسى که على (علیه السّلام) را یارى نکرد و پشیمان هم نشد بزرگ‌تر از گناه کسى است که با على (علیه السّلام) جنگید و پشیمان شد و توبه و انابه کرد». 

از این حدیث دانسته مى‌شود که اعظم گناهان، یعنى جنگ با امام و وصى  پیغمبر، هم به توبه بخشودنی است.

 ٩ - توبه به شکستن آن باطل نمى‌شود. اگر شخص تائب عهد خود را با خدا شکست و باز گناه کرد، توبۀ سابقش باطل نمى‌شود، بلکه واجب است از گناه تازه‌اش توبه کند. و خلاصه، هر اندازه بر اثر غلبۀ هوا و شیطان توبه را بشکند، باز باید توبه کند و آمرزیده خواهد شد.

محمد بن مسلم از حضرت باقر (علیه السّلام) روایت کرده که فرمود: «اى محمد بن مسلم، گناهان مؤمن که از آن توبه کرده آمرزیده شده است و باید براى آیندۀ پس از توبه و آمرزش کار خوب کند. به خدا این فضیلت نیست، مگر براى آن‌ها که ایمان دارند».

من گفتم: اگر پس از توبه و استغفار از گناهان باز گناه و باز توبه کرد؟ در پاسخ فرمود: «اى محمد بن مسلم، تو پندارى که بندۀ مؤمن از گناه خود پشیمان شود و از آن آمرزش خواهد و توبه کند، سپس خدا توبه‌اش را نپذیرد؟» گفتم: چند بار این کار را کرده است؛ گناه مى‌کند و از خدا آمرزش مى‌خواهد. فرمود: «آنچه مؤمن به آمرزش‌خواهى و توبه بازگردد خدا هم به آمرزش او برمى‌گردد و به‌راستى که خداوند زیاد آمرزنده و مهربان است، توبه را مى‌پذیرد، از بدکرداری‌ها درمى‌گذرد. مبادا تو مؤمنین را از رحمت خدا نومیدسازى». 

حضرت صادق (علیه السّلام) در معنى توبۀ نصوح فرمود آن توبه از گناهى است که هرگز به آن بازنگردد. به درستى که خدا از بندگانش آن را دوست مى‌دارد که [با این‌که] زیاد فریب خورده زیاد توبه‌کارند. و در حدیث دیگر فرمود: «اما آن ‌کس که گناه از او سر نزده از آن‌ که گناه و سپس توبه  کرده برتر است». 

 ١٠ - باب توبه تا آخرین دم باز است. حضرت باقر (علیه السّلام) فرمود: آدم عرض کرد: پروردگارا، شیطان را بر من چیره ساختى و چون خون بر من روانش کردى. براى من هم چیزى مقرر فرما. در پاسخ فرمود: اى آدم، براى تو مقرر کردم که هر کدام از فرزندانت قصد گناهى کند بر او نوشته نشود و اگر کرد بر او یک گناه نوشته شود. و هرگاه قصد حسنه کند، برایش یک حسنه نوشته شود و اگر آن را بکند برایش ده حسنه نوشته شود. عرض کرد: پروردگارا، برایم بیفزا. فرمود: براى تو مقرر کردم که هر کدامشان گناهى کرد و سپس آمرزش خواست او را بیامرزم. عرض کرد: پروردگارا، برایم بیفزا. فرمود: براى آن‌ها توبه را مقرر داشتم تا آن‌که نفس به این‌جا (گلوگاه) برسد. عرض کرد: پروردگارا، براى من بس است.

رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «هرکس یک سال پیش از مرگ خود توبه کند خدا توبه‌اش را مى‌پذیرد. سپس فرمود: یک سال بسیار است؛ هر که یک ماه پیش از مرگش توبه کند خدا توبه‌اش را مى‌پذیرد. سپس فرمود: یک ماه بسیار است؛ هر که یک هفته پیش از مرگش توبه کند خدا توبه‌اش را مى‌پذیرد. سپس فرمود: یک هفته بسیار است؛ هر کس یک روز پیش از مرگش توبه کند خدا توبه‌اش را مى‌پذیرد. سپس فرمود: یک روز بسیار است؛ هر کس پیش از دیدار آخرت (و ملک‌الموت) توبه کند خدا توبه‌اش را مى‌پذیرد».

مجلسى (علیه الرحمه) در این حدیث احتمال داده که بیان مراتب توبه از حیث قبول و کمال باشد زیرا توبۀ کاملی که تیرگی‌هاى گناه را از قلب پاک و آن را تدارک کند و آینۀ قلب را به انواع تضرع‌ها و حسنات روشن سازد غالباً در کمتر از یک سال حاصل نمى‌شود. و اگر یک سال نشد، پس لااقل یک ماه. و اگر آن هم نشد، لااقل یک هفته، و همین طور تا آخر.

اما مراد از «وقت معاینه» که در اخبار ذکر شده به این‌که توبه در آن‌وقت  فایده ندارد، شیخ بهایى در اربعین مى‌فرماید مراد دیدن ملک‌الموت است و ممکن است مراد علم به مرگ خود و قطع طمع از حیات باشد، مثل این‌که مرگ را مى‌بیند. و یا این‌که مراد دیدن پیغمبر (صلّى اللّه علیه و آله) و ائمۀ اطهار (علیهم السّلام) است. و خلاصه توبۀ هنگام یقین به مرگ، به اجماع علما، باطل و بى‌فایده و صریح قرآن مجید است که «و توبه براى کسانى نیست که گناهانى به‌جا مى‌آورند و از آن‌ها توبه نمى‌کنند تا هنگامى که مرگشان برسد. آن‌گاه مى‌گویند: اینک توبه کردم. و توبه براى کسانى نیست که با کفر مى‌میرند. ایشان‌اند که برایشان عذاب دردناکى آماده کرده‌ایم». 


توبه واجب فورى است

شیخ بهایى (علیه الرحمه) فرموده شکى در وجوب فورى توبه نیست زیرا گناه مانند سم‌ ضرررسانندۀ به بدن است. و چنان‌که بر خورندۀ سم واجب است در معالجه شتاب کند تا بدنش هلاک نشود و از بین نرود، بر گنه‌کار هم ترک گناه و سرعت در توبۀ از آن واجب است تا دینش ضایع نشود. و گنه‌کارى که در توبه مسامحه کند و به وقت دیگر تأخیر اندازد بین دو خطر بزرگ خود را قرار داده است که اگر از یکى سالم بماند به دیگرى مبتلا خواهد شد. اول رسیدن مرگ ناگهانى است، به طورى که از خواب غفلت بیدار نشود، مگر این‌که مرگ خود را ناگهان ببیند. در قرآن مجید مى‌فرماید:  «آیا اهل قریه‌ها در امان‌اند که مرگ ایشان را بگیرد، در حالى ‌که خوابیده‌اند؟» که در آن حال باب توبه مسدود است. یک ساعت مهلت مى‌خواهند، ولى اجابت نمى‌شود. در قرآن مجید مى‌فرماید: «از دارایى خود، پیش از این‌که مرگ یکى از شما برسد و بگوید پروردگارا مرگ مرا کمی به تأخیرانداز تا تدارک گذشته کنم، انفاق کنید. و هیچ گاه خداوند مرگ کسى را هنگام رسیدنش به تأخیر نخواهد انداخت».


در تفسیر این آیه گفته شده که شخص محتضر به ملک‌الموت مى‌گوید یک روز مرا مهلت ده تا از گناهان خود توبه کنم و براى سفر آخرتم توشه‌اى برگیرم. مى‌گوید: روزهاى عمرت به سر آمد. گوید: یک ساعت. مى‌گوید: ساعت‌هاى عمرت تمام شد. پس باب توبه بر او بسته و روح از بدنش خارج مى‌شود، با هزاران حسرت و ندامت بر عمر گذشته‌اش. و گاهى مى‌شود که در آن حال اصل ایمان هم به خطر مى‌افتد. 

دومین خطر تأخیرانداختن توبه آن‌ است که به سبب پاک‌نکردن آلودگى خود به گناه با توبه تاریکى و تیرگى گناهان بر دل زیاد مى‌شود و به حدی مى‌رسد که دیگر پاک شدنی نیست زیرا هر گناهى که شخص مى‌کند ظلمتى در دلش پیدا مى‌شود، مانند نفسى که به آینه دمیده مى‌شود. هرگاه ظلمت گناهان بر قلب زیاد شد چرک، مى‌شود، چنان‌که بر اثر زیادتى بخار نفس بر آینه آن را زنگ مى‌گیرد. و هرگاه چرک قلب زیاد شد «طبع» مى‌شود (یعنى مهر و بسته مى‌شود، به طورى که هیچ حقى را نمى‌فهمد و نمى‌پذیرد)، چنان‌که بر اثر زیادشدن زنگ آینه آن را جرم مى‌گیرد و دیگر صیقل‌پذیر نخواهد بود.  چنین قلبى در روایات قلب منکوس و قلب اسود نامیده شده است.

 حضرت باقر (علیه السّلام) مى‌فرماید: «هیچ‌ چیز براى قلب زیان‌بخش‌تر از گناه نیست. هر گاه قلب در ظلمت گناهى واقع شود، آن ظلمت با اوست تا آن تاریکى تمام قلبش را مى‌گیرد تا این‌که بالایش پایین مى‌شود (وارونه و از حق منحرف مى‌شود). و در روایت دیگر مى‌فرماید صاحب چنین قلبی دیگر به خیر برنمى‌گردد، و این دلالت مى‌کند که صاحب چنین قلبى از گناهان خود دست برنمى‌دارد و از آن توبه نمى‌کند. اگر به زبانش بگوید توبه کردم، حرفى است که به زبانش جارى مى‌شود، ولی دلش با آن همراه نیست و حقیقتى در کار نیست و اثرى براى آن نخواهد بود، چنان‌که اگر شخصى به زبان بگوید لباسم را شستم هیچ گاه با این حرف لباسش پاک نمى‌شود. و گاهى چنین شخصى به قدرى در امر دین بى‌مبالات مى‌شود که اصل ایمانش در خطر و بالأخره عاقبت به شر مى‌شود.


مراتب توبه

توبه، بازگشت به پروردگار، به حسب توبه‌کاران، چند قسم است:

 ١ - بازگشت از کفر به ایمان و از شک و تردید به یقین و اطمینان، و رجوع از هر عقیدۀ باطلى به سوى حق.

 ٢ - بازگشت از معصیت، چه صغیره و چه کبیره، به سوى اطاعت و از مخالفت به موافقت.

 ٣ - بازگشت از قصور یا تقصیر از معرفت حضرت آفریدگار و ادای وظایف بندگى آن‌ طورى که سزاوار اوست به سوى سعى در آن‌ها و بازگشت از غفلت از یاد او و به سوى کثرت ذکر او و بازگشت از دوری به قرب و از جفاکارى به وفادارى، و باید دانست که توبۀ معصومین، یعنى پیغمبران و امامان (علیهم الصلاه و السّلام)، از قسم سوم و چهارم است.

 ۴ - از این بیان لزوم توبه براى تمام افراد بشر، حتى خوبان، دانسته مى‌شود زیرا آن‌هایى که هیچ آلودگى به گناه نداشته باشند، در همان مقام معرفت و حال عبادت که هستند، یقیناً بالاتر از آن مقام و حالى خواهد بود که مقام و حال فعلى نسبت به آن گناه است. و نیز، در هر حالى از ذکر و حدى از قرب هم که باشند، باز بالاتر از آن مقامى است که باید خود را به آن برسانند.

خلاصه، هر کس در هر حدى از معرفت و عبودیت و شکرگزارى که باشد یقیناً آن ‌طورى که سزاوار حضرت رب‌العالمین است نخواهد بود، چنان‌که سرور کائنات و نخستین شخص عالم آفرینش، رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله)، مى‌فرمود: «آن ‌طورى که سزاوار شناختنى تو را نشناختیم و آن ‌طورى که سزاوار پرستشى تو را نپرستیدیم». 

غرض از بیان این مطلب توجیه استغفار و توبۀ معصومین بود که مبادا در نظر بعضى‌ موجب شبهه شود. وقتى که مى‌شنوند پیغمبر خدا (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود من هر روز هفتاد مرتبه استغفار مى‌کنم، توبۀ از قسم چهارم است، نه از خطا و ترک اولى چون وجود مقدسش از هر پلیدى پاک و، به تعبیر دیگر، پاک‌شدۀ خدایى است.


کیفیت توبۀ کامل و مستحبات آن

حقیقت توبه همان حسرت و پشیمانى قلبى از گناهى است که کرده، و هر اندازه اندوه دل بیشتر باشد توبه‌اش به قبول نزدیک‌تر است، و آن هم تابع بزرگ‌دانستن گناه است زیرا گناه را هرچه بزرگ‌تر ببیند بر پشیمانی‌اش افزوده مى‌شود.

گنه‌کار باید بداند که آتشى براى خود افروخته که از آن فرار نتوان کرد، و هیچ آفریده‌اى هم خاموشش نتواند کرد زیرا آتشى است که از قهر و غضب خداوند قهار پیدا شده که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در دعاى کمیل مى‌فرماید: «این عقوبت‌هایى است که آسمان‌ها و زمین در برابرش نمى‌توانند پایدارى کنند»  و سوزش آن هم مانند سوزش آتش دنیا نیست.

از رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) روایت شده که هرگاه یک نفر را از دوزخ بیرون آورند و در آتش تنور دنیا افکنند، خواب راحتى مى‌کند. فریاد از آتشى که تنور آتشین دنیوى نسبت به آن آسایشگاه است!


شکنجه‌هاى طاقت‌فرسا

گنه‌کار نباید به کوچکى گناه خود بنگرد، بلکه باید به بزرگى خدایى بنگرد که معصیتش را کرده است، و بداند که قهر او شدید  و عذاب او سخت است که آسمان‌ها و زمین را طاقت آن نیست.

آیات قرآن در بیان شدت و سختى قهر خداوند بسیار است. خلاصه، شخص گنه‌کار باید سخت پشیمان و پریشان باشد و نالان و گریان بسوزد و بگدازد و تا به پاک‌شدن خود یقین نکند آرام و قرار نگیرد و آن یقین هم پیدا نمى‌شود، مگر هنگام مرگ که ملائکۀ رحمت او را بشارت دهند.

عجب آن است که همان سوز و گداز و ناله و فریادش خاموش‌کنندۀ آتش‌ها و پاک‌کنندۀ چرک‌ها و روشن‌کنندۀ تاریکی‌هاى گناهانش مى‌شود، به طورى که حالش مانند پیش از گناهش مى‌شود. رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) فرمود: «توبه‌کنندۀ از گناه مثل کسى است که گناه نکرده است»، بلکه گاهى بهتر از پیش مى‌شود. یعنى، بر اثر ادامۀ آن سوزش دل و سعى در اصلاح حال، چنان به پروردگارش نزدیک مى‌شود که محبوب او مى‌شود.  از این‌جاست که امام سجاد (علیه السّلام) عرض مى‌کند: «خدایا توفیق توبه‌اى ده که مرا به مقام محبت تو رساند و مرا به درجۀ توبۀ به سوى خودت برسان».


زیادی پشیمانى، توبۀ انبیا

پس از این‌که دانسته شد که حقیقت توبه همان پشیمانى قلبى است و اثر توبه در نابودی گناه به اعتبار کمى و زیادی ندامت است، باید در زیاد شدن آن کوشید و بهترین وسیله براى آن تدبر در خصوصاً آیاتى است که دربارۀ پیغمبران گذشته، مانند حضرت داود (علیه السّلام) و یونس (علیه السّلام) و ایوب (علیه السّلام)، وارد شده است. و نباید از نظر دور داشت که گناه ایشان مانند گناه دیگران نیست، بلکه مناسب مقام خودشان است.


تکمیل توب: روزه، غسل، نماز

پس از پیدا شدن حالت توبه، چند عمل سزاوار است:

 ١ - سه روز روزه گرفتن: حضرت صادق (علیه السّلام) مى‌فرماید: «توبۀ نصوح که خداوند به آن امر فرموده روزه‌گرفتن روزهای چهارشنبه و پنجشنبه و جمعه است». 

 ٢ - غسل توبه: پیغمبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) مى‌فرماید: «نیست بنده‌اى که گناهى کند، هر چه و هر اندازه که باشد، و سپس پشیمان شود و توبه کند، مگر این‌که خداوند به مغفرت و آمرزش به او رجوع مى‌فرماید». سپس، به آن شخصى که مى‌خواست توبه کند، فرمود: «برخیز و غسل کن و براى خدا سجده نما».

 ٣ - خواندن دو یا چهار رکعت نماز: حضرت صادق (علیه السّلام) مى‌فرماید: «هر بنده‌اى که گناهى کرد، اگر برخیزد و وضو بگیرد و دو رکعت نماز بخواند و از خداوند طلب آمرزش کند، بر خداست که توبه‌اش را بپذیرد چون خودش فرموده است: هر کس که کار زشتى کند یا به خودش ستم و سپس استغفار کند خداى را آمرزنده و رحمت‌کننده مى‌یابد».

در کتاب اقبال در باب اعمال ماه ذیقعده نقل کرده که در روز یکشنبۀ ماه ذیقعده رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) به اصحاب فرمود: اى مردم، کیست از شما که بخواهد توبه کند؟ گفتند: همۀ ما مى‌خواهیم توبه کنیم. پس فرمود: غسل بکنید و وضو بگیرید و چهار رکعت نماز بخوانید. در هر رکعت، پس از حمد، سورۀ قُلْ هُوَ اَللّهُ را سه مرتبه و معوذتین (سوره‌های فلق و ناس) را یک ‌مرتبه بخوانید. سپس هفتاد مرتبه استغفار کنید و آخرش بگویید: «لا حول و لا قوه الا بالله العلى العظیم» و دعاى مختصرى هم پس از آن یادشان داد که بخوانند.

سپس فرمود: هر کس از امت من این عمل را به‌جا آورد از آسمان ندا می‌رسد که توبه‌ات پذیرفته و گناهانت آمرزیده شد. و ملکى از عرش مى‌گوید: برکت خدا بر تو و اهل و اولادت باد. و ملک دیگرى گوید: خصمای تو در قیامت از تو راضى خواهند شد. ملک دیگر گوید: اى بندۀ باایمان، قبرت فراخ و روشن خواهد بود. ملک دیگر گوید: پدر و مادرت از تو راضى شدند و به واسطۀ عمل تو رحمت و مغفرت الهى شامل آن‌ها و ذریه‌ات شد و خودت در فراخى روزى در دنیا و آخرت خواهى بود. و جبرئیل گوید: هنگام مرگت با عزرائیل مى‌آیم و سفارشت را خواهم کرد که جانت به آسانى گرفته شود.

اصحاب گفتند: یا رسول‌اللّه (صلّى اللّه علیه و آله)، اگر کسى این عمل را در غیر این ماه (یعنى اوقات دیگر) بجا آورد، چگونه است؟ فرمود: مثل همان است که بیان کردم و جز این نیست که این کلمات را جبرئیل در شب معراج به من یاد داد.


استغفار، تکرار توبه، سحرخیزى

۴ - استغفار و خواندن دعاهاى توبه‌اى که از ائمه (علیهم السّلام) وارد شده است، خصوصاً دعاهاى صحیفۀ سجادیه، به‌ویژه دعاى  ٣١  که در توبه است و مناجات خمسه عشر و مناجات تائبین. و باید هنگام خواندنْ معانى آن‌ها را متذکر باشد و سعى کند که حالش با گفتارش یکى باشد.

 ۵ - تکرار توبه و استغفار: حضرت صادق (علیه السّلام) مى‌فرماید: «رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) در هر شبانه روز یک‌صد مرتبه به سوى خداوند توبه مى‌کرد و از او آمرزش مى‌خواست، بدون این‌که گناهى از او سر زده باشد». و نیز مى‌فرماید: «هرگاه بنده‌اى زیاد آمرزش جوید، نامۀ عملش بالا مى‌رود در حالى ‌که مى‌درخشد». 

حضرت رضا (علیه السّلام) مى‌فرماید: «مثَل استغفار چون برگى است بر درختى که بجنبد و پیاپى فروریزد. و کسى که از گناهى استغفار کند، در حالى ‌که از آن دست بر نداشته و آن را به‌جا بیاورد، چون مسخره‌کنندۀ پروردگار خود باشد». 

امام صادق (علیه السّلام) فرمود که رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) از هیچ مجلسى  برنمى‌خاست، گرچه کوتاه بود، تا 25 بار استغفار نکند». و در حدیث دیگر است آن حضرت هر روز 70 مرتبه مى‌گفت استغفر اللّه و 70 بار مى‌گفت اتوب الى اللّه. سید بن طاووس در کتاب مهج الدعوات از پیغمبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) روایت کرده است: «هر که را زحمتى یا فشارى یا تنگى روى دهد و سى‌هزار بار بگوید استغفراللّه و اتوب الیه، حتماً خداوند برایش فرج خواهد فرمود. راوى گوید این خبر صحیح و تجربه شده است.

 ۶ - اختیارکردن وقت سحر براى استغفار: هرچند در هر وقتى که حالت توبه و دعا باشد استغفار در آن وقت مطلوب و نافع است، سحر که ثلث آخر شب است تا طلوع فجر اثر خاصى در پاک‌شدن از گناهان دارد. و در چند جاى قرآن مجید به آن امر فرموده است و استغفارکنندگان در سحر را مورد ثناى خود قرار داده و آن را صفات اهل تقوا و بهشتیان مى‌شمارد. از آن جمله مى‌فرماید: «در دنیا اندکى از شب را مى‌خوابیدند و در سحرها استغفار مى‌کردند».

حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) مى‌فرماید: «هرگاه خداوند بخواهد بر اهل زمین بلایى بفرستد، مى‌فرماید: اگر نبودند آن‌هایى که براى جلال من دوستى مى‌کنند و مساجد مرا آباد مى‌کنند و در سحرها استغفار مى‌کنند، هر آینه عذاب را نازل مى‌کردم». لقمان به فرزندش فرمود: «فرزندم، خروس از تو داناتر نباشد که سحر را برمى‌خیزد و آمرزش مى‌جوید و تو خواب باشى». 

در قنوت نماز وتر، 70 بار گفتن استغفر اللّه و 300 بار گفتن العفو مستحب است. مقام محمود، که خداوند به رسولش داده و آرزوى هر مؤمنى رسیدن به آن است، به واسطۀ سحرخیزى آن حضرت بود.

 


 


/ 0 نظر / 15 بازدید