دروغ

هفدهمین گناه کبیره دروغگویی است. از امام عسکرى (ع) روایت شده که تمام بدی‌ها در حجره‌ای است و کلید گشودن آن دروغ است.


 لعن ملک و بوى گند

 رسول خدا (ص) فرمود: «مؤمن هرگاه بدون عذر دروغى بگوید، هفتادهزار ملک او را لعنت می‌کنند و بوى گندى از قلبش بیرون مى‌آید که تا عرش مى‌رسد و خداوند به سبب این دروغ گناه هفتاد زنا براى او مى‌نویسد که کمترین آن زناى با مادر است». شاید این عقوبت براى دروغى باشد که مفسده‌اش بیش از مفسدۀ زناست، زیرا بعضى از دروغ‌ها سبب فتنه و نابودی اموال و ریختن خون‌ها می‌شود. شاید هم مراد دروغ بر خدا و رسول (ص) و ائمه (ع) یا قسم دروغ یا شهادت دروغ باشد.

مرحوم حاجى نورى چهل مورد از آیات و اخبار در بزرگى گناه دروغ و شدت عقوبت آن را برشمرده است:

 ١ - در سورۀ بقره مى‌فرماید دروغ و جدال در هنگام حج باید ترک شود. در این آیه دروغ تعبیر به فسوق شده است. در سورۀ حجرات هم دروغگو را تعبیر به فاسق فرموده است.

 ٢ - دروغ همان قول زور است و در قرآن با بت‌پرستى یک جا ذکر شده و فرموده از پلیدی‌ها (که بت‌پرستى است) دورى کنید و از قول زور (دروغ) نیز بپرهیزید.

 ٣ - در قرآن آمده که دروغگو به آیات خدا ایمان ندارد.

 ۴ - حضرت باقر (ع) فرموده که دروغ تمامش اثم و گناه است.

 ۵ - دروغگو در قرآن مورد خشم و غضب خدا یاد شده است.

 ۶ - فرمودۀ پیغمبر اکرم (ص) است که از دروغ بپرهیزید، زیرا روى دروغگو را سیاه مى‌کند. شنیدن حکایتی در این باره خالی از لطف نیست.

 

سلطان حسین بایقرا، پادشاه خراسان و زابلستان، امیرحسین ابیوردى را به ایلچى‌گرى نزد سلطان یعقوب میرزا، پادشاه آذربایجان و عراق، فرستاد و هدایاى بسیار با او همراه کرد و از جمله امر کرد کتاب کلیات جامى را همراه ببرد. کتابدار سهواً به جای کلیات جامى کتاب فتوحات مکى را به او داد. امیرحسین که به حضور سلطان یعقوب رسید، سلطان تفقد بسیار از او کرد و گفت زحمت بسیار دیده‌اى و ملول گشته‌اى. امیرحسین گفت در راه مصاحبى داشتم و آن کتاب کلیات جامى است که براى شما هدیه آورده‌ام و در هر منزل با مطالعۀ او رفع ملال از من می‌شد. سلطان از وفور اشتیاق امر کرد کتاب را بیاورند. چون گشودند، معلوم شد که کلیات جامى نیست، بلکه فتوحات مکى است. سلطان گفت: آیا خجالت نکشیدى؟ ابیوردىِ خجالت‌زده نتوانست جواب بگوید و با شرمندگى از بارگاه خارج شد .... مى‌گفت در این وقت که دروغم فاش شد میل داشتم مرده بودم و آن پیشامد را نمى‌دیدم.

 ٧ - حضرت باقر (ع) فرمود: «خداوند براى شر قفل‌هایى قرار داده و کلید آن شراب است و دروغ بدتر از شراب است».

 ٨ - دروغگو به سبب دروغ دهانش در قیامت بوى گند می‌دهد.

 ٩ - ملائکه از بوى گندش فرار مى‌کنند.

 ١٠ - خداوند دروغگو را لعنت مى‌فرماید.

 ١١ - بوى گند دروغگو تا عرش مى‌رسد.

 ١٢ - همۀ عرش دروغگو را لعنت مى‌کنند.

 ١٣ - دروغ خراب‌کنندۀ ایمان است.

١۴ - به فرمودۀ امیرمؤمنان (ع)، دروغ، چه جدی باشد و چه مزاح، مانع چشیدن طعم ایمان است.

 ١۵ - دروغگو تخم دشمنى و کینه را در دل‌ها می‌کارد.

 ١۶ - دروغگو مروّتش از همۀ خلق کمتر است.

 ١٧ - دروغ کلید خانه‌اى است که همۀ خبائث در آن جمع است.

 ١٨ - به فرمودۀ پیامبر (ص)، دروغ فجور و دروغگو فاجر است.

 ١٩ - به واسطۀ یک دروغ هفتادهزار ملک دروغگو را لعنت مى‌کنند.

 ٢٠ - رسول خدا (ص) فرمود: «منافق را سه علامت است: دروغ‌گفتن، خیانت‌کردن، خلف وعده».

 ٢١ - دروغگو رأیش در مقام مشورت پسندیده نیست.

 ٢٢ - دروغ زشت‌ترین مرض‌هاى نفسانی است.

 ٢٣ - دروغ انگشت پیچ شیطان است.

 ٢۴ - دروغ بدترین رباهاست (از حیث عذاب شدیدتر است).

٢۵ - دروغ مورث کفر است. مردى از رسول خدا (ص) پرسید چه عملى سبب دخول در آتش است. فرمود: «دروغ، زیرا دروغ سبب فجور و فجور سبب کفر و کفر سبب دخول در آتش است».

٢٧ - دروغ فراموشى مى‌آورد. از حضرت صادق (ع) است که از مجازات دروغگو آن است که خداوند فراموشى را بر او مسلط می‌کند. پس دروغى مى‌گوید و آن را فراموش مى‌کند و بعد خبرى مى‌دهد که منافى با دروغ اولى است و خود را نزد مردم رسوا مى‌سازد.

 ٢٨ - دروغ درى از درهاى نفاق است.

٢٩ - رسول خدا (ص) مشاهدات خود را در معراج در مورد دروغ بیان فرموده‌اند: دیدم مردى را که بر پشت خوابانیده شده و دیگرى بر سرش ایستاده و در دستش مانند عصایى از آهن بود که سرش کج بود. پس بر یک طرفش مى‌آمد و با آنچه در دستش بود بر رویش می‌زد و از طرف دهان تا قفایش را قطعه‌قطعه مى‌کرد و به بینى و چشمش مى‌زد تا قفاى آن. آن گاه به طرف دیگر مى‌آمد و همین کار را تکرار مى‌کرد و هنوز از این طرف فارغ نشده بود طرف دیگر به حال اول برمى‌گشت و با او همان کار اول را مى‌کرد.

پرسیدم علت عذاب این شخص چیست. گفتند این مردى است که صبح که از خانه‌اش بیرون مى‌رود دروغى مى‌گوید که زیانش به آفاق مى‌رسد و تا روز قیامت با او چنین عذابى مى‌کنند.


 

 ٣٠ - دروغگو از نماز شب و در نتیجه از برکات این عبادت بزرگ، از جمله وسعت رزق، محروم مى‌ماند.

 ٣١ - خداوند دروغگو را هدایت نمی‌فرماید.

 ٣٢ - طراوت انسانى از دروغگو گرفته مى‌شود. عیسى بن مریم (ع) فرمود: «کسى که دروغگویی‌اش زیاد شود حسن و جمال و وقارش نزد خدا و خلق از بین مى‌رود».

 ٣٣ - دروغ بزرگ‌ترین خبائث است.

 ٣۴ - دروغ از گناهان کبیره است.

 ٣۵ - دروغ از ایمان دور و بلکه ضد آن است.

 ٣۶ - دروغگو از بزرگ‌ترین گنهکاران است.

 ٣٧ - پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «از دروغ بپرهیزید؛ اگر شما در آن رستگارى مى‌بینید (این‌ طور نیست، بلکه) به درستى که در آن هلاکت است».

 ٣٨ - دروغگو شایستۀ رفاقت و برادرى نیست. حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «مسلمان باید از دوستى و برادرى با دروغگو بپرهیزد، زیرا به سبب دروغ‌گفتن اگر راست هم بگوید باور نمى‌شود».

 ٣٩ - خداوند او را هدایت نمی‌کند و راه حق را نشانش نمى‌دهد.

 ۴٠ - دروغ سبب گرفتن صورت انسانى از دروغگوست، یعنى صورت برزخی‌اش انسان نیست. رسول خدا (ص) به حضرت زهرا ــ سلام الله علیها ــ فرمود در شب معراج زنى را دیدم که سرش مانند سر خوک و بدنش مانند بدن الاغ بود و سببش فتنه‌انگیزى و دروغگویی‌اش بوده است.

 

مراتب دروغ

 ١ - دروغ بر خدا و پیغمبر و امام

بدترین مراتب دروغ دروغ‌بستن به خدا و پیغمبر و امام است، یعنی مثلاً عملی را که حرام است بگوید خدا این را حلال دانسته یا برعکس حلال خدا را حرام اعلام کند. و نیز روایت حدیث دروغین مصداق بارز دروغ‌بستن به پیامبر و امام است. حضرت باقر (ع) به ابونعمان فرمود: «حتی یک دروغ هم از قول ما مگو، زیرا آن دروغ تو را از دین حنیف اسلام خارج می‌کند». چنین دروغی حتی روزه را باطل می‌کند.

فرقى نیست بین دروغ با زبان یا با قلم یا با اشاره و نیز فرقى نیست بین اینکه دروغ را در جایی دیده یا شنیده باشد و خودش نسبت دهد یا اختراع خودش باشد. ترجمۀ نادرست قرآن و برای اثبات دروغ گفتنِ «خدا شاهد است» هر دو مصداق بارز دروغ‌بستن به خداست.

احادیثى که در صحت آن‌ها معلوم نیست که از امام است یا نه، در صورتى که آن حدیث مخالف ضرورت دین و مذهب نباشد و موجب هتک مقام امام (ع) هم نباشد و طوری نباشد که عقل سلیم نپذیرد، نقل‌کردن چنین اخبارى با استناد به کتابى که در آن دیده جایز است، یعنى بگوید در فلان کتاب از امام (ع) چنین رسیده یا فلان شخص چنین از امام (ع) روایت می‌کرد. بنابر احتیاط، از کتاب‌هایى نقل کند که مؤلفش مورد وثوق باشد. حضرت باقر (ع) فرمود: «نقل حدیث مکن، مگر از شخص ثقه، وگرنه دروغگو خواهى بود و دروغ سبب ذلت و خوارى نزد خدا و خلق است». حضرت امیرالمؤمنین نیز به حارث همدانى فرمود: « هر چه شنیدى براى مردم نقل مکن که همین (بى‌مبالاتى در نقل) کافى است در دروغ‌گویى».

 

خوردن گوشت حضرت سیدالشهدا

در کتاب دارالسلام محدث نورى آمده که در کرمانشاه شخصى خدمت عالم کامل آقا محمدعلى صاحبِ مقامع رسید و عرض کرد در خواب دیدم با دندان خود گوشت بدن مبارک حضرت سیدالشهداء را مى‌کَنم. تعبیرش چیست؟ آقا که او را نمى‌شناخت سر به زیر انداخت و متفکر شد. پس به او فرمود شاید روضه‌خوانى مى‌کنى. عرض کرد بلى. فرمود یا ترک کن یا از کتب معتبر نقل کن در کتاب شفاءالصدور نقل شده که وقتى یکى از فضلای بادیانت اهل منبر در محضر فقیه زاهد، حاج محمدابراهیم کلباسى (علیه الرحمه)، در ذیل قصه‌اى که حضرت سیّدالشّهدا (ع) فرمود «یا زینب» دو بار گفت «یا زینب یا زینب»، آن فقیه بزرگ به آواز بلند فرمود خدا دهنت را بشکند؛ امام (ع) دو دفعه «یا زینب» نفرمود، بلکه یک ‌دفعه فرمود.  

 

 نقل به مضمون هم به شرطى جایز است

نقل به مضمون حدیث در صورتى جایز است که نقل‌کننده داراى قوۀ فهم قواعد عربى باشد و مزایاى کلام را بفهمد. پس مضمون حدیث را که دلالتش آشکار است نقل و تصریح کند که مضمون حدیث این است، نه اصل حدیث.

اما زبان حال به صورت شعر یا نثر، اگر منافى با مقام امام (ع) نباشد و واقعاً زبان حال باشد، یعنى حال امام (ع) در آن وقت طورى بوده که ترجمان آن این کلمات یا این اشعار باشد، مانعى ندارد، ولى باید معلوم باشد که زبان حال است، نه نقل قول امام (ع).

 ٢ - سوگند و شهادت دروغ و کتمان حقیقت

این مورد در مباحث آینده مفصل تشریح می‌شود ـــ ان شاء الله تعالى.

 ٣ - دروغ مفسده‌دار

هر دروغى که مفسده و زیان آن بیشتر باشد بزرگى گناهش شدیدتر است و گاه مى‌شود دروغى سبب تلف اموال و ریخته‌شدن آبروها و خون‌ها مى‌شود.

 ۴ - دروغ از روى مزاح و شوخى

دروغ‌هایى است که از روى شوخى براى تفریح و خنده گفته مى‌شود؛ مثل اینکه به شخص ساده‌لوح و خوش‌باورى بگوید فلان زن مایل به ازدواج با توست یا فلان شخص امشب تو را به مهمانى دعوت کرده است. البته برخی بین اینکه گوینده نیتش آزار است یا شوخی فرق گذاشته‌اند، اما در این صورت هم باز باید احتیاط کرد. آیا راه دیگری جز دست‌انداختن دیگران برای تفریح نیست؟

حضرت سجاد (ع) مى‌فرماید: «از هر دروغی بپرهیزید، کوچک یا بزرگ، هزل یا جدی». و نیز از امیرالمؤمنین (ع) است که فرمود دروغ صلاح نیست و باید ترک شود، چه جدی و چه هزل، و نباید یکى از شما به فرزندش چیزى وعده دهد و وفا نکند. جز این نیست که دروغ به فجور می‌انجامد و فجور هم صاحبش را به آتش مى‌رساند. 

از ابوذر در ضمن وصیت‌هاى پیغمبر (ص) منقول است که حضرت فرمود: «کسى که عورتش را از حرام و زبانش را از حرام نگه دارد داخل بهشت خواهد شد». ابوذر گفت: «آیا ما به آنچه به زبان مى‌گوییم پرسیده مى‌شویم؟» فرمود: «آیا مردم را جز نتیجۀ آنچه زبان‌هاى آن‌ها به آن گویا شده داخل آتش مى‌کند؟ اى اباذر! تا حرفى نزدى، سالم خواهى بود. و چون کلمه‌اى گفتى، اگر خیر باشد، به نفع تو نوشته مى‌شود، وگرنه به ضررت ثبت خواهد شد.

اى اباذر! به درستى که شخص در مجلسی کلمه‌اى مى‌گوید که اهل آن مجلس را بخنداند، اما به سبب آن در طبقات جهنم فرومى‌رود. واى بر کسى که سخن دروغ بگوید تا اجتماعى بخندند! واى بر او! واى بر او! اى اباذر! هر که خاموش شد نجات یافت. بر تو باد به راستگویى و هیچ وقت از دهان خود دروغى را بیرون میفکن». ابوذر گفت: «یا رسول‌الله (ص)! توبۀ کسى که عمداً دروغى بگوید چیست؟» فرمود: «استغفار، و نمازهاى پنجگانه لوث این گناه را پاک مى‌کند».

در بیان نشانه‌هاى نزدیکى قیامت آمده پیش از قیامت دروغ‌گفتن نزد مردم ظرافت و خوش‌طبعى است و لعنت خدا بر هر دروغگو، هرچند از روى مزاح باشد.

حضرت رسول (ص) فرمود: «من خانه‌اى در بلندترین درجات بهشت ضامنم براى کسى که جدال را ترک کند، هرچند حق با او باشد و ضامنم خانه‌اى در وسط بهشت براى کسى که دروغ را ترک کند، هرچند از روى هزل و مزاح باشد و خانه‌اى در بوستان بهشت ضامنم براى کسى که اخلاق خود را نیکو کند».

آنچه از حرمت دروغ از روى مزاح ذکر شد در صورتى است که سبب شکسته‌شدن دل مؤمن یا آبروریزى و اذیت و آزارش نباشد، وگرنه شکى نیست که آن دروغ از گناهان کبیره خواهد بود.

 

مبالغه‌گویى دروغ نیست

«صد بار فلان حرف را به تو گفتم». جملاتی از این دست که منظور از «صد» کثرت است نه تعداد دروغ به شمار نمی‌آید. همچنین انواع مَجاز و استعاره و کنایه که خصوصاً در اشعار استفاده می‌شود مانعى ندارد.

 

دروغ کوچک و بزرگ ندارد

متعارف است وقتى غذایی نزد شخص مى‌آورند، با اینکه واقعاً میل دارد، مى‌گوید میل ندارم. این دروغى است آشکار، هرچند اکثر مردم از روى نادانی آن را بی‌مشکل دانسته‌اند. اخبار مذمت و حرمت دروغ شامل موارد این چنینی هم مى‌شود؛ دروغ کوچک و بزرگ ندارد.

اسماء بنت عمیس گفت در شب زفاف عایشه رسول خدا (ص) ظرف شیر را به من داد و فرمود به زن‌ها بده تا بخورند. زن‌ها گفتند میل به شیر نداریم. رسول خدا (ص) فرمود بین گرسنگى و دروغ جمع نکنید. اسماء گفت: یا رسول‌الله (ص)! اگر چیزى را که به او میل داریم بگوییم نداریم آیا دروغ شمرده مى‌شود؟ حضرت فرمود: به درستى که دروغ در نامۀ عمل ثبت مى‌شود، هرچند کوچک باشد.

تعارف‌های غیرواقعی، مثل اینکه طعامى دارد و به دیگرى می‌گوید بخور در حالی که قصد جدى ندارد و شاید میل نداشته باشد که آن شخص از طعام او بخورد، یا اینکه مى‌گوید بفرمایید منزل ما در حالی که نمی‌خواهد او در خانه‌اش بیاید، چون این‌ها «خبر» نیست، دروغ شمرده نمی‌شود، اما احتیاط در ترک این تعارفات است، زیرا در حقیقت ظاهر و باطن شخص در این حالات مخالفت دارد و این خود مرتبه‌اى از نفاق است.

روزى امام صادق (ع) با فرزندش اسماعیل در مجلسى بودند که یکى از دوستان امام وارد شد. سلام کرد و نشست و چون حضرت برخاستند او هم به اتفاق امام (ع) حرکت کرد و در راه با امام بود تا در خانۀ امام (ع) از امام جدا شد. چون امام وارد خانه شدند، اسماعیل گفت: اى پدر! چرا به آن شخص تعارف نکردید و نفرمودید بیاید منزل؟ حضرت فرمود: آمدنش در خانه مورد نداشت. اسماعیل گفت: شما اگر تعارف مى‌کردید، او خودش نمى‌آمد. حضرت فرمود: فرزندم! دوست ندارم که خداوند مرا از کسانى ثبت فرماید که چیزى را عرضه مى‌دارد که بدان قصد ندارد.

 

 رؤیاى جعلى هم دروغ است

رؤیاى جعلى هم دروغ است. حضرت رسول (ص) فرمود: «بزرگ‌ترین دروغ‌ها سه دروغ است: دروغ‌بستن به من به اینکه چیزى را که من نگفته‌ام به من نسبت دهد؛ دروغ در رؤیا به اینکه خوابى را که ندیده به دروغ نقل کند؛ مردى را به غیر پدرش نسبت دهد».

و نیز از اقسام دروغ حکایت‌هاى ساختگى و رمان‌هاست که اصلاً اساسى ندارد [حکایت دروغین دربارۀ اشخاص حقیقی دروغش مفسدۀ بسیار دارد، اما هر گاه داستان حکم «مثَل» و «داستان عبرت‌آموز» به خود بگیرد قضیه‌اش فرق دارد]. حضرت رسول (ص) فرمود: «بدترین روایت‌ها روایت دروغ است».

 

آیا امثال هم دروغ است؟

مثل‌هایى که براى فهماندن مطالب عقلی گفته مى‌شود و حکایت‌هایى که از زبان حیوانات یا نباتات و جمادات ساخته مى‌شود تا قدرت و حکمت الهى فهمانده بشود یا براى تعلیم اخلاق فاضله و آشکارساختن آثار نیک صفات حسنه و کردارهاى نیک یا آثار شوم اخلاق رذیله و کردارهاى زشت، مانند مقالۀ حیوانات کتاب اخوان‌الصفا و کلیله و دمنه که براى تهذیب اخلاق تألیف شده، شکى در صحت و جواز آن نیست و حتی بهترین کلمات حکمت‌آمیز و مؤثرترین نصیحت‌ها در قالب حکایت است و از اهل‌بیت (ع) نیز زیاد نقل شده که براى اثبات مطلبى مثل یا حکایتى بیان مى‌فرمودند.

 

طعن و مثل‌زدن حضرت مجتبى (ع)

معاویه ــ لعنت الله علیه ــ براى مفاخرۀ خود و طعن بر حضرت مجتبى (ع) و پدر بزرگوارشان مجلسی آراسته بود و هر یک از حاضران جسارت‌هایى کردند. آن حضرت جواب هر یک را بیان فرمود و از آن جمله در پاسخ کلمات قبیح پسر عثمان فرمود: «اما تو اى عمرو بن عثمان! با آن حمقى که در جبلت توست که نتوانى در کشف این امور بررسى کنى؛ مثَل تو داستان آن پشه‌ای‌ است که بر نخل (درخت خرما) نشست و نخل را گفت محکم باش که مى‌خواهم از تو به زیر آیم. نخل گفت من ندانستم که تو کِى بر من نشستى که برخاستنت بر من گران باشد!»

 

 گوش‌دادن به دروغ هم حرام است

همان ‌طور که دروغ بر دروغگو حرام است، نقل دیگرى و ثبت‌کردن و نوشتن و خواندن و گوش‌دادنش هم، به تصریح قرآن و احادیث، حرام است. به فرمودۀ حضرت صادق (ع)، هر کس به سخن گوینده‌اى گوش بدهد او را پرستیده؛ اگر از خدا سخن گوید، یعنى راست و حق گوید، گوش‌کننده خدا را پرستیده. اگر از ابلیس سخن گوید، یعنى دروغ و باطل بگوید، ابلیس را پرستیده است.

 

توریه چیست؟

توریه عبارت است از گفتن سخنى که داراى دو معناست؛ یک معنى آن راست و معنى دیگرش دروغ است و گویند معنى درست آن را قصد مى‌کند، اما مخاطب معنى دروغ آن را مى‌فهمد. مثلاً «ظالمى» به طلب شما در خانه مى‌آید و شما را طلب مى‌کند و براى اینکه خود را به او نشان ندهید به کسى که در خانه است مى‌گویید به جاى مخصوصى اشاره کن و بگو اینجا نیست، یعنى در این محلى که من اشاره کرده‌ام، و این معنى صحیح و صدق است، هرچند آن ظالم از این سخن مى‌فهمد که شما در خانه نیستید.

یا مثلاً ظالمى به سراغ مظلومى رفته است و نشانى او را از شما مى‌پرسد. با اینکه محل او را مى‌دانید، براى فرار از جواب مى‌گویید به سراغ او در مسجد برو یا به فلان شخص مراجعه کن. و مثل اینکه گناهى از شما سر زده و کسى ازتان مى‌پرسد آیا چنین گناهى مرتکب شده‌اید و در جواب مى‌گویید استغفر الله یا به خدا پناه مى‌برم اگر چنین گناهى کنم.

یا مثل اینکه سخن ناروایى در حق کسى گفته‌اید و مى‌خواهید با انکار آن رفع ملال و کدورت و مفسده کنید. مى‌گویید احترام و شخصیت شما بیش از آن است که چنین سخنى در حق شما گفته شود.

 

حکم توریه

توریه سه نوع است: نوع اول آن است که در آن مصلحتى یا دفع مفسده‌اى باشد، مانند مثال‌هایى که ذکر شد. شکى در صحت و جواز این مورد نیست.

قسم دوم آن است که در آن مفسده‌اى باشد، مانند اینکه به سبب آن توریه مال یا آبروى مسلمانى ضایع یا سبب آزار مسلمانى شود. شکى در حرمت این مورد نیست.

قسم سوم نه مصلحتى دارد و نه مفسده‌اى. بعضى از فقها فرموده‌اند حرام است، زیرا توریه در حقیقت از اقسام کذب است و ادلۀ حرمت دروغ شامل آن هم مى‌شود و بعضى دیگر فرموده‌اند حرام نیست زیرا توریه از اقسام دروغ خارج است. بنابراین، راه احتیاط آن است که توریه را تنها در همان مواردى که شارع مقدس اذن فرموده به کار برند و از این مورد هم بپرهیزند.

 

جاهایى که دروغ جایز است

1 - هرگاه ضرر مالى یا جانى یا عرضى متوجه خودش یا مسلمان دیگرى بشود و با دروغ دفع آن ضرر بشود، جایز است و اگر لازم شود قسم‌خوردن هم مانعى ندارد و حتی اگر ضرر فاحشی مانند ضرر جانى در کار باشد واجب هم مى‌شود.

 مثل اینکه ظالمى مى‌خواهد مسلمانى را بگیرد و بکشد یا بزند و آبروى او را بریزد و مالش را ببرد یا زندانش کند و از شما محلش را مى‌پرسد. اگر شما بروز دهید، مرتکب حرام شده‌اید و انکار واجب است و اگر لازم شد قسم یاد کنید که محلش را نمى‌دانید. و مثل اینکه مال مسلمانى نزد شما امانت است و ظالمى آن مال را مطالبه مى‌کند. انکار واجب است و چنانچه دفع شرش با قسم می‌شود قسم یاد کنید. دو نکته را باید متذکر شد: یکى آنکه، هرچند براى دفع ضرر مطلقاً دروغ جایز است، اگر ضرر مالى باشد و تحمل‌شدنی باشد مستحب است آن ضرر را قبول کند و دروغ نگوید. از امیرالمؤمنین (ع) روایت است که از نشانۀ ایمان راست‌گفتن در موردى است که راستى ضرر داشته باشد و ترک دروغ است در جایى که منفعت داشته باشد.

نکتۀ دیگر این است که اگر بتواند و حرجى نباشد ضرر را با توریه دفع کند، نه با دروغ صریح.

2- از موارد دروغ جایز اصلاح است؛ یعنى هرگاه بین دو نفر مسلمان نزاع و جدال باشد و راه اصلاح بین ایشان «منحصر» به دروغ باشد، دروغ جایز مى‌شود. یا اینکه به سبب دروغ از پیداشدن کینه و دشمنى بین دو نفر مسلمان جلوگیرى مى‌شود، مثل اینکه بین زن و شوهرى بى‌مهرى پیدا شده و ممکن است به طلاق منجر شود که در این حال جایز است بگوید مثلاً زن تو در فراقت سخت ناراحت است و شدت علاقه‌اش به تو چندان است که شاید مریض شود و به زن هم سخنانى بدین مضمون بگوید و به سبب این دروغ از جدایى جلوگیرى کند.

 

پیغام تند را ملایم کنید

حضرت صادق (ع) فرمود «کلام بر سه قسم است: راست، دروغ، اصلاح بین مردم». کسى پرسید اصلاح بین مردم چیست. فرمود: «از مردى کلامى می‌شنوى که اگر آن را به دیگرى برسانى نفس او را فاسد و کدر (آزرده‌خاطر) می‌کنى. پس به او مى‌گویى از فلانى شنیدم که دربارۀ تو از خیر چنین و چنان گفت ـــ خلاف آنچه از او شنیده بودى».

و در وصیت پیغمبر به امیرالمؤمنین (ع) است که فرمود: «به درستى که خداوند دروغى را که براى صلاح و اصلاح گفته شود دوست مى‌دارد و سخن راستى را که موجب فساد باشد دشمن مى‌دارد». باز از رسول خدا (ص) روایت است که بعد از ادای واجبات عملى بهتر از اصلاح بین مردم نیست [یعنی از برترین مستحب‌هاست]. حتی اگر انسان می‌تواند با بذل مال خویش به نزاع میان دو نفر پایان دهد باید چنین کند، چنان که یکی از یاران امام صادق (ع) با اموال امام و به سفارش خود آن حضرت میان دو نفری که سر ارث با هم نزاع داشتند صلح برقرار کرد.

در اهمیت اصلاح همین بس که دروغى که حرمت و شدت و عقوبت آن ذکر شد در این مورد جایز و بلکه مستحب و در برخى موارد واجب مى‌شود. سرّ مطلب آن است که سعادت دنیوی و اخروی منوط به این است که بشر با هم یکدل شوند و هر یک نفع دیگرى را نفع خود و ضرر دیگرى را ضرر خود بدانند. اتحاد و اتصال قلوب براى خدا سبب تقویت آن‌ها در برابر حملات و وسوسه‌هاى شیطانى است و گاه مى‌شود که راه شیاطین بر قلوبشان به کلى بسته مى‌شود. مثَل اتحاد قلوب مِثل اجتماع آب‌هاى قلیل در یکجاست؛ آب کمتر از کُر بر اثر تماس با نجس متأثر و نجس مى‌شود، اما اگر آب‌های کم را در یک ظرف بزرگ بریزند که به اندازۀ کر شود نه تنها نجس نمى‌شود، بلکه خودش نجاست را می‌تواند پاک کند. به همین ترتیب، اگر یکى از قلوبِ متحد مورد عنایت الهی واقع شود، قطعاً به حکم اتحاد به همه خواهد رسید.

 

دروغ در جنگ

در پاره‌اى از روایات، دروغ در جنگ با کفار، چنانکه سبب غلبه بر دشمن ‌شود، تجویز شده است [مثلاً جاسوسی به درون سپاه دشمن بفرستند که اطلاعات غلط به آن‌ها بدهد].

 

وعدۀ به اهل

دروغ در مقام وعدۀ به اهل (مثل اینکه زوجۀ شخص از او چیزى مطالبه مى‌کند و مرد به او وعده مى‌دهد، در حالى ‌که قصد وفا به آن را ندارد)، چون سند این روایات ضعیف است، حکم به جواز آن مشکل است، مگر اینکه اکراه و اضطرار باشد، مثل اینکه اگر وعدۀ دروغى به او ندهد مزاحمش مى‌شود و چندان ناراحتش مى‌کند که شاید منجر به طلاق ‌شود.

 

دروغگویى در مقام خوف و رجا

حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «از دروغ‌گفتن در مقام رجا به ثواب الهى و ترس از عذابش بترسید و بپرهیزید، زیرا هر کس امید به چیزى دارد در کسب اسباب رسیدن به آن چیز کوشش مى‌کند. پس لازمۀ رجا به ثواب الهى سعى در اعمال صالح است و چنانچه در شما نباشد دروغگو خواهید بود. همچنین، کسى که از چیزى ترسان باشد باید از آن فرار کند. اگر شما به راستى از عذاب الهى ترسانید، باید از معصیت که سبب گرفتارى در عذاب است فرار کنید، وگرنه دروغگو خواهید بود».

مقامات دیگری مانند مقام صبر و شکر و رضا و تسلیم و تواضع و حلم جملگی همین حکم را دارند. کسى که خود را اهل این مقامات مى‌داند، اگر اثرى از این صفات در او نباشد، دروغگوست. حضرت صادق (ع) فرمود: «هنگام گفتن الله اکبر باید جمیع مخلوقات را از عرش تا فرش در مقابل بزرگى خداوند کوچک بدانى و اگر خداوند در آن وقت بداند که حال تو چنین نیست مى‌فرماید: ”اى دروغگو! آیا با من نیرنگ مى‌زنى؟ به عزت و جلالم قسم البته تو را از حلاوت ذکر و سرور مناجاتم محروم خواهم کرد“».

گاه مى‌شود که شخص زبانش الله اکبر مى‌گوید اما اگر به او بگویى براى خدا فلان عمل خیر را انجام ده یا براى خدا فلان شر را ترک کن اعتنا نمى‌کند، در حالی که اگر به او پول بدهید فوراً اطاعت مى‌کند یا اگر بترسد که آن خیر را ترک کند یا آن شر ر

/ 0 نظر / 16 بازدید