گناهان کبیره

گناهان کبیره و صغیره

هر کاری برخلاف فرمان خداوند باشد گناه است و هر چند کوچک باشد، چون نافرمانی خداست، بزرگ است. با این حال، خدا در سورۀ نساء [آیۀ 31] می‌فرماید: «اگر از گناهان بزرگی که از آن‌ها نهی شده‌اید (کبائر) دوری کنید، از گناهان [کوچک] شما درمی‌گذریم و پرهیزتان از گناهان کبیره را کفارۀ گناهان صغیره قرار می‌دهیم و شما را وارد بهشت می‌کنیم». بنابراین، در اینجا بحث گناهان کبیره و صغیره مطرح می‌شود.

در تعریف گناه کبیره، علما نظرهای مختلفی ابراز کرده‌اند. از مجموع نظرها برمی‌آید کبیره گناهی است که: 1) در قرآن و حدیث به کبیره‌بودن آن تصریح شده باشد؛ 2) در قرآن مجید یا سنت وعدۀ آتش بر ارتکاب آن رسیده باشد؛ 3) در قرآن یا سنت از گناهی که کبیره‌بودنش مسلّم است بزرگ‌تر شمرده شود. مثلاً قتل نفس از گناهانی است که کبیره‌بودنش آشکار است و از سویی در قرآن مجید می‌فرماید فتنه از قتل نفس بزرگ‌تر است. پس یقیناً فتنه هم از گناهان کبیره است و باید دید که منظور از فتنه چیست تا از آن پرهیز کرد؛ 4) نزد متدینان و متشرعان بزرگ شمرده شود، چنان‌که یقین حاصل شود که بزرگی آن به زمان معصوم منتهی می‌شود؛ مانند نجس‌کردن مسجد از روی عمد و به قصد هتک احترام خانۀ خدا یا پرتاب‌کردن و انداختن قرآن مجید به قصد هتک آن.

 

چرا در قرآن مجید تعداد گناهان کبیره تعیین نشده و چرا در احادیث در این باره اختلاف است؟

اگر در قرآن همۀ گناهان کبیره مشخص می‌شد، مردم سعی می‌کردند فقط از آن‌ها اجتناب کنند و از روی جهالت و هوای نفس بر اقدام به دیگر گناهان جرئت می‌کردند و کسی که به گناهان کوچک بی‌پروا شد کم‌کم به گناهان کبیره هم بی‌باک می‌شود. از این گذشته، این مطلب مانند بسیاری از مطالب دیگر در قرآن مجید به اجمال ذکر شده و بیان شرح آن را به پیغمبر اکرم (ص) و ائمه (ع) واگذار فرموده و مردم را به ایشان ارجاع داده است تا خود را از ایشان بی‌نیاز ندانند و به سعادت حقیقی که ولایت اهل بیت (ع) است نائل شوند. ائمه نیز، به همان علت که مردم صغائر را کوچک نشمرند، بنا نداشتند در جواب پرسش‌کنندگان تمام کبائر را بیان فرمایند.

 

شفاعت و شیعیان گناهکار

پیامبر (ص) فرموده که شفاعتم را برای «صاحبان گناهان کبیره از امتم» ذخیره کرده‌ام.

از حضرت امیرالمؤمنین (ع) از وصف مرگ پرسیده شد. مضمون پاسخ حضرت این است: هر کس بمیرد حالش از این سه مورد خارج نیست: بشارت به نعمت همیشگی، عذاب همیشگی، حالت ابهام بین این دو. پس دوست ما، که اطاعت‌کنندۀ ما بوده (معصیتی نداشته)، به نعمت همیشگی بشارت داده می‌شود؛ دشمن ما، که با ما مخالفت می‌کرده، به عذاب همیشگی بشارت داده می‌شود؛ آن که کارش مبهم است و نمی‌داند بر سرش چه می‌آید مؤمن گناهکار است. اما خدا او را با دشمنان ما مساوی قرار نخواهد داد و او را به شفاعت ما از آتش بیرون خواهد آورد. پس، اوامر الهی را اطاعت کنید و عذاب خدای را کوچک نشمارید، به‌درستی که از جملۀ گناهکاران کسی است که شفاعت ما به او نمی‌رسد، مگر بعد از «سیصدهزار سال عذاب».

عمرو بن یزید از حضرت صادق (ع) پرسید که شما فرمودید همۀ شیعیان ما در بهشت‌اند، با هر گناهی که داشته باشند. حضرت فرمود: «راست گفتم، به خدا قسم! تمام آن‌ها در بهشت‌اند». گفتم: «فدایت شوم، به‌درستی که گناهان زیاد و بزرگ است». فرمود: «در قیامت همۀ شما به شفاعت پیغمبر یا وصی او در بهشت خواهید بود؛ اما، به خدا قسم، از برزخ شما می‌ترسم». گفتم: «برزخ چیست؟» فرمود: «برزخ قبر است، از هنگام مرگ تا روز قیامت».

 

اصرار بر گناه = از دست‌رفتن ایمان

در بعضی از روایات تصریح شده صاحب برخی گناهان کبیره از شفاعت محروم است؛ مانند سبک‌شمردن نماز، چنان‌که حضرت صادق (ع) فرمود: «شفاعت ما به کسی که نمازش را سبک شمارد نمی‌رسد».

بنابراین، نترسیدن از گناهان و تأخیر در توبه به امید شفاعت ناشی از جهل و غرور است و آنچه از موارد شفاعت ذکر شده راجع به وقتی است که شخص با ایمان از دنیا برود. گاه می‌شود که به سبب گناهان زیاد و تأخیر در توبه نور ایمان از قلب بیرون می‌رود  و فرد دچار شک و تردید و بلکه انکار می‌شود و به همین حال می‌میرد. کسی که آن قدر سم خورده که قبل از رسیدن پزشک می‌میرد آیا پزشک می‌تواند برای مرده کاری بکند؟

از حضرت باقر (ع) حدیثی به این مضمون هست که با هر گناهی نقطۀ سیاهی در قلب ظاهر می‌شود. اگر توبه کرد، آن سیاهی برطرف می‌شود و، اگر در گناه فرو رفت، سیاهی قلب زیاد می‌شود تا اینکه تمام سفیدی قلب را می‌گیرد. صاحب چنین قلبی هیچ وقت عاقبت به خیر نخواهد شد.

با توجه به اینکه امام تعیین نفرموده با چه گناهی قلب سیاه می‌شود، این احتمال هست که منظورشان «هر گناهی اعم از صغیره و کبیره» باشد. چنان‌که در آینده مطرح خواهیم کرد، اصرار بر گناهان صغیره هم گناه کبیره است.

 

شیعۀ حقیقی کیست که از شفاعت برخوردار است؟

با توجه به اینکه گفته شد شیعیان از شفاعت چهارده معصوم بهره‌مند خواهند شد، شیعۀ حقیقی را از زبان آن بزرگواران بشناسیم. حضرت موسی بن جعفر (ع) می‌فرماید: «جز این نیست که شیعۀ ما کسی است که از ما پیروی و آثار ما را متابعت و به اعمال ما اقتدا کند». حضرت باقر (ع) فرمود: «به خدا قسم! شیعۀ ما نیست مگر کسی که از خدا بترسد و امرش را اطاعت کند». حضرت صادق (ع) می‌فرماید: «از ما نیست و کرامتی نزد ما ندارد کسی که در شهر یک‌صدهزار نفری باشد و در آن شهر (از غیر شیعه) از او باورع‌تر باشد»؛ یعنی شیعۀ اهل بیت باید از همه در ایمان و عمل و تقوا بهتر باشد.

از امام باقر (ع) منقول است خدا وعده نداده است که مدعی تشیع را بیامرزد: هر کس خدا را اطاعت‌ کند ولی ماست (دارای ولایت ماست) و هر کس معصیت‌کننده باشد دشمن ماست و ولایت ما به کسی نمی‌رسد، مگر به ورع و عمل.

آن حضرت باز فرمود: «خداوند دوستی علی (ع) را در قلب کسی که جا داد پایش به معصیت نمی‌لغزد، مگر اینکه خدا قدمش را نگه می‌دارد و برای او قدم دیگر را حفظ می‌فرماید».

در روایات فراوان نقل شده که ملائکه برای دوستان اهل بیت (ع) استغفار می‌کنند. به علاوه، صریح روایت است که دوستی علی (ع) خود پاک‌کنندۀ گناهان است، چنان‌که پیغمبر (ص) فرموده که دوستی علی (ع) گناهان را می‌سوزاند، همان طور که آتش هیزم را. همچنین، در روایات است که خداوند دوستان اهل بیت را که گناهکارند در دنیا به انواع بلاها مبتلا می‌فرماید تا قبل از مرگ پاک شوند. اگر گناهانشان زیادتر باشد، به سختی جان‌دادن و اگر زیادتر باشد به سختی‌های برزخ دچار می‌سازد تا وقتی که وارد محشر می‌شوند پاک باشند. اگر آن‌ قدر گناهکار باشند که تا آن ‌وقت هم هنوز پاک نشده باشند، به سبب کثرت گناه، به آتش دوزخ می‌روند و پس از پاکی بیرون خواهند آمد و کسی که در قلب او ذره‌ای ایمان و محبت اهل بیت باشد در جهنم نمی‌ماند و ماندن همیشگی در دوزخ مخصوص کفار و دشمنان اهل بیت است.

این نکته یادآوری شود که کم یا زیادماندن در عذاب تابع شدت و ضعف محبت اهل بیت است. اگر محبت زیاد باشد، زودتر به شفاعت خواهد رسید و چه بسا در حال احتضار به فریاد او خواهند رسید. گاه هم به واسطۀ حب مال و شهوات و کمی یا نبودن محبت، موقع مرگ آل محمد (ع) را فراموش می‌کند و فقط آنچه را مورد علاقۀ شدید خویش است درنظر دارد.

/ 0 نظر / 9 بازدید