شراب‌خواری

ضررهای مادی شراب

الکل با تأثیر در سلول‌هاى مغز آن را از کار مى‌اندازد و چه بسا بر اثر پاره‌شدن رگ‌هاى نازک خونى یا لخته‌شدن خون در مغز و جلوگیرى از جریان عادى خون سبب سکتۀ ناقص یا کامل شود. گاهى هم موجب تشنج و صرع و ورم مغز و فشار خون در سر و فلج اعضاى بدن می‌شود. از دیگر آثار الکل در بدن این‌ها را باید ذکر کرد: رعشه در دست‌ها و پاها، از دست دادن کنترل اعضا، ضعف حواس، بی‌خوابى مفرط و دیدن خواب‌هاى پریشان، کم‌شدن بزاق دهان، تحریک مخاط معده، تورم و خراشیدگى روده‌ها، اسهال‌هاى سخت و یبوست شدید بر اثر لطمه‌دیدن رودۀ بزرگ، تورم جگر، نابودی گلبول‌هاى سفید خون، سل و تنگى نفس، امراض کلیوی، ضعیف‌شدن حرکات قلب، رسیدن به جنون بر اثر دائم‌الخمر بودن. این فقط بخش کوچکی از زیان‌های مصرف الکل بود. در کتب و مقالات پزشکی جزئیات بیشتری در این باره خواهید یافت.

 

زیان‌های اخلاقی و معنوی شراب‌خواری

شخص در حال مستی فاقد نیروى خرد است و از این ‌رو از هیچ کار زشت و جنایتی ابا ندارد؛ زیرا فکرش کار نمی‌کند تا کردارش مبنای عقلی داشته باشد! اما اسلام پایۀ خود را بر حفظ و تقویت عقل سلیم قرار داده و هر چیزى را که با حکومت عقل سلیم مخالف است ممنوع اعلام داشته و در بین کارها بر شراب‌خواری و در بین گفتارها بر دروغ‌گویى تأکید بیشتری ورزیده است. گفتنی است که در قرآن مجید براى قتل و کتمان شهادت و افترا تعبیر «اثم» آمده، ولى در هیچ جا «اثم کبیر» گفته نشده، مگر دربارۀ خمر و قمار، و بنابراین در کبیره‌بودن گناه می‌گسارى جاى تردیدی نیست. اما اینکه در آیۀ مزبور گفته شده «در مى و قمار نفع‌هایى براى مردمان هست» مراد سودهایی مادی است که از خرید و فروش و ساختن و سرگرمى با آن‌ها حاصل مى‌شود، اما این سود در برابر گناه بزرگ می‌گسارى و قماربازى و عذاب‌هاى آخرتى آن و زیان‌هاى فراوان جسمى و روحى و عقلى آن ناچیز است و هیچ عاقلی برای رسیدن به سود اندک مادی چنین زیان و گناهی به جان نمی‌خرد.

در سورۀ مائده مى‌فرماید: «اى کسانى که ایمان آورده‌اید! جز این نیست که شراب و قمار و بت‌ها یا سنگ‌هایى که براى قربانى نصب شده و چوبه‌هاى قرعه همگى پلید و از عمل شیطان است. پس، از آن‌ها دورى کنید تا رستگار شوید. جز این نیست که شیطان می‌خواهد با شراب و قمار بین شما دشمنى و خشم اندازد و شما را از ذکر خدا و نماز بازدارد. پس، آیا از آن‌ها دست‌بردارید؟»

در تفسیر المیزان مى‌نویسد خمر هر مایع مست‌کننده‌اى است و امروزه نوشابه‌هاى مُسکری ساخته مى‌شود که آن‌ها نیز خمر است.

 

می‌خوارى در احادیث

از رسول خدا (ص) روایت است که شراب‌خوار در حالى وارد محشر مى‌شود که رویش سیاه و دهانش کج و زبانش بیرون افتاده و فریاد تشنگی‌اش بلند است و به او از چاهى که در آن چرک زناکاران ریخته شده می‌آشامانند. و نیز فرمود: «به‌ خدا سوگند، کسى که نمازش را سبک گیرد و کسى که مست‌کننده‌اى بخوردبه شفاعت من نمى‌رسد». و باز فرمود: «خداوند ده کس را دربارۀ شراب لعنت فرموده: ‌کسی که درختش را [به نیت تهیۀ شراب] کاشته و آن که نگهبانی‌اش را کرده و آن‌ که انگورش را فشرده و آن که آن را نوشیده و آن ‌کسى که در جام ریخته و آن که آن را حمل کرده و آن که از باربر تحویل گرفته و آن که خریده و آن که فروخته و آن که پولش را دریافت داشته است».

حضرت صادق (ع) هم فرموده شراب‌خوارى با بت‌پرستى یکی است و شراب‌خوار در قیامت کافر محشور خواهد شد و شراب اساس هر گناهى است.

 

شراب مادر گناهان است

از حضرت باقر (ع) پرسیده شد که بزرگ‌ترین گناه کبیره کدام است که فرمود شراب‌خوارى، زیرا ممکن است شخص در حال مستی نماز واجب خود را ترک کند و حتی با مادر و خواهر و دختر خود زنا کند!

شاید تعجب کنید چرا گفته شده بزرگ‌ترین گناه، اما حضرت صادق (ع) پاسخ آن را فرموده است: «کسى که یک جرعه شراب بیاشامد خدا و پیغمبران و مؤمنان او را لعنت می‌کنند و اگر چندان بخورد که مست شود ”روح ایمان“ از او دور مى‌شود و به جایش روح کثیف شیطانى می‌نشیند. پس نماز را ترک مى‌کند و ملائکه او را سرزنش مى‌کنند و خداى تعالى به او خطاب مى‌فرماید: ”اى بندۀ من! ’کافر‘ شدى! بدا به حال تو“». پس امام (ع) فرمود: «بدا به حالش! بدا به حالش! به خدا سوگند، یک سرزنش الهى از هزار سال عذاب سخت‌تر است. لعنت‌شدۀ خدایند و هر جا بروند از پناه خدا بیرون‌اند و هلاک خواهند شد ... ملعون است کسى که امر الهى را ترک می‌کند. اگر به صحرا رود، صحرا هلاکش مى‌کند؛ اگر به دریا رود، غرقش مى‌کند. پس او مغضوب خشم خداوند بزرگ است». اینکه بعضى از گنهکاران مهلت مى‌یابند ترحمى است که خداوند به آن‌ها فرموده تا شاید توفیق یابند و توبه کنند یا، اگر اهل توبه نباشند، از باب استدراج و غضب است تا گناه بیشترى کنند و سزاوار عذاب دردناکى شوند و حجت الهى در آن مهلت‌یافتن بر ایشان تمام‌تر باشد.

و باز حضرت صادق (ع) فرمود: «شراب‌خوار تشنه مى‌میرد و تشنه سر از گور درمى‌آورد و تشنه به دوزخ مى‌رود».

 

از خدا باکى ندارد

از حضرت امیرالمؤمنین پرسیده شد آیا شما فرموده‌اید که شراب از دزدى و زنا بدتر است. فرمود: «بلى، زناکننده شاید گناه دیگرى نکند، اما شراب‌خوار، چون شراب خورد، زنا مى‌کند و آدم مى‌کشد و نماز را ترک مى‌کند». و نیز حضرت صادق (ع) فرمود: «شراب مادر گناهان است و سبب رسیدن خورنده‌اش به هر شرى است. عقل او را مى‌گیرد، پس خداى خود را در آن حال نمى‌شناسد و هر گناهى که پیش آید می‌کند و ترسی از اعمال خلاف عفت ندارد».

اگر کسى شراب‌خواری را حلال بداند «کافر» است. حضرت صادق (ع) فرموده: «هر که نبیذ (شراب) بیاشامد و آن را حلال بداند همیشه در دوزخ خواهد بود و کسى که آن را بیاشامد و این کار را حرام بداند در دوزخ عذاب مى‌شود (اما عذابش همیشگى نیست)». حضرت رضا (ع) فرموده خداوند هیچ پیغمبرى را نفرستاده مگر اینکه در آیین او تحریم خمر آمده و از این رو همیشه خمر حرام بوده است.

 

شراب‌خواری کم و زیاد و خالص و ممزوج ندارد

شراب‌خوارى کم و زیاد و خالص و ناخالص ندارد؛ حتی اگر یک قطرۀ شراب در ظرف آب ریخته شود آشامیدنش حرام است. حضرت صادق (ع) فرموده: «هر چیز مستى‌آورنده کمش هم حرام است». کسی گفت آن ‌قدر آب رویش می‌ریزم تا مستی‌اش برود. فرمود: «نه! چگونه آب می‌تواند حرام خدا را حلال کند؟ از خدا بترس و آن را نیاشام». خلاصه اینکه با توجیهات بی‌پایه نمی‌توان حکم خدا را دستکاری کرد.

جالب آن‌که در تورات و انجیل فعلى، با این ‌همه تحریفاتى که در آن‌ها شده، تحریم مسکرات آمده. مثلاً در اصحاح ٢٣ از امثال سلیمان (ع) آیۀ ٢٠ مى‌نویسد: «از شراب‌خواران مباش» و در آیۀ ٣٩ می‌گوید: «بدبختى براى کیست؟ جنگ و نزاعبراى کیست؟ اندوه و بدروزگارىبراى کیست؟ جراحت بدن بى‌سبب و بى‌جهت براى کیست؟ سرخى چشم، یعنى در حال مستى خود یا دیگرى را زخمى سازد یا بکشد یا کار زشت دیگر از او سر زند، تمام این حالات و بدبختی‌ها و مفاسد براى کسانی‌ است که به آشامیدن شراب عادت کرده‌اند» و در آیات دیگر هم در این باره مطلب آمده که برای اختصار از آن می‌گذریم.

 

مسکرِ مایع نجس هم هست

هر مست‌کننده‌اى که روان باشد نه تنها آشامیدنش (مانند خوردن مست‌کنندۀ غیر روان) حرام است که نجس هم هست و با آن نمى‌شود نماز خواند، ولى اگر مست‌کننده در اصل جامد باشد، مانند حشیش و بنگ، نجس نیست، هرچند استعمالش حرام است.

 

خورانیدن شراب و نشستن بر سر سفره‌ای که شراب در آن است

خورانیدن شراب هم به دیگران، هرچند بچۀ کوچک باشد، حرام است و بر اساس احادیث هر که به بچه‌اى شراب بخوراند خداوند در قیامت به همان اندازه از حمیم جهنم به او مى‌خوراند. خوردن غذا از سفره‌اى که در آن مسکر است و دیگرى می‌آشامد هم حرام است، هرچند خودش ننوشد. از حضرت صادق (ع) روایت شده که پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «لعنت شده کسى که بر سفره‌اى بنشیند که از آن شراب خورده مى‌شود».

حتی بعضى از علما گفته‌اند سفره‌اى که در آن حرامى به‌جا آورده شود نشستن و خوردن از آن حرام است؛ مثل اینکه بر سر سفره غیبت کنند، و شکى نیست اگر برخاستن شخص سبب ترک گناه شود و ترس رسیدن زیانى از آن‌ها را نداشته باشد نشستنش حرام و برخاستنش واجب است، چون نهى از منکر با اجتماع شرایط واجب است.

 

شراب براى مداوا

از اهل‌بیت (ع) روایات فراوانی در منع نوشیدن شراب حتی برای درمان رسیده، زیرا خداوند شفا را از هر مست‌کننده‌اى برده است و این قول مشهور میان فقهاست.بعضى هم گفته‌اند با سه شرط در هنگام ضرورت مانعى ندارد: 1) بداند آن بیماری از این راه قطعاً درمان‌شدنی است، 2) ترک معالجه از این راه قطعاً به مرگ یا زحمت بسیار انجامد، 3) «قطعی» باشد که چاره «منحصر» به شراب است. پس اگر «احتمال» دهد راه دیگری هم هست این شرط برقرار نیست. اما گفته شد شفا در حرام نیست و چنین موردى در عمل به ندرت پیش می‌آید [و اینکه برخی پزشکان بی‌تقوا با کوچک‌ترین بهانه شراب‌خواری و خودارضایی و روزه‌خواریِ بی‌جهت (و نه روزۀ مضر) و مواردی از این دست را تجویز می‌کنند برای فرد حکم عذر شرعی ندارد. چه بسا اگر نزد پزشک خداترسی برود راه درمان درست را بیابد. اگر پزشکی نداند که الکل نابودگر گلبول‌های سفید است، باید به حالش تأسف خورد]. یکى از زیان‌هاى بزرگی که بر اثر تجویز الکل پیدا مى‌شود آن است که مریض را معتاد به الکل می‌کند و ترک اعتیاد هم کاری است دشوار. ممکن است ایراد بگیرید که این همه از زیان‌هاى جسمانى الکل گفتید، ولی برخى سال‌ها مشروب‌ خورده‌اند و مرضی نگرفته‌اند. ممکن است برخی به‌سبب قوت جسمی دیرتر تأثیر پذیرند، اما قطعاً اثر الکل خودش را در نسل‌های بعدی آشکار می‌سازد و چه بسا فرزند این فرد دیگر قدرت جسمی پدر یا مادرش را به ارث نبرد. مگر باید تمام کسانی که الکل مصرف می‌کنند بیمار شوند تا ما ضررهای جسمانی آن را بپذیریم؟ چه بسا افرادی که مدام سیگار می‌گشند و سرطان نمی‌گیرند. آیا می‌توان گفت حالا که برخی سرطان نمی‌گیرند پس سیگار سرطان‌زا نیست؟ وانگهی، مگر ضررهای معنوی از ضررهای مادی کمتر است؟ گیریم کسی مشکل جسمی پیدا نکند، اما مشکل روحی و معنوی که می‌گیرد. کسی در حال مستی مرتکب زنا یا قتل شود بدتر است یا اینکه به درد جسمی مبتلا شود؟

 

در شراب شفا نیست

ابن ابى‌یعفور به حضرت صادق (ع) عرض کرد مبتلا به مرضى‌ام که هر وقت شدت مى‌گیرد قدرى نبیذ (شراب انگور) می‌آشامم و درد ساکن مى‌شود. حضرت فرمود: «نیاشام، به درستى که حرام است و جز این نیست که از شیطان است، و مى‌خواهد تو را به حرام بیاندازد. اگر از شراب‌خوردنت ناامید شود، درد برطرف مى‌شود». پس به کوفه برگشت و دردش بیشتر شدت گرفت. بستگانش برایش نبیذ آوردند و اصرار کردند بخورد، ولی حاضر نشد حتی قطره‌اى بیاشامد. چند روزى سختى کشید تا اینکه درد برطرف شد و دیگر تا آخر عمر به آن درد مبتلا نشد.

 

هنگام مرگ اثرش هویدا مى‌شود

ابوبصیر روایت کرده ام‌خالد عبدیه خدمت حضرت صادق (ع) آمد و من در خدمت آن حضرت بودم. عرض کرد: «من دِین خود را به گردن شما انداخته‌ام؛ در قیامت که خداى تعالى را ملاقات کنم، مى‌گویم جعفر بن محمد (ع) مرا امر و نهى فرمود. فدایت شوم، دل‌درد سختى دارم و طبیبان گفته‌اند نبیذ را با آرد بوداده بخورم. خواستم از شما بپرسم». حضرت فرمود: «حتی یک قطره از آن را نچش، زیرا وقتى پشیمان می‌شوى که جانت به اینجا رسیده» و بادست مبارک به گلویش اشاره و این کلام را سه بار تکرار فرمود. از این روایت معلوم مى‌شود اثر سوء شراب ساعت مرگ ظاهر می‌شود.

 

 

 

شاگرد فضیل بن عیاض هنگام مرگ فضیل بر او وارد شد و کنار سرش نشست و سورۀ یس خواند. شاگرد گفت: «اى استاد! قرآن نخوان». فضیل ساکت شد و سپس او را تلقین کرد و گفت بگو «لا اله الا الله». شاگرد گفت: «نمى‌گویم، چون از آن بیزارم» و بر همین حال مرد. فضیل غمگین به خانه رفت و در خواب شاگردش را دید که در عذاب است. از او پرسید چرا بى‌ایمان مُردى با اینکه داناترینِ شاگردان من بودى. گفت: «به سه علت. اول آن‌ها اینکه خلاف آنچه گفته بودى به اصحاب خود مى‌گفتم. دوم حسد، چون به اصحابم حسادت داشتم. سوم اینکه بیمار بودم و نزد طبیب رفتم که دستور داد هر سال قدحى شراب بخور و اگر نخورى آن مرض می‌ماند و من هر سال قدحى از شراب می‌نوشیدم».

 

به شراب‌خوار دختر ندهید

رسول خدا (ص) فرموده شایسته نیست شراب‌خوار که به خواستگارى بیاید با او ازدواج شود و شفاعتش پذیرفته نیست و گفتارش نباید مورد تصدیق و گواهى واقع شود و نباید او را امین دانست و کسى که او را مورد اطمینان دانسته و چیزى به دستش بسپارد از خداوند براى او ضمانى یا عوض و پاداشى نیست. و در جایی دیگر فرموده کسى که دخترش را به شراب‌خوار بدهد با دخترش قطع رحم کرده است و در مباحث گذشته توضیح دادیم که قطع رحم هم گناه کبیره است. و نیز فرمود کسى که دخترش را به شراب‌خوار بدهد مثل این است که دخترش را براى زنادادن از خانه بیرون کرده است! و نیز فرمود اگر شراب‌خوار مریض شد به دیدنش نروید و اگر بمیرد به جنازه‌اش حاضر نشوید.

اگر شراب‌خوار می‌دانست که از اجتماع مسلمانان به دور افتاده و مسلمانان با او ازدواج نمى‌کنند و حرفش را نمى‌پذیرند و او را امین نمى‌دانند و با او معامله نمى‌کنند، کجا دیگر گرد شرابخوارى مى‌رفت؟

 

به زور نمی‌توان با شراب‌خواری جنگید

اگرچه در اسلام برای شراب‌خواری حد تعیین شده (به متن کتاب گناهان کبیره رجوع کنید)، این حد برای مجازات مجرم است و اسلام برای مبارزه با آن سراغ ریشه‌های آن رفته است. شرب خمر با وضع قانون و دخالت حکومت از میان نمی‌رود، زیرا این عادت از عوارض بیماری‌هاى اساسى اجتماع است و تا ریشۀ مرض نخشکد مبارزه با عوارض و آثار مرض بیهوده و برخلاف عقل و منطق است. از این رو، مبارزه با شرب خمر در محیطى که به زندگى تجملى و کامرانى و عیاشى خو گرفته بى‌حاصل است، زیرا شرب خمر نتیجۀ اجتناب‌ناپذیر شیفتگى و دلباختگى به لذت‌ها و کام‌هاست که کام و لذت را حتى در انواع سموم جستجو می‌کند. بدیهى است وقتى کار لذت‌طلبى به این مرحله رسید دیگر با تبلیغات و نشر کتاب و بیان زیان‌هاى طبى و مفاسد اخلاقى و توسل به قوانین سخت و مجازات‌هاى شدید نمى‌توان با آن مبارزه کرد، زیرا ترک این عادت محتاج تحول عمیق روحى است و در غیر این صورت هرگاه از این عادت به زور جلوگیرى شود سموم خطرناک‌ترى جاى آن را خواهد گرفت.

اجتماعى که اختلاف طبقاتى شدید بر آن حکومت بکند و یک طبقۀ آن در عیش و کامرانى مفرط و طبقۀ دیگرش در محرومیت و ناکامى شدید به‌سر برد ناچار گرفتار مسکرات خواهد شد، زیرا طبقۀ اول بر اثر کامرانى بى‌حد و حساب احساساتشان خاموشو محتاج به تحریک مى‌شود و طبقۀ دوم براى تسکین آلام و ناکامی‌ها محتاج به از خود بیخودى و فرار از واقعیت زندگى‌اند و هیچ کدام از مسکرات بى‌نیاز نخواهند بود.

شاید بهترین گواه تأیید این مطلب تاریخ مبارزۀ حکومت آمریکا با مسکرات باشد. آمریکا براى مبارزه با این عادت زشت و زیان‌آور به همۀ وسائل، از قبیل مجلات و جرائد و سخنرانی‌ها و فیلم‌هاى سینمایی، متوسل شد و براى تبلیغات بر ضد مسکرات مبلغى افزون از هشت میلیون دلار صرف کرد و بالغ بر ده میلیارد صفحه کتاب و مجله و نشریه به این منظور منتشر ساخت و در ظرف چهارده سال مبارزه مبلغى در حدود 250 میلیون لیره براى تنفیذ و اجراى قانون تحریم مسکرات خرج کرد و 300 نفر را در این جریان اعدام کرد و 532325 نفر را به زندان افکند و در حدود شانزده میلیون لیره بابت جریمۀ مسکرات گرفت و برابر با 450 میلیون لیره املاک را مصادره کرد، ولى این همه مبارزه جز عشق و شیفتگى به مسکرات سود و حاصلى نداد، تا آنجا که سرانجام در سال ١٩٣٣ به ناچار آن قانون را نقض کرد و مسکرات را کلاً آزاد ساخت و، پس از این همه تجربۀ تلخ، دریافت که علاج این بیمارى با توسل به قانون و اعمال زور میسر نیست.

اما استعمال مسکرات را با این بهانه نمى‌توان روا دانست، بلکه باید با علل و موجبات شیوع و وجود آن مبارزه کرد. اسلام وقتى عادت نکوهیدۀ شرب خمر را تحریم کرد، این موضوع را از حساب خود دور نداشت و نخستین ‌بار با علل مبارزه کرد و آن گاه به تحریم آن اقدام کرد. از این رو، اولین شرط معالجۀ بیماری‌هاى خطرناک روحى تنظیم امور اقتصادى و اجتماعى و فکرى و روحى و جسمى است.

/ 0 نظر / 6 بازدید