رباخواری و ربادادن

خورندگان و گیرندگان ربا در روز قیامت به شکل دیوانه‌ها از گور برمى‌خیزند و اهل محشر به این نشانه آنها را مى‌شناسند و حشر رباخواران به این صورت براى این است که در دنیا از راه عقل و شرع منحرف و از مقتضاى حیات انسانى که مهربانى و عدالت و کمک به یکدیگر است دور شدند. رباخوار از صفت توکل بر خداوند و طلب برکت از او محروم است؛ زیرا همۀ امیدش همان سودى است که مى‌خواهد از بدهکار بگیرد و این، چنانکه در بحث شرک ذکر شد، شرک آشکارى است.

 

آیا ربا مانند دادوستد است؟

«ربا» دادنِ مالى است که خود شخص از آن بى‌نیاز است به کسی که نیازمند است، به شرطى که در موقع پس‌دادن «اضافه» دریافت کند یا اینکه اگر سر موعد نداد با شرط دریافت «اضافه» مهلت دهد، اما در دادوستد بحث «اضافه» مطرح نیست و کاملاً عادلانه و حلال است.

از دیگر وجوه اختلاف ربا و معامله آن است که در تجارت احتمال سود و زیان هست و از این رو تلاش مى‌کند و از خدا مى‌خواهد که برکت دهد و امیدش به سودی است که خداوند نصیبش مى‌فرماید، ولى در ربا نظر به سود مسلمى است که از مال مدیون بیچاره بر خواهد داشت.

شکى نیست که ربا معامله‌اى است ظالمانه و برهم‌زنندۀ نظام اجتماعى؛ چون طلبکار هر روز ثروتش بدون هیچ عملى افزایش می‌یابد و بدهکار تنگدست‌تر می‌شود. از نظر اسلام، قرض باید بدون سود به نیازمندان پرداخت شود تا حقیقت دوستى و روح صمیمیت و همکارى اجتماعى در بین مردم تقویت یابد.

در کتاب اسلام و صلح جهانى آمده که در اسلام پاداش فقط در برابر کار و کوشش است و، چون خودِ سرمایه کار و کوشش نیست، به خودى خود نباید سود بدهد. بنابراین، فقط وجود ثروت در نزد صاحب خود نمى‌تواند با اضافۀ سود در موقع قرض‌دادن وسیلۀ افزایش ثروت شود.

 

فضیلت کسب حلال و قرض‌الحسنه

رسول خدا (ص) فرمود: «عبادت هفتاد گونه است که افضل آنها طلب مال حلال است». و نیز فرمود: «تاجر راست‌گفتار و درست‌کردار با انبیا محشور مى‌شود و صورتش چون ماه شب چهارده مى‌درخشد».

رباخوار از پاداش بزرگ مخصوص قرض‌الحسنه هم محروم است. صدقه (دادن مال به مستحق بدون عوض) ده حسنه دارد، ولى قرض‌دادن (دادن مال و پس‌گرفتن آن پس از مدتى بدون اضافه) هیجده حسنه دارد و کسى که بدهکار را مهلت دهد و سودى مطالبه نکند به هر روزى ثواب صدقه‌دادن آن مال را در راه خدا برایش مى‌نویسند. اما شخص رباخوار وعده‌هاى الهی را دربارۀ صدقه و قرض‌الحسنه تصدیق نکرده و به مرض بخل و حرص گرفتار شده و شکى نیست که عاقبت بخل آتش دوزخ است.

 

عذاب دردناک و جاودانى

چون مفاسد دنیوی و اخروی رباخوارى بیش از بسیاری از گناهان کبیرۀ دیگر است، در قرآن و روایات عذابش را چندان عظیم خوانده‌اند که اگر رباخوار از کردۀ خود پشیمان نشود از کسانى خواهد بود که همیشه در آتش جهنم معذب است: «و کسى که پند پروردگارش به او برسد (نهى از رباخورى) و بپذیرد و آن را ترک کند، پس عمل گذشته‌اش براى اوست (یعنى بازخواست ندارد) و به سبب توبه عذابش ساقط مى‌شود و امرش (در لزوم تدارک از گناه گذشته و عدم لزوم) با خداوند است و .... کسى که آنچه را خداوند نهى فرموده ترک نکند و به آن گناه بازگردد ایشان ملازمان دوزخ و در آن همیشگى خواهند بود».

توضیح اینکه خداوند در گناهان چون شرک «تدارکى» معین نفرموده و هرگاه مشرک توبه کند آمرزیده است و تدارکى هم نمى‌خواهد، اما در بعضى گناهان تدارک را لازم فرموده؛ مانند لزوم قضاى نماز پس از توبه از ترک نماز و مانند لزوم برگرداندن مالى که به‌صورت سود در ربا گرفته است که باید پس از توبه به صاحبش برگرداند. سپس مى‌فرماید: «خدا مال ربا را ”کم“ و ”بى‌برکت“ مى‌کند و صدقات را برکت مى‌دهد و خدا دوست نمى‌دارد هر ناسپاسى را که محرمات الهی را حلال می‌داند و مرتکب می‌شود».

 

ربا در روایات

حضرت صادق (ع) فرمود: «یک درهم رباگرفتن از هفتاد بار زناکردن با محرم (مادر، خواهر،...) خود نزد خداوند بدتر است». حضرت رسول (ص) نیز رباخورنده و خوراننده و خریدار و فروشنده و نویسنده و دو شهودش بر معامله را لعنت فرمود.

خدمت حضرت صادق (ع) عرض شد مردى رباخوار است و مى‌گوید مثل اولین شیر مادر است (یعنى چون شیر مادر حلال و گواراست). پس آن حضرت فرمود: «اگر خداوند مرا قدرت مى‌داد و مانعى نبود، هر آینه گردنش را مى‌زدم»؛ زیرا انکارکنندۀ حرمت ربا منکر ضرورتى  از دین اسلام شده و چنین شخصى مرتد و واجب‌القتل است.

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «کسى که ربا بخورد خداوند شکمش را به مقدار آنچه خورده از آتش پر مى‌کند. پس، اگر از ربا مالى را به دست آورد، عملش را نمى‌پذیرد و تا وقتی قیراطى از مال ربایى نزدش باشد همواره مورد لعن خدا و ملائکه است».

 

عذاب برزخى و دنیوی رباخوار

پیامبر فرمود: «در شب معراج جماعتى را دیدم که هرگاه یکى از ایشان مى‌خواست برخیزد از بزرگى شکمش نمى‌توانست. از جبرئیل پرسیدم این‌ها کیستند. گفت: ”رباخواران‌اند که روز قیامت برنمى‌خیزند، مگر مانند جن‌زده‌ها“. ناگاه ایشان را بر راه آل فرعون دیدم که بامداد و شامگاه آتش بر ایشان عرضه مى‌شود و مى‌گویند خداوندا کی قیامت برپا مى‌شود (مراد از آتش در اینجا عذاب برزخى است)».

و باز پیغمبر اکرم فرمود که، هرگاه زنا و رباخوارى در قریه‌اى رواج یابد، به هلاکت اهلش اذن داده مى‌شود. و همچنین فرمود: «هرگاه امت من رباخوار شوند، به زلزله و فرورفتن در زمین مبتلا مى‌شوند».

 

رباى قرضى

رباى قرضى این است که شخص مالش را به دیگرى قرض دهد، به شرطى که پس از مدتى بیش از آنچه داده بگیرد (مثلاً، ده میلیون تومان بدهد و شرط کند که یازده میلیون تومان بگیرد یا ده کیلو برنج قرض دهد و شرط ‌کند که یازده کیلو پس بگیرد) یا اینکه دریافت اضافی‌اش بر حسب کار باشد (مثل اینکه مبلغی قرض مى‌دهد و شرط مى‌کند که همان مبلغ را پس بگیرد، اما یک روز هم برایش کارگری کند). همچنین، اگر مبلغی را قرض دهد و همان را بگیرد، اما به شرطى که یک سال مجانی در خانۀ قرض‌گیرنده بنشیند، این هم رباست. مورد  دیگر این است که، مثلاً، ده مثقال طلاى نساخته بدهد و شرط کند که ده مثقال طلاى ساخته بگیرد.

 

فرق رهن (گرو) با ربا این است که در رهن فقط خانه به صورت گرو نزد طلبکار است، ولى منافعش مال صاحب خانه است. البته بدهکار مى‌تواند منافعش را به طلبکار واگذار کند و این غیر از رباى قرضى است که هم قرض مى‌دهد و هم شرط دریافت اضافی مى‌کند [برای آگاهی از احکام ربا لازم است به رساله‌های عملی مراجع خود رجوع کنید؛ مخصوصاً کسانی که در کسب و کار دارند باید احکام ربا و خمس و ... را بدانند].

 

ربادادن هم حرام است

چنان‌که رباگرفتن حرام است ربادادن هم حرام است. قرض‌گیرنده هرگز مالک آن مال ربایی نمى‌شود و، اگر تصرفى کرد و منفعتى کسب کرد، همچنان مال قرض‌دهنده است. مثلاً، اگر گندم را به‌طور ربایى قرض کند و آن را بذر کند، حاصلى که به‌دست مى‌آید مال صاحب گندم است. اما، اگر قرض‌گیرنده یقین دارد که اگر شرط اضافه هم نشده بود قرض‌دهنده راضى بود که در آن مال تصرف کند تا رفع حاجتش شود، تصرفش عیبى ندارد.

نکتۀ مهم دیگر این است که اگر شرط اضافه نشده و به عنوان قرض‌الحسنه داده شده، اگر بدهکار به میل خود چیزى بر آن افزود، مانعى ندارد و بلکه مستحب است که بدهکار سر موعد پیش از آنکه طلبکار مطالبه کند بدهی‌اش را بپردازد و نیز چیزى به‌عنوان هدیه به قرض‌دهنده بدهد. از آن طرف، بر طلبکار مستحب است چیزى را که به عنوان هدیه گرفته از اصل طلبِ خود حساب کند.

 

اشخاصى که ربا ندارند

چهار طائفه‌اند که ربا، چه قرضى و چه معامله‌اى، براى آنها صحیح است:

 ١ - پدر و فرزند هر یک مى‌تواند از دیگرى اضافه بگیرد، ولى بین مادر و فرزند ربا ثابت است.

 ٢ - زن و شوهر هر یک مى‌تواند از دیگرى اضافه بگیرد.

 ٣ - مسلمان مى‌تواند معاملۀ ربوی و قرض ربوى با «کافر حربى» بکند، به شرط اینکه آن که زیادتر مى‌گیرد مسلمان باشد و زیاد‌دهنده کافر حربى، و عکس آن جایز نیست اما کافر ذمى، یعنى کافرى که در پناه اسلام است و دشمنی نمی‌کند ربا با او مطلقاً حرام است، چه بدهد یا بگیرد.

 ۴ - بین عبد و مولا ربایى نیست.

/ 0 نظر / 11 بازدید