آدم‌کشى و خودکشی

عذاب جاودانى ویژۀ کفار است

اگر کسى با ایمان از دنیا برود، همیشه در عذاب نخواهد بود، هرچند قتل نفس و گناهان بزرگ دیگر از او سر زده باشد. بنابراین، در معنى آیۀ شریفه وجوهى ذکر شده است. یکى اینکه جاودانگی عذاب براى وقتى است که مؤمنى را به‌سبب ایمانش کشته باشد و شکى نیست که قاتل در این حال کافر و اهل خلود است. یا اینکه مؤمن را کشته در حالی که خونش را حلال دانسته است. چون حرمت خون مؤمن از ضروریات دین است، پس قاتل در این حال منکر ضرورتى از دین شده و کافر است. وجه دیگر آن است که قاتل مستحق جاودانگی عذاب این گناه بزرگ است، اما اگر با ایمان از دنیا برود شاید خداوند تفضلاً او را مخلد در آتش نفرماید. وجه دیگر این است که خلود در این آیه شریفه مدت دراز و طولانى است، نه ابدى و همیشگى.

خودکشی ممنوع!

در قرآن کریم به صراحت انسان را از خودکشی نهی فرموده و بر آن وعدۀ عذاب داده شده است وتمام عقوبت‌هایى که دامن قاتل را می‌گیرد دامن شخصی را هم که خودکشی می‌کند می‌گیرد. هیچ فرقى هم در اقسام خودکشى نیست: سم بخورد، خود را از بلندى پرتاب کند، غذا نخورد تا بمیرد، اگر مریض شد مداوا نکند تا بمیرد، دیگرى قصد کشتن او را دارد و مى‌تواند دفاع کند ولی نمی‌کند تا کشته شود.....

حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «مؤمن ممکن است به هر نوع مرگى بمیرد، اما خودکشى نمى‌کند. پس کسى که بتواند خون خود را حفظ کند و از قاتل خود جلوگیرى نکند تا کشته شود قاتل خود خواهد بود».

حضرت صادق (ع) فرمود: «کسى که عمداً خود را بکشد همیشه در آتش جهنم خواهد بود».

 

کشتن همۀ مردمان

در جاى دیگر مى‌فرماید هر کس دیگرى را بى‌آنکه کسى را کشته باشد یا در زمین فسادى کرده باشد بکشد مانند این است که همۀ مردمان را کشته باشد، چنان‌که هرگاه کسى سبب بقاى نفسى شود (مانند ترک قصاص یا جلوگیرى از قتل یا مرگ کسی) انگار سبب زندگى همۀ مردمان شده است و ثواب چنین کارى براى اوست.

قاتلْ مسلمان نمى‌میرد

 حضرت ابى‌عبدالله (ع) فرمود: «کسى که مؤمنى را بکشد هنگام مرگ به او گفته مى‌شود هر طور که مى‌خواهى بمیر: یهودى یا نصرانى یا مجوسى (یعنى از اسلام بهره‌اى ندارى)». نیز فرمود: «مؤمن تا وقتی خون حرامى را نریخته باشد همواره از دین خود در وسعت است» و فرمود: «کشندۀ مؤمن از روى عمد موفق به توبه نخواهد شد». 

شریکان قتل هم قاتل‌اند

حضرت صادق (ع) فرمود: «به رسول خدا (ص) عرض شد که یک نفر مسلمان کشته شده و جسدش در جهینه افتاده است. حضرت حرکت فرمود و مردم هم باخبر شدند و به اتفاق آن حضرت آمدند تا به آن کشته رسیدند. حضرت فرمود: "قاتل او کیست؟" عرض کردند: "یا رسول‌الله (ص)! ما نمى‌دانیم". پس از روى تعجب فرمود: "کشته‌اى در بین مسلمانان افتاده باشد و قاتلش معلوم نباشد؟ قسم به آن خدایى که مرا به پیغمبرى برگزید! اگر اهل آسمان‌ها و زمین در خون یک نفر مسلمان شرکت کنند و به آن راضى باشند، هر آینه خداوند همۀ آن‌ها را عذاب خواهد فرمود و به آتش جهنم خواهد انداخت"».

حضرت رضا (ع) فرمود: «اگر کسى در مشرق‌زمین کشته شده و دیگرى در مغرب‌زمین به کشته شدن او راضى شود، هر آینه نزد خداوند شریک ‌کشنده است».

 

سقط جنین حرام است

در قرآن مجید مى‌فرماید: «و فرزندان خود را از ترس فقر و تنگدستى نکشید. ما به آنها و شما روزى مى‌دهیم؛ به‌درستى که کشتن آنها خطاى بزرگى است».

حتى بچه‌اى که در رحم مادر باشد و کشته شود در این حکم با دیگران مساوى است و دیۀ قتل او مانند بزرگسالان است، هرچند کشنده پدر یا مادر باشد؛ مثل اینکه مادر دوایى بخورد یا کارى بکند که بچه بیندازد. در این صورت، تمام عقوبت‌هاى مزبور براى او خواهد بود و دیۀ قتل نفس، یعنى هزار مثقال طلا، را باید بپردازد. البته خودش به سبب جنایتى که مرتکب شده از این پول سهمى نمى‌برد و به سایر ورثۀ طفل مى‌رسد.

از بین‌بردن نطفه هم حرام است

حتى از بین‌بردن نطفه پس از استقرار در رحم حرام است و بر کسى که سبب سقط شده، هرچند پدر یا مادر باشد، دیۀ معین واجب مى‌شود: اگر نطفه باشد،  ۶٠  مثقال طلا؛ اگر استخوان‌بندى شده باشد،  ٨٠  مثقال؛ اگر جنین شده (گوشت آورده) ولى روح هنوز در او دمیده نشده،  ١٠٠  مثقال؛ اگر روح در او دمیده شده و پسر بوده؛ 1000 مثقال؛ اگر دختر بوده، 500 مثقال طلا.

[این موضوع با پیشگیری از حاملگی فرق دارد؛ دقت کنید که پس از «استقرار» نطفه نابودکردن آن حرام است، نه قبل آن].

در صورتى که زن آبستن بمیرد و بچه‌اش زنده باشد، واجب است فوراً پهلوى او را شکافته، بچه را بیرون آورند و مسامحه‌کردن حرام است و، اگر به‌واسطۀ تأخیر در بیرون‌آوردن بچه تلف شود، بر مسبب تأخیر دیه واجب است.

توبۀ آدم‌کشى

اگر کسى عمداً قتل نفس کرده و بخواهد توبه کند، باید خود را تسلیم اولیاى مقتول کند و آنها اختیار دارند که قصاص کنند یا دیه بگیرند. هرگاه از قصاص صرف‌نظر کردند، بر قاتل سه چیز واجب مى‌شود: آزادکردن بنده، سیرکردن شصت نفر فقیر، روزه‌گرفتن شصت روز پى‌درپى، و اگر بنده یافت نشود دو تاى دیگر ساقط نمى‌شود.

 

قتل غیرعمد

اگر قتل نفس عمدی نباشد، پرداختن دیه به اولیاى مقتول بر او واجب مى‌شود، مگر اینکه عفوش کنند. به علاوه، یکى از سه امر مزبور (آزادکردن بنده، اطعام، روزه) به وجوب خود باقى است.

شایان ذکر است قطع هر یک از اعضای بدن مسلمان هم گناه دارد و حکم آن در رساله‌های عملیه آمده است. همچنین، قتل از سه حال بیرون نیست: عمدى، شبه عمد، خطاى محض. قتل عمدى آن است که به قصد کشتن دیگرى کارى انجام دهد و آن شخص به سبب آن کار کشته شود یا اینکه قصد کشتن او را نداشت، اما کارى کرد که غالباً موجب قتل است؛ مثلاً او را آن‌قدر بزند و دست برندارد تا بمیرد یا خوراک به او ندهد تا جان دهد یا به قصد اذیت راه نفس او را بگیرد تا خفه شود.

شبه عمد آن است که قصد کشتن نداشته و کارى که غالباً کشنده است انجام نداده، اما تصادفاً به‌سبب کارى که عمداً انجام داده آن شخص کشته شود؛ مانند اینکه با چیزى که غالباً موجب قتل نیست کسى را به قصد تأدیب و تربیت بزند و مضروب بمیرد یا دوایى به کسى بخوراند و قصدش کشتن او نباشد، ولى کشته شود.

خطای محض آن است که نه قصد قتل را داشته و نه قصد فعل آن را کرده، بلکه کارى را به قصد دیگرى انجام داده و تصادفاً آن کار به دیگرى رسیده و کشته شده؛ مانند اینکه تیرى به طرف پرنده‌اى پرتاب کند و به انسانى بخورد و کشته شود [یا تصادف در رانندگی].

برای اطلاع از احکام هر یک از این موارد به رساله‌های عملیه رجوع کنید.

/ 2 نظر / 10 بازدید
محمدحسین آسایش

سلام با کلیه مطالب وزین شما درباره آدمکشی موافقم ولی در مورد خودکشی موافق نیستم . آن زمان که این آیات و احادیث روایت شد انسانهای آن دوره مانند انسانهای زمانه ما از بیماری های صعب العلاج رنج نمی بردند برای کسی که زندگیش هم باعث زجر ومحنت خودش است وهم دیگران خودکشی یک نعمت است و هم یک ضرورت . بقول مرحوم شریعتی خدایا تو چگونه زیستن را بمن بیاموز چگونه مردن را خود خواهم اموخت .بهرحال از اینکه در راه روشنگری های دینی گام بر می دارید برایتان آرزوی موفقیت دارم .سعی تان مشکور و اجرتان ماجور[گل]

بهاره

کاش خودکشی گناه نبود[ناراحت]