قطع رحم (قطع رابطه با خویشان)

معناى صلۀ رحم

منظور از «رحم» همان معنى عرفى آن است: خویشاوندان پدرى و مادرى، هرچند با چند واسطه باشد، و همچنین خویشاوندى از طریق فرزندان و فرقی ندارد محرم باشند یا نامحرم، دور باشند یا نزدیک، فقیر باشند یا غنی.

هر کارى که در «عرف» پیوند را برساند صله است. حضرت صادق (ع) مى‌فرماید: «صلۀ رحم و نیکى به برادران روحانى و ایمانى حساب روز قیامت را آسان مى‌کند و از گناه نگه مى‌دارد؛ پس به نزدیکان خود صله و به برادران خود نیکى کنید، هرچند به نیکو سلام‌کردن و پاسخ‌دادن باشد» و در حدیث دیگر فرمود: «صلۀ رحم کنید، هرچند به دادن جرعۀ آبى به رحم باشد» و این مرتبۀ پایین صله است.

 

مراتب صلۀ رحم

به فرمودۀ شهید ثانى، بزرگ‌ترین مرتبۀ صلۀ خویشاوند صلۀ به نفس (حفظ جان او) و پس از آن دفع ضرر است؛ یعنى اگر ضررى متوجه خویشاوند شود آن را دفع کند. سپس رساندن نفع به اوست و پس از آن صله به کسى است که واجب‌النفقۀ رحم است؛ مانند زن پدر و زن برادر. کمترینِ مراتب صله سلام‌کردن به خویشاوند است و کمتر از آن پیغام سلام برایش فرستادن و در نبودنش برایش دعاکردن و در حضورش نیایش‌گفتن است.

 

قطع رحم عرفى است

چنان که صله امری عرفى است، قطع رحم هم هر امرى است که در عرف «بریدگى» از آن فهمیده شود؛ مانند سلام‌نکردن یا رو ترش‌کردن یا ترک احترام و ادب یا ترک دیدار یا عیادت‌نکردن اگر مریض شود. از زشت‌ترین اقسام قطع رحم آن است که شخص به‌سبب داشتن ثروت و اعتبار دنیوى به خویشاوند فقیر یا بى‌اعتبار خود بی‌اعتنایی کند و او را خویشاوند خود نداند و بر او تکبر کند.

شکى نیست که صدق عرفى قطع و صلۀ رحم بر حسب زمان و مکان و مراتب ارحام و خصوصیات آنها فرق مى‌کند. ممکن است عملى نسبت به خویشاوند نزدیک «قطع» باشد، ولى نسبت به خویشاوند دور قطع نباشد یا ممکن است نسبت به خویشاوند شریفى که داراى مقامى است قطع و نسبت به دیگرى نباشد. البته در موارد شک باید جانب احتیاط را رعایت کرد تا مبادا گناه کبیرۀ قطع رحم واقع شود.

 

صلۀ رحم در احادیث

حضرت سجاد (ع) فرمود: «از مصاحبت قاطع رحم بپرهیز که او را در سه جاى قرآن ملعون یافتم». در سورۀ بقره مى‌فرماید: «آنان که عهد الهى را پس از بستن پیمان مى‌شکنند و آن پیوندی را که خداوند امر به پیوستن آن فرموده مى‌برند (قطع رحم مى‌کنند) و در روى زمین فساد مى‌کنند زیانکارند». در سورۀ رعد نیز به قاطعان رحم لعنت و محرومیت از رحمت خدا و جایگاه بد (جهنم) وعده داده شده است. همچنین، در سورۀ محمد (ص) فرموده خداى تعالى قاطعان رحم را از رحمت خود دور فرموده و کر کرده و چشمانشان را کور فرموده است.

حضرت باقر (ع) به نقل از ابوذر و او به نقل از پیغمبر (ص) فرمود: «صراط (پلى که روى جهنم است و روز قیامت همه باید از روى آن بگذرند) دو طرفش رحم و امانت است؛ هرگاه کسى که صلۀ رحم مى‌کرده و امانت را هم رد مى‌کرده از آن بگذرد، به سلامت می‌گذرد و به بهشت خواهد رفت و هرگاه خیانت‌کنندۀ به امانت و قاطع رحم از روى آن بگذرد او را با این دو گناه هیچ عمل (دیگری) سودى نمى‌رساند و صراط او را میان آتش خواهد انداخت».

 

بدترین اعمال نزد خدا

مردى به پیغمبر (ص) عرض کرد: «بدترین عمل نزد خداوند کدام است؟» فرمود: «شریک قراردادن براى او». گفت: «پس از آن چیست؟» فرمود: «قطع رحم»، گفت: «پس از آن چیست؟» باز فرمود: «قطع رحم»، گفت: «پس از آن چیست؟» فرمود: «امر به بدی و نهى از خوبی».

حضرت باقر (ع) فرمود: «سه خصلت است که صاحب آن تا آثار وخیم آن را نبیند نمى‌میرد: ظلم، قطع رحم، قسم دروغ».

 

مرگ را نزدیک مى‌کند و به فقر دامن می‌زند

حضرت امیر (ع) در خطبه‌اش فرمود: «به خداوند پناه مى‌برم از گناهانى که نیستى را نزدیک مى‌کند». کسی گفت: «آیا گناهانى هست که فنا را نزدیک کند؟» فرمود: «بلى، قطع رحم؛ به‌درستى که خانواده‌اى که باهم جمع شوند و با هم مواسات کنند خداوند رزق آنها را زیاد مى‌فرماید و خانواده‌اى که از هم جدا شوند و از هم ببرند خداوند ایشان را از توسعۀ در رزق و طول عمر محروم مى‌فرماید، هرچند اهل تقوا باشند».

یکى از اصحاب حضرت صادق (ع) شکایت پسرعموهایش را به آن حضرت کرد و گفت: «برادران و پسرعموهایم مرا سخت در فشار گذاشته‌اند و سهم من از خانه را از من گرفته‌اند و فقط یک اتاق برایم باقى گذارده‌اند. اگر بخواهم از آنها نزد حکومت وقت شکایت کنم، هر چه در دست آنهاست مى‌توانم بگیرم». حضرت فرمودند: «صبر کن، خداوند به‌زودى براى تو فرج خواهد فرمود». او هم پذیرفت و برگشت. در سال 131 وبایى آمد و تمام آنها مردند. پس خدمت حضرت صادق (ع) آمد. حضرت فرمود: «حال خانوادۀ تو چگونه است؟» عرض کرد: «به خدا قسم که همه مردند». حضرت فرمود: «هلاکت آنها براى این است که به تو بد کردند و حق تو را نشناختند و قطع رحم خود کردند و همه نابود شدند».

حضرت رسول (ص) فرمودند: «بوى بهشت از هزار سال راه به مشام می‌رسد، ولى عاق والدین و قاطع رحم بوى آن را هم درک نخواهد کرد» و نیز فرمود: «قطع رحم مانع استجابت دعاست». همچنین، از پیغمبر اکرم (ص) و حضرت صادق (ع) روایت شده که صلۀ ارحام حساب روز قیامت را آسان مى‌کند.

در باب فضیلت شب قدر نیز از پیامبر (ص) روایت است که خداوند در آن شب همه را مى‌آمرزد، مگر چهار طایفه را: شرابخوار، عاق والدین، قاطع رحم، دشمنى‌کننده با مؤمنان [در صورتی که به این روند ادامه دهند، وگرنه گناه با توبۀ حقیقی و جبران آمرزیدنی است]

 

رابطۀ تقوا با صلۀ رحم

از حضرت رضا (ع) روایت است که خداوند در قرآن مجید سه امر فرموده و هر امرى را هم دو چیز قرار داده است:

 ١ - امر فرموده به نماز و زکات باهم؛ پس کسى که نماز بخواند و زکات ندهد نمازش هم پذیرفته نیست.

 ٢ - امر فرموده به سپاسگزارى از خداوند و والدین؛ پس کسى که شکر خدا را بکند، ولى از والدین سپاسگزارى نکند شکر خدا را هم نکرده.

 ٣ - امر فرموده به تقوا از خودش و صلۀ رحم؛ پس کسى که صلۀ رحم نکند امر به تقوا را هم اطاعت نکرده است.

 

حد وجوب صلۀ رحم

وجوب صله تا حدی است که ترک آن در عرف قطع رحم حساب شود. پس هر عملى انجام دهد که بگویند با خویشانش قطع رابطه کرده آن عمل شرعاً حرام است. مثلاً اگر شخص ثروتمندى خویشاوند فقیرى داشته باشد که محتاج مخارجی چون نفقۀ روزانه یا معالجۀ بیماری یا اداى دین شده و او از این خویشاوند ثروتمند خود درخواست کمک کند، اگر از او مضایقه کند، قطع رحم کرده است. پس، دادن این مال به مقدار رفع حاجت او صلۀ رحم است و شرعاً هم شکى در واجب‌بودنش نیست.

همچنین، هر نوع حاجت ضرورى که دارد به خویشاوند خود عرضه بدارد و او هم از عهده برمى‌آید، اگر اعتنایى نکند، در عرف قاطع رحم شمرده مى‌شود، مگر اینکه حاجتش موجب عسر و حرج باشد یا حاجتش نامشروع باشد یا برای برآوردن حاجتش ناگزیر از گناه ‌شود که در این مورد واجب نخواهد بود. مثلاً اگر به خانۀ خویشاوند خویش رود و گرفتار معصیت  شود شکى نیست که این صله واجب نیست.

 

ملاک وصل و قطع عرف است

هر وقت شک دارد آیا این مقدار از صله واجب است یا نه، به عرف رجوع کند. اگر مردم ترک آن را قطع رحم می‌دانند، واجب است. گاه مى‌شود که ترک سلام یا ترک احسان یا برنیاوردن حاجت مختصرى یا ترک دیدارى در عرف قطع رحم شمرده مى‌شود [و گاه زمانه، متأسفانه، طوری می‌شود که این‌ها در عرف قطع رحم به شمار نمی‌آید]. گاهى که عرفاً قطع رحم نیست، آن صله مستحب خواهد بود. اما، اگر واجب‌نبودنش مسلم نیست، باید احتیاط کرد و کارى کرد که یقین داشته باشد که این گناه بزرگ از او سر نزده است.

 

قطع رابطه با قاطع هم حرام است!

با خویشاوندی که قطع رحم کرده نمى‌شود معامله به مثل کرد، چنانکه رسول خدا (ص) فرمود: «به کسى که به تو خیانت کرده خیانت نکن که اگر کنى مثل او خیانتکاری و نیز از خویشاوندی که از تو بریده نبر که اگر بریدى مثل او قطع‌کنندۀ رحم خواهى بود». و نیز فرمود: «بهترین اخلاق پسندیده که آثار دنیوى و اخروی بر آنها مترتب است سه خصلت است: صله با کسى که از او قطع کرده، عطا به کسى که از او دریغ داشته، عفو کسى که به او ستم کرده».

 

قطع رحم مسلمان و کافر فرقى ندارد

در حرمت قطع رحم فرقی بین مسلمان با کافر یا شیعۀ دوازده‌امامى با سایر فرقه‌هاى مسلمان یا عادل و پرهیزگار با فاسق و فاجر نیست. ابن حمید به حضرت صادق (ع) عرض کرد: «بستگان من بر غیر دین من‌اند. آیا باز براى ایشان حقى بر عهدۀ من است یا نه؟» حضرت فرمودند: «بلى، حق خویشاوند به هیچ ‌چیز ساقط نمى‌شود. اگر بستگانت بر دین تو بودند، دو حق بر تو داشتند: حق خویشاوندی و حق هم‌کیشى و برادرى دینی [اما اکنون فقط حق خویشاوندی دارند]». حتی خود حضرت صادق (ع) وصیت فرمود که هفتاد دینار به حسن افطس به‌سبب حق خویشاوندی بدهند، هرچند به روى حضرت شمشیر کشیده بود.

 

صلۀ رحم با بغض کافر منافاتى ندارد

صله همان حسن سلوک و معاشرت با خویشاوند به مقدارى است که در عرف بگویند قطع رحم نکرده و این با بغض خویشاوند کافر منافاتى ندارد، زیرا آن امری قلبى و باطنى است. اما اگر صلۀ به او سبب جرئتش بر کفر یا فسق شود، ‌طورى‌ که اگر از او ببرد ممکن است ترک کفر یا فسق کند، در این صورت از باب نهى از منکر مانعى ندارد و، اگر اطمینان کند که قطع از او موجب ترک آن مى‌شود، آن ‌وقت بریدن از او واجب مى‌شود. در صورت دیگر هم بریدن از خویشاوند کافر یا فاسق واجب است و آن در وقتى است که در مقام ضدیت و دشمنى و جنگ با دین باشد، چنانکه خداوند در سورۀ مجادله سفارش کرده مؤمن با کافرِ «معاند» دوستى نکند، هرچند از بستگان نزدیکش باشد. اما باز فرموده مانعی نیست که به کسانى که با شما جنگ نکردند و شما را از خانه‌هایتان بیرون نکردند نیکویى کنید و به عدل با آنها حکم کنید و به ایشان ستم نکنید.

 

سفر براى صلۀ رحم

سفر براى صلۀ رحم و دیدار خویشاوند مستحب است، چنانکه رسول خدا (ص) به امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «یا على (ع)! راه دوساله را براى نیکى به والدین بپیما!» یعنى اگر فاصلۀ تو با پدر و مادرت دو سال راه است، این مسافت را طى و آنها را ملاقات کن، و فرمود: «یک سال راه را براى دیدار و پیوند نزدیکان طى کن و یک میل راه براى دیدار مریض و دو میل راه براى تشییع جنازه و چهار میل راه براى زیارت و ملاقات برادر دینى». 

همچنین، هر کس براى دیدار خویشانش حرکت کند به هر قدمى چهل‌هزار حسنه برایش ثبت و چهل‌هزار گناه از او محو و چهل‌هزار درجه به درجاتش افزوده مى‌شود.

 

دورى و دوستى

نراقى در معراج‌السعاده در شرح جمله‌ای از امیرالمؤمنین چنین مى‌نویسد: امر کنید خویشاوندان را که به دیدن هم بروند، اما باهم همسایگى نکنند، زیرا همسایگى باعث بغض و حسد و قطع رحم می‌شود و این امرى است واضح، چنانکه مى‌بینیم خویشانی که از هم دورند دوستى‌شان با هم بیشتر و شوق آنان به هم افزون‌تر است؛ آرى، مثلى است مشهور: دورى و دوستى.

 صلۀ ارحام «معنوی»

انسان داراى دو جنبۀ روحانى و جسمانى است؛ براى تکمیل بُعد مادى نیازمند پدر و مادر است، اما سبب تحقق و پیدایش جهت روحانی و تأمین سعادت و زندگانى حقیقی پدر معنوی (محمد (ص) و على (ع))‌اند؛ به برکت محبت و اطاعت ایشان و کمال تسلیم در برابر آنها خداوند اتصال به مقام شامخ روحانی‌شان را عنایت مى‌فرماید و جنبۀ روحانی انسان فعلیت پیدا مى‌کند و چشمه‌هاى حکمت و حقایق در قلبش جارى می‌شود. اگر این بزرگواران نبودند، هرگز انسان از جهت حیوانى و آثار حیاتى دنیوی قدمى بالاتر نمى‌توانست بگذارد.

 

خویشان روحانى کیان‌اند؟ حقشان چیست؟

هر کس از طرف والد روحانى به شخص نسبت پیدا کند خویشاوند روحانى است و صله‌اش واجب و قطعش حرام است. کسانى که از طریق پدر معنوی منسوب‌اند دو طایفه‌اند: اول سلسلۀ جلیلۀ سادات و دوم مؤمنان و شیعیان، یعنى کسانى که فرزند معنوی آن حضرت شده‌اند که به تعبیر قرآن همه باهم برادرند.

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «به‌درستى که من چهار طایفه را شفاعت مى‌کنم، هرچند با گناه اهل دنیا باشند: مردى که ذریۀ مرا یارى کرده باشد، کسى که در اوج نیاز آنان به آنها مالى داده باشد، کسى که ذریۀ مرا به زبان و دل دوست داشته باشد، کسى که در برآوردن حوائج ایشان در وقتى که گرفتار دشمن و رانده و آواره شده‌اند سعى کرده باشد». بدین ترتیب، پیامبر (ص) خودشان ضمانت فرمودند که نیکی به ذریه‌شان را جبران می‌فرمایند. [شایان ذکر است سادات ناصالحی که علناً با خداوند و جد بزرگوارشان دشمنی می‌کنند شامل این مورد نیستند، مگر، چنانکه پیش‌تر توضیحش آمد، نیکی به ایشان سبب اصلاحشان شود]

حضرت صادق (ع) درخصوص حقوق دستۀ دوم، یعنی برادران ایمانی، فرمودند: «براى مؤمن هفت حق واجب است که اگر کسى یکى از آنها را ادا نکند و ضایع سازد از ولایت و اطاعت خداوند خارج شده و از پروردگار بى‌بهره خواهد بود... اول آنها که از همه آسان‌تر است این است که آنچه را براى خود دوست مى‌دارى براى او هم دوست بدارى و آنچه را براى خود بد مى‌دارى براى او هم بد بدارى. دوم اینکه بپرهیزى از اینکه او را به خشم درآورى؛ طلب کن رضایتش را و اطاعت کن امرش را. سوم اینکه او را با جان و مال و زبان و دست و پایت یارى کنى. چهارم اینکه راهنما و خبردهندۀ او به آنچه صلاح اوست باشی. پنجم آنکه سیر نباشی وقتی او گرسنه است؛ با تشنگى او سیراب نباش و با برهنگى او پوشیده نباش. ششم آنکه اگر خادمى دارى براى برآوردن حوائج او بفرستى. هفتم آنکه قسم او را بپذیرى و دعوتش را اجابت کنی و اگر مریض شود او را عیادت کنی و اگر بمیرد تشییع جنازه‌اش کنى و هرگاه بفهمى حاجتى دارد پیش از آنکه اظهار کند بر انجام‌دادن آن پیشى بگیرى».

 

زیارت مؤمن صالح زیارت امام است

حضرت رضا (ع) فرمود: «کسى که نمى‌تواند به زیارت ما اهل‌بیت بیاید نیکان از دوستان ما رازیارت کند که ثواب زیارت ما برایش ثبت مى‌شود و کسى که بخواهد به ما صله کند و نتواند پس به یکى از نیکان از دوستان ما صله کند که برایش ثواب صلۀ ما ثبت مى‌شود».

 

آثار دنیوى صلۀ رحم

از روایات فراوانی رسیده که از آثار صلۀ رحم طول عمر و تأخیر در اجل و دفع بلا و افزایش رزق و برطرف‌شدن فقر و زیادشدن نسل است. حضرت صادق (ع) در مجلس منصور دوانقى سه حدیث دربارۀ صلۀ رحم از قول رسول خدا (ص) نقل فرمود:

 ١ - شخصى صلۀ رحم مى‌کند و از عمرش سه سال بیشتر نمانده، پس خداى تعالى به سبب صلۀ رحم عمرش را سى سال قرار مى‌دهد و شخصى قطع رحم مى‌کند و از عمرش سى سال مانده خداى تعالى آن را سه سال قرار مى‌دهد. آنگاه این آیه را تلاوت فرمود: «خدا هر چه را بخواهد محو یا ثبت مى‌فرماید». 

 ٢ - پیوند با خویشان خانه‌ها را آباد و عمرها را طولانی مى‌کند، هرچند پیوندکننده از نیکان نباشد.

 ٣ - صلۀ رحم سبب آسان‌شدن حساب روز جزاست و از مردن بد، یعنى عاقبت به شرى، نگه مى‌دارد. 

 

آثار معنوى و اخروى صلۀ رحم

حضرت صادق (ع) فرمود: «صلۀ رحم سبب داراشدن صفت زیبای حسن خلق و سخا و کرم مى‌شود و نیز نفسش از مرض کینه و حسد پاک مى‌شود و از بلاى دشمنى با خلق راحت مى‌شود (چون به‌سبب صلۀ رحم محبوب نزدیکان می‌شود و از شر آنها در امان خواهد بود)». 

حضرت باقر (ع) فرمود: «صلۀ رحم اعمال نیک صاحبش را پاکیزه مى‌کند (نقایص آن را برطرف مى‌کند) و به درجۀ قبول مى‌رساند و مال را زیاد و مصیبت‌ها را دفع مى‌کند و حساب روز قیامت را آسان مى‌کند و اجل را تأخیر مى‌اندازد».

حضرت سجاد (ع) مى‌فرماید: «محبوب‌ترین گام‌برداشتن‌ها نزد خداى تعالى دو گام‌برداشتن است: گامى که برمى‌دارد و با آن به صف مسلمانان ملحق مى‌شود، مانند صف جهاد و صف نماز جماعت، و دوم گامى که برمی‌دارد براى برقراری ارتباط با خویشاوندی که از او بریده است». همچنین، رسول خدا (ص) فرمود: «به‌درستى که در بهشت مقامى است که به آن نمى‌رسد مگر سه طایفه: امام عادل، صله‌کنندۀ رحم، فقیر عیال‌وار صابر». و نیز فرمود: کسى که براى صلۀ به جان و مال به طرف خویشاوند خود حرکت کند خداوند اجر یک‌صد شهید در نامۀ اعمالش مى‌نویسد و به هر قدمى که برمى‌دارد چهل‌هزار حسنه براى اوست و چهل‌هزار گناه از او محو می‌شود و چهل‌هزار درجه برایش بلند مى‌شود و مثل این است که یک‌صد سال بندگى خدا کرده است». و باز از همان حضرت است که صدقه در راه خدا 10 درجه ثواب دارد و قرض‌دادن 18 درجه (زیرا با قرض‌دادن آبروى قرض‌گیرنده محفوظ مى‌ماند) و صلۀ برادران دینى و پیروان اهل‌بیت 20 درجه و صلۀ رحم 24 درجه».

/ 0 نظر / 8 بازدید