زنا (رابطۀ جنسی نامشروع)

دهمین گناه کبیره آمیزش جنسی نامشروع یا زناست که به صراحت در قرآن کریم برایش وعدۀ عذاب داده شده است. امروزه این گناه چندان شایع و قبحش ریخته شده که برخی با افتخار از آن در نزد دیگران یاد می‌کنند که این خود اشاعۀ فحشا و گناهی افزون بر آن گناه است! نه تنها زنا صریحاً در قرآن نهی و مجازاتش دقیق مشخص شده، بلکه فرموده حتی به این گناه نزدیک هم نشوید که خود معنای ظریفی دارد و ان شاءالله توضیح داده می‌شود (درمورد خودارضایی مطلبی جداگانه خواهد آمد). مطالبی که درون [] قرار گرفته از منابع دیگری جز کتاب گناهان کبیره آمده است.


 پاداش عظیم، گناه کبیره!

[شکی نیست که تمایل جنسی فوق‌العاده قوی است، آن قدر قوی که خیلی‌ها را همین از راه دین خارج ساخته است، چون توانایی مهار آن را ندارند و به سبب استمرار بر گناه زنا یا استمنا یا چشم‌چرانی یا تماشای فیلم‌ها و عکس‌های مبتذل رفته‌رفته عقایدشان سست‌تر و سست‌تر می‌شود، تا جایی که کل دین را به مسخره می‌گیرند. این افراد برای این‌که از کارشان ناراحت نشوند و بتوانند به وجدانشان پاسخی قانع‌کننده بدهند به توجیه گناه می‌پردازند. براثر تکرار، عادتشان می‌شود و دیگر توجیه هم لازم نخواهند داشت و کم‌کم کارشان به جایی می‌رسد که به این کارشان افتخار می‌کنند و اصلاً آن را بد نمی‌دانند که بخواهند ترک کنند و بدین ترتیب مراحل سقوط را یکی پس از دیگری می‌پیمایند. از این رو، می‌گویند انسان هرگاه با گناهی چون غیبت یا دروغ یا تمسخر مؤمنان یا مواردی مشابه روبه‌رو شد هنر این نیست که صحنه را ترک کند، بلکه در حد توان باید نهی از منکر کند و اگر نتوانست صحنه را ترک کند. اما آن گاه که محیط گناه جنسی فراهم آمد می‌گویند اگر دو پا دارید دو پای دیگر هم قرض کنید و زود فرار کنید که فقط کسانی چون یوسف صدیق از پس آن برمی‌آیند! فرق گناهان جنسی با گناهان دیگر این است که خیلی از گناهان مرحله‌ای جلو می‌رود و گاه انسان فرصت دارد با تفکر از راه انحرافی برگردد، اما گناه جنسی چه بسا در چند دقیقه اتفاق افتد (البته خشم هم لحظه‌ای است و سبب می‌شود انسان کاری کند یا حرفی بزند که عمری پشیمانش کند). به عبارت دیگر، کسی که دروغ می‌گوید، دزدی می‌کند، غیبت می‌کند در لحظۀ گناه حالت جنون‌آمیز ندارد، شاید قوۀ عقلش کار کند. اما گناه جنسی «دل و دین و عقل و هوش همه را به باد می‌دهد»! شاید داستان آن عابد بنی‌اسرائیلی را شنیده باشید که زهدش زبانزد خاص و عام بود، اما زمانی در شرایطی قرار گرفت که خود بود و دختری زیبا، و حاصل یک عمر زهد خود را در یک ساعت برباد داد. آن گاه از ترس آبروریزی آن دختر را کشت، اما سرانجام فهمیدند کار اوست و قرار شد او را بر دار آویزند. وقتی پای طناب دار رفت، شیطان در نظرش مجسم شد و به او گفت اگر بر من سجده کنی نجاتت می‌دهم، اما گفت نمی‌توانم. شیطان گفت با چشمانت سجده کن! او هم فریب خورد و در حالی که داشت خفه می‌شد برای نجات خویش با اشارۀ چشمش بر شیطان سجده کرد و بدین سان بی‌ایمان مرد و یک عمر عبادتش در مدتی کوتاه نابود شد (این داستان را در ذیل یکی از آیات قرآن خواندم که دقیق خاطرم نیست کدام سوره، اما در قرآنی با ترجمۀ آیت‌الله مکارم شیرازی با عنوان «قرآن حکیم با شرح منتخب آیات» نقل شده که در آن در صفحات زوج آیات قرآن و ترجمه‌اش آمده و در صفحات فرد شرح و تفسیر مختصر آیات بر اساس تفاسیر مهمی چون المیزان و نمونه و مجمع البیان و تفسیر موضوعی قرآن. توضیحات بسیار واضح و مختصر و مفید است و برای مخاطب عموم نوشته شده است).

شاید کسانی که به نوعی درگیر این گناه بوده‌اند بترسند و دچار ناامیدی شوند، اما اشتباه می‌کنند. هرگاه انسان از گناهش پشیمان شود و به درگاه خداوند توبه کند و دیگر گناهش را تکرار نکند، یقین کند که آمرزیده شده است. توصیه می‌کنم، اگر باورتان نمی‌شود، مطالبی را که پیش‌تر در مبحث «ناامیدی و بدگمانی» آوردم مرور کنید. این مطالب برای این بیان می‌شود که به آنان بگوید برگردید که خداوند غفار الذنوب است، قابل التوب است، ستار العیوب است، رحمتش بر غضبش می‌چربد، توبه‌کنندگان را بسیار دوست می‌دارد.

طبیعی است همان قدر که ارضای شهوت از راه حرام گناهش سنگین است ارضای آن از راه حلال نه تنها پسندیده و توصیه‌شده است، بلکه پاداش عظیمی دارد! نباید تعجب کرد؛ زیرا همان طور که در روایات دربارۀ عذاب خوردن مال حرام مطالب فراوان داریم، دربارۀ ثواب کسب روزی حلال هم مطلب فراوان داریم. میل جنسی هم با همین استدلال استثنا نیست. آیا کسی که با هر کس و ناکسی هم‌بستر می‌شود با کسی پا روی نفسش می‌گذارد و با تحمل سختی ازدواج می‌کند و از راهی که خداوند حلال فرموده شهوتش را آرام می‌کند یکی است؟ مسئولیت زندگی را برعهده‌گرفتن، نفقه‌‌دادن، ایثارکردن به نفع همسر و فرزندان، مشکلات مالی را تحمل‌کردن کم است؟ او هم می‌توانست این زحمات را متحمل نشود، اما شد، چون خدایش چنین خواسته، پس آیا عجیب است که از راه حلال ثواب ببرد؟! آیا این با عدل خدا سازگار است که وقتی کاری را از مجرای حرام انجام دهیم مجازات کند اما وقتی از راه حلال انجام دهیم هیچ پاداشی ندهد؟

علامه مجلسی در حلیهًْ المتقین در روایتی از کتاب اصول کافی با سند صحیح و معتبر آورده که امام رضا (ع) فرمود: «سه چیز از سنت پیامبران است: بوی خوش، ازالۀ موهای زائد بدن، هم‌خوابی با همسر». علامه در روایت دیگری به نقل از کتاب کافی می‌گوید زنی خدمت رسول‌الله رفت و گفت شوهرم نزد من نمی‌آید. حضرت فرمود خودت را خوشبو کن تا نزدت آید. گفت هر عطری داشتم استفاده کردم، اما باز نمی‌آید. پیامبر فرمود: «اگر می‌دانست این کار چه ثوابی دارد از تو دوری نمی‌کرد. هرگاه به سوی تو حرکت کند، دو فرشته‌ همراهی‌اش می‌کنند و ثوابش همچون کسی است که سلاح به دست گرفته و در راه خدا جهاد می‌کند! وقتی با تو درآمیزد گناهانش همچون ریزش برگ درختان می‌ریزد! و هرگاه غسل کند از گناهان خارج می‌شود!». آیا انسان عاقل خشنودی خدا و پاداش عظیم را رها می‌کند و به راهی می‌رود که سرانجامش آتش دوزخ و خشم پروردگار است؟

 

 

چرا زنا حرام است؟

از حضرت صادق (ع) منقول است که خداوند زنا را از آن رو حرام فرموده که سبب فسادهایى مانند قتل نفس (سقط جنین) و ازبین‌رفتن نسب‌ها و ترک تربیت کودکان و به‌هم‌خوردن ارث مى‌شود. [اگر کمی دقت کنیم و مخصوصاً در احوال کسانی بنگریم که اهل این گناه بوده‌اند ـــ البته اگر توبه نکرده باشند ـــ می‌بینیم زندگی تلخی دارند. به‌ندرت پیش می‌آید دو نفر که باهم رابطۀ نامشروع دارند باهم ازدواج کنند و اگر هم چنین شود همواره سوءظن بلای جانشان می‌شود. سوءظن و ترس از خیانت طرف مقابل جزئی از زندگی کسانی است که درگیر این گناه‌اند. به‌راحتی می‌توانید با دقت در احوال کسانی که پاک زیسته‌اند و آن‌هایی که دامن خویش را آلوده‌اند دریابید کدام یک زندگی بهتری دارند. اگر بنا بود که رابطۀ جنسی غیر از طریق ازدواج صورت پذیرد، چه تفاوتی با قانون جنگل داشت؟ آیا دیگر صحبت از «پدر» و «مادر» و «خویشاوند» معنی داشت؟].

در مذمت زنا در قرآن مجید آمده: «نزدیک زنا نشوید که کاری بسیار زشت و بد راهی است». [تعبیر «نزدیک‌نشدن» بسیار ظریف است و منظور از آن این است که باید از هر کاری که فرجامش به رابطۀ جنسی نامشروع انجامد پرهیز کرد. مثلاً دوستی‌های نامشروع، نگاه به نامحرم، بدحجابی، حرف‌های لغو و بیهوده درمورد مسائل جنسی، دیدن فیلم‌های شهوت‌انگیز همگی از مواردی‌اند که می‌توان تعبیر «نزدیک‌شدن به زنا» را برایشان به کار برد. چه بسا دوستی‌هایی که به قصد شناخت طرف صورت گرفته، اما فرجامش آلوده‌شدن دو طرف بوده است. آیا این را می‌شود انکار کرد؟ کم‌اند پسرانی که از «دوست‌دخترشان» تقاضای کام می‌کنند؟ کم‌اند دخترانی که فریب پسران را می‌خورند و خیال می‌کنند او شوهر آینده‌شان خواهد بود و تنشان را در اختیار او می‌گذارند؟ پسران بیشتر در پی دوستی با دختران بدحجاب و تحریک‌کننده‌اند یا دختران باحجاب و بی‌اعتنا به پسران؟ آیا دیدن فیلم شهوت‌انگیز وسوسه‌انگیز نیست؟ آیا دیدن خیانت در فیلم‌ها و عادی‌شدن آن باعث نمی‌شود زشتی این کار ظاهراً از بین برود و عادی تلقی شود؟ بنابراین «نزدیک زنا نشوید که کاری است زشت و راهی است بد».]

 

فرق ازدواج و زنا چیست؟

[شاید برخی بگویند گفتن چند جمله چه اثری دارد که این قدر فرق است بین ازدواج و زنا. وقتی دختر و پسر هر دو به رابطۀ جنسی راضی‌اند، چه فرقی می‌کند چند جملۀ «محرمیت» گفته بشود یا نشود؟ پاسخ این است که در ازدواج بحث تعهد پیش می‌آید و هر دو طرف از نظر شرعی و قانونی وظایفی دارند، اما زنا چه تعهدی در پی دارد؟ مگر نه این است که اکثر دخترانی که فریب پسران را خورده‌اند و به تنشان چوب حراج زده‌اند پس از رابطه فقط بی‌وفایی و خیانت می‌بینند؟ از این‌ها گذشته، روی سخن ما با کسانی است که اسلام را پذیرفته‌اند و کلام خدا و سنت رسول اکرم (ص) و ائمۀ هدی (ع) را حجت و همه را بر اساس حکمت می‌دانند، وگرنه صحبت با کسی که اصلاً به خدا اعتقاد ندارد چه سود؟

فقط درمورد ازدواج نیست که می‌توانیم سؤال بپرسیم که اثر چند جمله چیست؛ اگر کسی در پی این گونه سؤال‌ها باشد باید درمورد تک تک اصول و فروع دین سؤال بپرسد و هرگز این سؤالات تمام‌شدنی نیست. مثلاً می‌تواند بگوید: چرا شستن دست‌ها در وضو از پایین به بالا درست نیست؟ چرا تسبیحات اربعه را در نماز نمی‌شود دو بار گفت و باید سه یا یک بار گفت؟ اصلاً چرا باید نماز را عربی خواند؟ و چرا و چرا و چرا و ...........

بنابراین، ما که معتقدیم خداوند حکیم است این را هم باید بدانیم که هر چه خداوند فرموده دارای علت و حکمت است، گرچه ما این حکمت را ندانیم].

 

 

آثار دنیوى و اخروى زنا

امام باقر (ع) فرمود: «زنا شش اثر دارد: سه اثر در دنیا و سه اثر در آخرت. اما آثار دنیوی زنا این‌که آبرو را مى‌برد و رزق را کم و مرگ را نزدیک مى‌کند. اما آثار اخروی آن غضب پروردگار و سختى حساب و ورود در آتش و جاودان‌ماندن آن است». و نیز فرمود: «کسى که با زن مسلمان یا یهودى یا نصرانى یا مجوسى، آزاد یا کنیز، زنا کند و توبه نکند و با اصرار بر این گناه از دنیا برود خداوند در قبرش سیصد در عذاب باز مى‌فرماید که از هر در مارها و عقرب‌ها و افعى‌هایى از آتش بیرون مى‌آیند، پس مى‌فرماید تا روز قیامت بسوزد» [گفتنی است که اعمال انسان در قیامت «تجسم» می‌یابد و این‌که می‌گویند فلان عمل چنان عذابی در پی دارد معنایش این است که چهرۀ واقعی آن عمل در آنجا آشکار می‌شود. برای آشنایی بیشتر، بحث «تجسم اعمال» را جستجو کنید. مثلاً نگاه کنید به

http://fa.wikishia.net/view/%D8%AA%D8%AC%D8%B3%D9%85_%D8%A7%D8%B9%D9%85%D8%A7%D9%84

 

زناکاران را همه در محشر لعنت مى‌کنند

حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «در روز قیامت، به امر خدا، بوى گندى وزیده مى‌شود که همۀ اهل محشر ناراحت را می‌کند، چندان که نفس‌کشیدن برایشان مشکل مى‌شود. پس منادى ندا مى‌کند: ”آیا مى‌دانید این بوى گند چیست؟“ گویند: ”نمى‌دانیم و سخت ناراحتمان کرده“. گفته مى‌شود: ”این بوى عورت زناکاران است که بدون توبه از دنیا رفته‌اند. پس آن‌ها را لعنت کنید که خدا لعنتشان کرده“. پس در محشر کسى نمى‌ماند مگر این‌که آن‌ها را نفرین مى‌کند و مى‌گوید خدایا زناکاران را لعنت فرما».

 

رابطۀ جنسی نامشروع مرگ ناگهانى و فقر مى‌آورد

حضرت رسول (ص) فرمود: «هرگاه پس از من زنا زیاد شود، مرگ ناگهانى زیاد خواهد شد» و فرمود: «زنا مسبب فقر است و آبادی‌ها را ویران می‌کند».

 

زناى محصنه (رابطۀ جنسی با زن شوهردار)

اگر با زن شوهردار زنا شود، حرمت و عقوبتش شدیدتر است، چنانکه حد زنا صد تازیانه و حد زناى محصنه قتل است. حضرت رسول (ص) فرمود: «کسى که با زن شوهردار زنا کند در جهنم به مقدار پانصد سال راه از عورت هر دو چرک خارج مى‌شود و اهل جهنم از بوى گند آن دو در رنج خواهند بود و عذابشان از همه شدیدتر است».

 

راهکار همه‌جانبۀ اسلام

اسلام پیروان خود را به ازدواج در آغاز جوانى مأمور ساخته و پیغمبر اکرم (ص) در این ‌باره فرموده است: «نکاح سنت من است؛ پس هر که از سنت من اعراض کند از من نیست».

از این رو، مقررات شرع براى امر زناشویى تسهیلاتی مقرر داشته و حکومت را موظف ساخته که، در صورت ناتوانی اقتصادی شخص، از راه انفاق از بیت‌المال براى این منظور به تهی‌دستان کمک کند و به علاوه دستور اکید داده محیط اجتماع از موجبات انگیزش شهوت پیراسته شود. از سوی دیگر، روزه‌هاى واجب و مستحب و نمازهاى واجب و نافله و اعتکاف و امثال آن را براى فروکاستن از طغیان غریزه و منصرف‌ساختن ذهن از اندیشه‌هاى شهوانى و توجه‌دادن به اندیشه‌هاى عالى الهى مقرر دانسته تا بدین سان از پدید‌آمدن موجبات گناه جلوگیرى شود. با وجود این همه تدبیر، اسلام در اجراى کیفر گناهکار شتاب روا نداشته و اجراى حد را براى موقعى گذاشته که شخص گناهکار بدون هیچ گونه پروایی در حضور جمعى که چهار نفر عادل در میانشان باشد به این عمل منافى عفت مبادرت ورزد و آن چهار نفر شاهد عادل از روى یقین و قطع و با صراحت تمام گواهى دهند که آن عمل را آشکارا از او دیده‌اند. در این صورت، اسلام مقرر داشته که، هرگاه کسى مرتکب زنا شود و عفت عمومى را لکه‌دار کند، حد شرعى درباره‌اش اجرا شود. حتى در این مرحله نیز رأفت را رعایت کرده و بین مجازات مجرد و متأهل و نیز سالم و بیمار فرق گذاشته است.

 

نمونه‌ای از رأفت اسلامی در مجازات زنا

در روزگار خلافت عمر، زنى نزد او آمد و اقرار به زنا کرد و خواهان اجراى حد بر خویش شد. عمر چون اعتراف او را شنید، فرمان داد تا حد بر او بزنند. على (ع) که در آن مجلس حضور داشت رو به عمر کرد و فرمود: «از این زن بپرس که چرا و به چه کیفیت مرتکب زنا شده است». زن گفت: «در بیابانى سخت تشنه شده بودم و به امید تهیۀ آب به سیه‌چادرى که از دور نمایان بود شتافتم. در آن چادر مرد عربى دیدم و از او آب خواستم، ولى حاضر نشد بدون کام‌گیری از من آبى به کامم بریزد. من خواهشش را نپذیرفتم و از سراپرده‌اش گریختم، ولى تشنگى چندان بالا گرفت که دیدگانم به کاسۀ سر فرونشست و، چون کارد به استخوانم رسید، نزد او بازگشتم و در برابر جرعۀ آبى تن خویش را در اختیارش نهادم تا کام از من بگیرد». على (ع) فرمود: «این همان مورد و معنى اضطرار است که خدا در قرآن بیان فرموده و این زن هیچ گناهى مرتکب نشده» و سپس فرمود تا او را رها کنند (شرایط اثبات زنا خیلی سخت است و برای اطلاع از آن به متن کتاب گناهان کبیره ذیل همین بحث و یا کتب فقهی رجوع کنید).

 

اوضاع زمانه و دشواری ازدواج

نخستین نکته‌اى که جلب توجه مى‌کند این است که اوضاع اجتماعى و اقتصادى و اخلاقى عصر حاضر جوانان را از ازدواج گریزان و به ارتکاب فحشا راغب و حتی مجبور می‌کند. نمی‌توان چشم بر واقعیات بست، ولى علت این وضع ناهنجار این است که قوانین اسلامى کامل رعایت و اجرا نمى‌شود. چنانکه در بالا اشاره شد، حکومت موظف است به کسانی که توانایی اقتصادی ندارند کمک کند تا بتوانند ازدواج کنند و اگر این قوانین به‌طور شایسته اجرا مى‌شد مسلماً از گسترش فساد جلوگیرى مى‌شد. [نابسامانی اقتصادی نیز خود پیامد زیرپاگذاشتن قوانین اسلام و رواج رباخواری و احتکار و دزدی و کم‌فروشی و خیانت و سوءمدیریت و مواردی از این قبیل است که بیشتر این‌ها خود جزو گناهان کبیره‌اند و در بحث‌های بعدی مطالب آن خواهد آمد. دشوارشدن ازدواج فقط ناشی از ناتوانی اقتصادی نیست، بلکه گسترش آداب و رسوم دست‌وپاگیر غلط و چشم‌و‌هم‌چشمی و تجمل‌گرایی به‌شدت به آن دامن می‌زند که این گونه آداب همگی بر خلاف سیرۀ معصومین است. ضعف ایمان فرد نیز عامل بسیار مهم دیگری است که فرد به خدا اعتماد قلبی ندارد؛ همان خدایی که در قرآن می‌فرماید ازدواج کنید که در صورت ناتوانی خداوند از فضلش شما را بی‌نیاز می‌سازد. برخی قرآن را یک چیز می‌پندارند و «واقعیات روز» را چیز دیگری، انگار که خداوند قرآن را فقط برای مردم چهارده قرن پیش نازل کرده و ـــ نعوذ بالله ـــ نمی‌دانسته در آینده چه خواهد شد. تجربه نشان داده کسانی که با اعتماد بر خداوند، حتی با دست خالی، ولی با تلاش، ازدواج کرده‌اند به زودی زندگی‌شان دگرگون شده و مشکلات اقتصادی‌شان نیز یکی پس از دیگری حل شده است. بسیاری هم با ترس و شک به گفتۀ خداوند ازدواج کرده‌اند و دچار مشکلاتی شده‌اند. واقعیت فقط این نیست که اوضاع زمانه ازدواج را دشوار (اما نه غیرممکن) ساخته، واقعیت عیان‌تر این است که ایمان بسیاری از مردم قلبی نیست و به بندگان خدا بیشتر اعتماد دارند تا خداوند (مبحث ناامیدی و بدگمانی را مرور کنید. در وبلاگ دیگرم که خلاصۀ کتاب قلب سلیم شهید دستغیب است و لینک آن در همین صفحه موجود است به مبحث ایمان ــ ان شاء الله ــ خواهم پرداخت). دشوارشدن یافتن شریک مناسب زندگی و بدبینی‌ها نیز به‌سبب روابط پیش از ازدواج است که صرفاً ناشی از زیرپاگذاشتن دستور خداوند است که فرموده به زنا نزدیک نشوید.

 

نماز و دعا برای ازدواج

[توصیه می‌شود کسانی که می‌خواهند ازدواج کنند با توکل بر خدا نماز مخصوص ازدواج را فراموش نکنند. از حضرت امیرالمؤمنین (ع) و نیز از حضرت امام رضا (ع) نمازها و دعاهایی وارد شده که در این‌جا ذکر می‌کنیم. نگارندۀ وبلاگ خود از این‌ها استفاده کرده و دقیقاً همسری نصیبش شده که این بزرگواران در این نمازها توصیف فرموده‌اند.

از حضرت علی (ع) روایت شده کسانی که قصد ازدواج دارند دو رکعت نماز بگزارند که در هر رکعت بعد از سورۀ حمد سورۀ یاسین خوانده شود و بعد از نماز 100 مرتبه بگوید «الحمد لله» و سپس بگوید:

اللَّهُمَّ ارْزُقْنِی زَوْجَهًًْ صَالِحَهًًْ وَدُوداً وَلُوداً شَکُوراً قَنُوعاً غَیُوراً؛ إِنْ أَحْسَنْتُ شَکَرَتْ وَ إِنْ أَسَأْتُ غَفَرَتْ وَ إِنْ ذَکَرْتُ اللَّهَ تَعَالَى أَعَانَتْ وَ إِنْ نَسِیتُ ذَکَّرَتْ وَ إِنْ خَرَجْتُ مِنْ عِنْدِهَا حَفِظَتْ وَ إِنْ دَخَلْتُ عَلَیْهَا سُرَّتْ وَ إِنْ أَمَرْتُهَا أَطَاعَتْنِی وَ إِنْ أَقْسَمْتُ عَلَیْهَا أَبَرَّتْ قَسَمِی وَ إِنْ غَضِبْتُ عَلَیْهَا أَرْضَتْنِی یَا ذَا الْجَلَالِ وَ الْإِکْرَامِ هَبْ لِی ذَلِکَ فَإِنَّمَا اَسئله و لا اَجدُ اِلّا مامنَنتَ وَ اَعطَیت

(اگر دختری خواهان شوهری نیکوست، صیغه‌های مؤنث را به مذکر تبدیل کند).

سپس حضرت فرمود: هرکس این عمل را انجام دهد هر آنچه از خدا خواسته به او داده خواهد شد. این نماز از مجربات است و مرحوم محدث نوری (ره) فرموده این نماز را به چند نفر سفارشض کرده بعد از ادای آن از ازدواج خویش راضی بودند.

حضرت امام رضا (ع) نیز فرمودند: هرگاه خواستی ازدواج کنی، از خداوند طلب خیر کن و در پی آن برو و سپس دو رکعت نماز بخوان و دست‌هایت را (برای دعا) بالا ببر و بگو: أللـّهُمَّ إنـّی اُریدُ التـَّزویجَ فـَسَهِّـل لی مِنَ النـِّساءِ أحسَنـَهُنَّ خَلقا وَ خـُلقا وَ أعَفـَّهُنَّ فـَرجا وَ أحفـَظـَهُنَّ نـَفسا فِیَّ وَ فی مالی وَ أکمَلـَهُنَّ جَمالا وَ أکثـَرَهُنَّ أولادا 

منابع: http://www.beytoote.com/religious/daru-manavi/prayers2-opening.html

http://www.niksalehi.com/din-andishe/archives/216109.php

 

توصیه‌های اسلام برای جلوگیری از زنا

خداوند چند امر را واجب فرموده که اگر مسلمانان رعایت کنند هیچ‌گاه به چنین گناه بزرگى مبتلا نخواهند شد.

 ١ - حجاب از ضروریات دین است

[امروزه، در پی تبلیغات روشنفکرنمایان و جاهلان مدرن قرن بیست‌ویکم، بسیاری از مردم در پی این‌اند که به نحوی حجاب را زیر سؤال ببرند و دائم می‌پرسند کجا خداوند به حجاب امر فرموده و هرگاه آیات حجاب را به ایشان نشان دهید باز سعی می‌کنند با برداشتی متفاوت و تفسیری مطابق بر خواستۀ دل از آیات از زیر حجاب شانه خالی کنند. اگر مسئله دشواربودن رعایت حجاب است، باید گفت برای کسی دشوار است که اعتقادی به آن ندارد. مگر روزه‌داری در تابستان دشوار نیست؟ پرداخت خمس از دسترنج خویش دشوار نیست؟ به میدان جنگ رفتن دشوار نیست؟ صبح زود از خواب چشم‌پوشیدن و نمازخواندن دشوار نیست؟ چرا، هست، اما برای کسی که پایه‌های اعتقادی‌اش سست است. شگفتا که وقتی پزشک نسخه‌ای برای انسان تجویز می‌کند کسی نمی‌پرسد: چرا فلان دارو را تجویز کردی؟ خاصیتش چیست؟ از کجا بدانم فایده دارد؟ اگر هم به نسخه عمل نکند، بهانه نمی‌گیرد. شگفت‌تر اینکه اگر حتی از منبعی ناموثق بشنود که فلان خوراکی چنین و چنان خاصیتی دارد بدون ذره‌ای تحقیق در پی‌اش می‌رود. اگر بشنود یوگا چقدر در آرامش مؤثر است با علاقه و بدون تحقیق انجام می‌دهد (اینجا بحث درستی یا نادرستی این گفته مطرح نیست). اما هرگاه خداوند به امری دستور می‌فرماید بهانه‌گیری‌ها شروع می‌شود: من تا نفهمم حکمت فلان دستور چیست زیر بارش نمی‌روم. من دلم پاک است و حیا دارم، ولی دوست دارم شیک باشم. چرا من خودم را عذاب دهم که آقایان تحریک نشوند؟! وقتی من و طرف مقابلم هر دو به رابطۀ جنسی راضی هستیم، چرا حرام است؟ با چه منطقی؟ اگر قدیم مشکل بارداری بود، حالا روش‌های پیشرفتۀ جلوگیری هست و...... هزاران هزار سؤال دیگر.

ما در بحث اولین گناه کبیره، یعنی شرک، توضیح دادیم توحید بدون تسلیم معنا ندارد (به مبحث شرک رجوع کنید). کسی که می‌گوید تا حکمت این کار را نفهمم انجام نمی‌دهم حکیم‌بودن خداوند را نپذیرفته است. البته و صد البته تمام دستورات الهی حکمت دارند که حکمت برخی عیان و حکمت برخی نهان است. اگر انسان پذیرفت خداوند حکیم است، چرا این همه چون و چرا می‌کند؟ البته مطالعه و تفکر برای فهمیدن حکمت‌ها مانعی ندارد، اما گفتن این سخن که «تا علتش بر من معلوم نشود انجام نمی‌دهم» مخالفت صریح با فرمان خداوند است].

گذشته از احادیث معتبر فراوان درمورد حجاب، در چند جاى قرآن مجید امر به حجاب فرموده و از آن جمله در سورۀ نور، آیۀ ٣٠، مى‌فرماید: «و به زنان باایمان بگو چشم‌های خود را (از نگاه هوس‌آلود) فروگیرند و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را جز آن مقدار که ظاهر است آشکار نکنند، و (اطراف) روسری‌های خود را بر سینۀ خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود) و زینت خود را آشکار نسازند، مگر برای شوهرانشان یا پدرانشان یا پدر شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران همسرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان هم‌کیششان یا بردگانشان (کنیزانشان) یا افراد سفیهی که تمایلی به زن ندارند یا کودکانی که از امور جنسی مربوط به زنان آگاه نیستند. هنگام راه‌رفتن پاهای خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانی‌شان آشکار شود (و صدای خلخال که بر پا دارند به گوش رسد) و ای مؤمنان همگی به سوی خدا بازگردید تا رستگار شوید».  

و در سورۀ احزاب، آیۀ 59، مى‌فرماید: «اى پیامبر! به زنان و دخترانت و به زنان مؤمنان بگو پوشش‌هاى خود را بر خود فروتر گیرند این براى آنکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند [به احتیاط] نزدیکتر است و خدا آمرزنده مهربان است».

و در آیۀ ٣٢ از سورۀ احزاب مى‌فرماید: «اى همسران پیغمبر! شما مانند سایر زن‌ها نیستید؛ اگر مى‌خواهید تقوا پیشه کنید با بیگانه با صداى نازک و مهیج سخن نگویید تا آنان که دلشان بیمار است طمع ورزد و گفتارى شایسته بگویید و در خانه‌هایتان جایگزین شوید و خودنمایی‌ها و حرکات دوران جاهلیت را کنار گذارید (مانند آن دوران زینت‌های خود را آشکار نکنید)».

و در آیۀ ۴٣ همین سوره مى‌فرماید: «هنگامى که براى کارى با زن‌هاى پیغمبر (ص) سخن مى‌گویید در میان شما و ایشان حجابى باشد. این کار براى پاکى دل‌هاى شما و آن‌ها نیکوتر است». چنانکه پیش‌تر اشاره شد، احادیث معتبر بسیاری نیز در تأیید وجوب حجاب به دست ما رسیده و ما شیعیان معتقدیم احادیث معصومین هیچ تضادی با قرآن ندارد و توضیح‌دهندۀ آن نیز هست (در سایت زیر احادیثی در مورد حجاب آمده است: http://www.askquran.ir/thread22701.html).

گرچه خطاب بعضی از آیات زنان پیغمبرند، اما برطبق بعضی آیات دیگر و نیز روایاتی که در نزد شیعه حجت است، همۀ زنان مسلمان و نه فقط زنان پیامبر موظف‌اند خود را از نامحرمان بپوشانند و طوری در ملأ عام ظاهر شوند که اندام و تن آن‌ها در معرض نگاه‌هاى هوسرانان نباشد. ریشۀ این همه روابط نامشروع زنان شوهردار و دختران در سراسر جهان از کجاست؟ خیانت چگونه رواج می‌یابد؟ چرا مردها دنبال زنان دیگر مى‌افتند و گاهى چندین نفر بر سر یک زن کارشان به کشت و کشتار مى‌کشد؟ چه چیزی حس تنوع‌طلبی مردان را برمی‌انگیزد؟ مگر در همین کشور ما از روزى که کشف حجاب شده کم فحشا و فساد شده؟ چقدر روابط نامشروع؟ چقدر اغفال دختران و زنان شوهردار؟ چقدر سقط جنین؟ چقدر بچۀ بی‌صاحب؟ انصافاً قضاوت کنید: غیر از این است که نخستین جرقه از یک نگاه ساده تولید مى‌شود؟ تا عامل تحریک نباشد، کی انسان به حالت شهوت جنون‌انگیز می‌افتد؟ از این گذشته، چشمی که روزانه هزاران نقش و نگار می‌بیند دیگر زیبایی همسرش چقدر برایش تازگی و جذابیت دارد؟ با این همه اوصاف، آیا کسی می‌تواند نقش بدحجابی را در ترغیب به زنا انکار کند؟

اما یک سؤال خیلی مهم از کسانی که می‌گویند حجاب در قرآن نیامده و در زمان پیغمبر هم واجب نبوده و این ساخت روحانیت شیعه است: روحانیت شیعه چه سود مادی یا معنوی از جعل حجاب داشته که چنین نسبتی می‌دهید؟ مگر نه این است که اکثر تحریف‌هایی که در ادیان رخ می‌داده به این علت بوده که رهبران مذهبی می‌خواسته‌اند با آسان‌کردن و دستکاری دستورات دین طرفدار بیشتری جذب کنند؟ کدام انسان عاقلی برای جذب طرفدار بیشتر دستورات دینی را سخت‌تر می‌کند؟!

باری، حجاب دستور خداست، نه جعل روحانیت شیعه!]

 

بدحجابی محجبه‌ها!

[یکی از مواردی که حتی بسیاری از کسانی که به رعایت حجاب مقیدند رعایت نمی‌کنند پوشاندن رو و کف پاها در برابر نامحرم است (به انتهای آیۀ 30 سورۀ نور که در بالا بدان اشاره شد نیز دقت کنید). احتمالاً ایشان به سبب اینکه پوشاندن مچ پا به پایین در نماز واجب نیست تصور کرده‌اند این حکم همیشگی است. اما حکم فقط مخصوص نماز است و نماز را هم نباید در حضور نامحرم بخواند (برای آگاهی از نظر مراجع، مثلاً سایت زیر را ببینید: http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=185113

http://www.askdin.com/thread9692.html).

 

/ 0 نظر / 14 بازدید