تقوا

معنای تقوا و آثار آن

یگانه راه رستگارى تقوا یا پرهيزگارى است. به فرمودهٔ امام صادق (ع)، تقوا این است که هر جا امر خداست حاضر باشى و هر جا نهى خداست حاضر نباشى. بنابراين تقوا دو جهت دارد: 1) مقیدبودن به ادای واجبات و در حد توان ادای مستحبات (مستحبات ثواب دارد، ولى تركش عقاب ندارد). 2) پرهیز از محرمات و در مرتبۀ دوم ترک مكروهات (مكروه كارى است كه انجام ندادنش بهتر است، ولى انجان دادنش عقابى ندارد).

پرهیز از محرمات مهم‌تر است و گناه اعمال نیک را هدر مى‌دهد. در قرآن کریم آمده است خداوند فقط از پرهیزگاران مى‌پذیرد [مائده: 27]؛ یعنی عمل خوب پرهیزگار، هر قدر هم کم و کوچک باشد، پذیرفته می‌شود و او را به خداوند نزدیک می‌کند. شایان ذکر است که ادانکردن واجبات هم خود حرام است و ترک حرام این مورد را هم شامل می‌شود. پس، کسی نمی‌تواند بگوید من از میان ترک شراب‌خواری و نمازخواندن فعلاً ترک شراب‌خواری را انتخاب می‌کنم! هم باید ترک شراب کرد و هم نماز خواند.

 

چند روایت در تأیید مهم‌تر‏بودن ترک گناهان

1- رسول خدا (ص) فرمود: «نخوردن لقمۀ حرامى نزد خداوند از دوهزار رکعت نماز مستحبى بهتر است».

2- امام صادق (ع) فرمود: «ردکردن یک دِرهم به صاحبش نزد خداوند با هفتاد حج مقبول برابر است».

3 - رسول خدا (ص) فرمود: «روز قیامت اقوامى هستند که با داشتن حسناتى مانند کوه‏هاى مکه امر می‌شود ایشان را به آتش ببرند». گفته شد: «یا رسو‌ل‌اللّه (ص)، آیا نمازگزار بوده‌اند؟» فرمود: «آرى، نماز می‌خواندند و روزه مى‌گرفتند و پار‌ه‌اى از شب را به عبادت مشغول بودند، اما هر گاه بر اینان چیزى از دنیا پیدا مى‌شد خود را بر آن می‌افکندند (رعایت حلال و حرام را نمى‌کردند).

4- پیغمبر (ص) فرمود: «خداى را مَلِکى است که هر شب بر بیت‌المقدس ندا درمى‌دهد: هر کس حرامى بخورد خدا هیچ عملى را از او نمى‌پذیرد، نه واجب و نه مستحب».

 5 - در روایت هست اگر آن ‌قدر نماز بخوانید و برپا بایستید که مثل میخ‏هاى کوبیده در زمین بشوید و آن ‌قدر روزه بگیرید که در ضعف مانند چوب‏هاى تراشیده شوید یا اینکه مانند کمان‏هاى تیر خمیده شوید، خدا این کارها را از شما نمی‌پذیرد، مگر با ورع و تقوایى که شما را از گناه بازدارد.

6 - گذر موسى (ع) به مردى از اصحابش افتاد که در سجده بود. هنگامى که بازگشت، باز همان شخص را در سجده دید. فرمود: «اگر حاجتت به دست من بود، هر آینه برآورده کرده بودم». خداوند به او وحى فرمود که اگر آن ‌قدر براى من سجده کند که گردنش خُرد شود، از او نمی‌پذیرم، تا اینکه از آنچه ناخوشایند من است روى گرداند و به آنچه مطلوب من است روى آورد (از گناه بپرهیزد و عبادات را به جاى آورد، وگرنه گناه جلو استجابت دعا را مى‌گیرد).

در قرآن کریم بارها به رعایت تقوا سفارش شده است. از جملۀ آثار تقوا آمده است: پرهیزگاران از کیدهای شیطان در امان‏اند [آل عمران: 120]؛ خداوند گره از کار پرهیزگاران می‌گشاید (آنان را از اندوه دنیا و آخرت رهایى می‌دهد) و آنان را از جایى که گمان ندارند روزى می‌رساند [طلاق: 2]؛ به سبب تقوا، خداوند عمل بنده را از نقص و عیب پاک می‌فرماید و گناهان او را می‌آمرزد [احزاب: 70]؛ در پرتو تقوا، انسان می‌تواند حق را از باطل تشخیص دهد [انفال: 29]؛ تقوا سبب بشارت‌دادن ملائکه در هنگام مرگ است [یونس: 64-65]؛ تقوا سبب خلاصى از عذاب است [مریم: 71].

علامه مجلسى ورع یا تقوا را چهار قسم دانسته است:

 ١ - ورع تابعان و آن پرهیز از محرمات است.

 ٢ - ورع صالحان و آن پرهیز از امور شبهه‌ناک است، چنان که به ورطۀ حرام نیفتد.

 ٣ - ورع متقین و آن ترک امور مباح است، چنان که در حرام واقع نشود؛ مانند ترک سؤال از حال مردم از ترس اینکه مبادا در غیبت بیفتد.

 ۴ - ورع سالکان و آن اعراض از غیر خداست از ترس ضایع‌شدن عمر در کارهاى بیهوده، هرچند منجر به حرام هم نشود.

/ 0 نظر / 6 بازدید