خیانت به امانت

بیست‌و‌دومین گناه کبیره خیانت به امانت است که در قرآن و روایات بدان تصریح شده است. 


انواع خیانت

خیانت بر سه گونه است: خیانت به امانت خدا، خیانت به امانت رسول خدا (ص)، خیانت به امانت مردم.

 

 امانت خدا

در سورۀ احزاب مى‌فرماید: «به‌درستى که ما امانت را بر آسمان‌ها و زمین‌ها و کوه‌ها عرضه داشتیم که از برداشتن آن شانه خالى کردند و از آن ترسیدند، اما انسان آن را برداشت. به‌درستى که او بسیار ستمگر و نادان است».

برخی در بیان مراد از امانت خدا در این آیه گفته‌اند که منظور نعمت عقل و تکالیف است، یعنى واجبات و محرماتى که خدا به واسطۀ پیغمبر خود بیان فرموده و بندگان را به آن مکلف ساخته و امورى که اعتقاد به آن‌ها را واجب فرموده است. بنابراین، ترجمۀ آیه چنین مى‌شود: «به‌درستى که ما پذیرفتن عقل و تکلیف را بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه داشتیم، اما نپذیرفتند (چون برحسب خلقت استعداد آن را نداشتند) و از پذیرفتنش ترسیدند (به‌سبب سخت‌بودن امانت‌دارى و شدت عذاب خیانت به آن) و انسان پذیرفت (چون استعدادش را داشت). جز این نیست که [انسان] به این امانت بسیار ستم‌کننده است (غضب را بر عقل ترجیح داده و به امانت خدا خیانت مى‌کند) و بسیار نادان است (چون از شهوت پیروى مى‌کند و از شدت عقوبت خیانت به امانت خدا بی‌خبر است)».

 

امانتدارى عقل و تکلیف

امانتدارى عقل آن است که هر کارى که مى‌کند و هر حرفى که مى‌زند به پشتوانۀ عقل باشد؛ اگر عقل را رها و از شهوت و غضب پیروى کرد، به این امانت خدا خیانت کرده است.

امانتدارى به تکالیف خدا این است که آن‌ها را یاد بگیرد و بفهمد، به طورى ‌که یک تکلیف ندانسته نداشته باشد، و همه را از جان و دل بپذیرد و با کمال اهمیت و جدیت به آن‌ها عمل کند.

هرگاه وقت نماز مى‌شد، امیرالمؤمنین (ع) بر خود مى‌پیچید و مى‌لرزید و رنگش دگرگون مى‌شد. به ایشان مى‌گفتند شما را چه مى‌شود. مى‌فرمود: «هنگام نماز است و وقت اداکردن امانت خداست؛ همان امانتى که بر آسمان‌ها و زمین و کوه‌ها عرضه شد و نتوانستند قبول کنند و از اداى آن ترسیدند». البته این امانت فقط مختص نماز نیست و دیگر تکالیف را هم دربر می‌گیرد.

 

احکام دین را برسانید

متأسفانه مردم به قدرى سرگرم دنیا شده‌اند که کسى درپی یاد گرفتن تکالیف دین نیست، تا چه رسد به عمل‌کردن به آن، [و این در حالی است که امروزه که همه به تمام منابع به راحتی دسترسی دارند و اکثراً باسوادند بهانۀ «نمی‌دانستم» به هیچ وجه پذیرفتنی نیست]. نه تنها دانستن و عمل‌کردن به آن‌ها واجب است، باید این را به آگاهی دیگران و نسل‌های بعد هم رساند.

 

 امانت پیغمبر

رسول اکرم (ص)، در حدیث مورد قبول شیعه و سنى، پیش از وفات فرمود: «به درستى که من بین شما دو چیز سنگین و نفیس و پرارزش می‌گذارم: قرآن مجید و عترتم، و در قیامت از شما سؤال مى‌کنم با این دو چیز بزرگ چه کرده‌اید» [مثلاً در کتاب مورد قبول صحیح مسلم اهل سنت و نیز کتاب سنن ترمذی صریحاً به «عترت» اشاره شده است].

امانتدارى قرآن این است که بر خواندن آن در حد مقدور مداومت و معارف و حقایق آن آموخته شود و از اندرزها و پندهاى آن متنبه و متأثر شود و به دستورات آن عمل کند و خیانت به آن ترک خواندن و تدبر در آیات و عمل‌نکردن به دستورات آن است. در قرآن مجید مى‌فرماید: «روز قیامت رسول خدا (ص) مى‌گوید: پروردگارا، به درستى که قوم من این قرآن را رها کردند».

 

ذریۀ پیغمبر امانت‌اند

عترت پیامبر را باید از جان و دل دوست داشت و آن‌ها را حجت و واسطۀ بین خود و خدا دانست و همواره باید پیرو دستورهای ایشان بود [توسل حقیقتی از متن قرآن است و صریحاً در آن آمده است، چنان‌که فرزندان یعقوب (ع) از پدر خواستند از درگاه خداوند برایشان آمرزش بخواهد و پدر هم چنین کرد]. نسبت به بقیۀ سادات هم باید با کمال خضوع و احترام برخورد کرد و از صمیم قلب به ایشان مهر ورزید و در کارها و احتیاجاتشان کوشا بود تا امانت جدشان رعایت شده باشد. از مصادیق امانتدارى آل محمد (ع) برپاداشتن نام آن‌ها و ذکر فضائل و مناقب ایشان است؛ در اوقاتى که ایشان شادند شاد بود و در ایام اندوهشان اندوهناک؛ هنگام زندگی‌شان باید به محضر شریفشان مشرف شد و در هنگام رحلتشان به زیارت قبول متبرکشان رفت.

 

امانت مردم

امانت مردم بر دو گونه است: امانت مالکى و امانت شرعى. امانت مالکى آن است که شخص مال خود را به قصد امانت به دیگرى بسپارد. اگر چیزی را به منظور حفظ آن نزد کسی بسپارند آن را ودیعه مى‌گویند، مانند یک شیء قیمتی. ممکن است مقصود از امانت‌سپاری چیز دیگرى مثل بهره‌بردارى باشد. در این صورت، اصل مال در دست دیگرى امانت مى‌شود، مانند اجاره که اصل مال امانتى است در دست مستأجر و هدف آن بهره‌برداری است.

امانت شرعى آن است که صاحبِ مال آن را به امانت نزد دیگرى قرار نداده، بلکه به حکم شرع امانت است. مثلاً باد مى‌وزد و لباس دیگرى را به خانۀ همسایه می‌اندازد یا حیوان گمشده‌اى به منزل کسى وارد مى‌شود یا مشترى جنس سربسته‌اى مى‌خرد و در آن مالى از فروشنده مى‌یابد یا فروشنده پول بیشترى را اشتباهی از مشترى دریافت مى‌کند که پول اضافی نزد فروشنده امانت است. همچنین، اگر خریدار جنس را اشتباهی زیادتر گرفته و یا مالى که انسان پیدا مى‌کند امانتى است از طرف صاحبش که باید در نگهدارى آن کوشید و به صاحبش برگرداند که شرح آن در رساله‌هاى عملیه ذکر شده ‌است. اگر مال دزدیده به‌دست ‌آورند نباید به دزد یا غاصب برگردانند یا مالى را که از دست بچه یا دیوانه مى‌گیرند براى اینکه از بین نرود باید به ولىِ طفل یا دیوانه برگردانند یا اگر نامۀ شخصى اشتباهی به دیگرى داده مى‌شود باید به صاحبش برساند و بازکردن و خواندنش حرام است.

 

 خیانت به امانت مردم

خیانت به امانت از گناهان کبیره است و به یکى از این سه صورت زیر ممکن است:

 

 ١ - تعدى به امانت: به معنی دست‌درازى و تصرف در چیزی است که صاحبش اجازه نداده است، مانند برداشتن از پول امانتى، هرچند به‌عنوان قرض باشد، و گرچه تصمیم دارد که همان مقدار را برگرداند، به محض تصرف خائن در امانت است. همچنین، سوارشدن بر خودروی امانتى بدون اذن صاحبش یا گشودن صندوق یا کیسۀ امانتى یا خواندن کتاب امانتى بدون اذن صاحبش یا حتی تغییردادن جاى امانت در صورتى ‌که صاحبش مکان معینى برایش قرار داده بدون عذر شرعى صحیح نیست و در تمام این موارد هرگاه امانت تلف شود ضامن است و باید عوضش را به صاحبش بدهد.

 

 ٢ - تفریط به امانت: آن است که در نگهدارى امانت کوتاهى کند، مثلاً اگر مال نقد باشد باید در جاى محفوظى بگذارد که در دسترس نباشد تا به آن دستبرد زنند یا اگر فرش و لباس و کتاب باشد در جاى مرطوب قرار ندهد یا مواظب فرش و لباس پشمى یا کرکى باشد که جانور خرابش نکند. اگر امانت حیوان است، در آب و علوفه‌اش مسامحه نکند و جایش را مراعات کند و نیز نمى‌تواند آن مال را نزد دیگرى بسپارد، هرچند آن شخص را امین و درستکار بداند، مگر صاحب مال اجازه بدهد. و اگر بخواهد سفر کند، نمى‌تواند امانت را همراه خود ببرد و نه به دیگرى بسپارد، مگر با رضایت مالک.

بنابراین، اگر آن مال در جایى است که معمولاً محفوظ است تا از مسافرت برگردد و بودنش براى حفظ مال لزومى ندارد، آن سفر جایز و مباح است. اما، اگر در نبودنش مال امانتى در معرض خطر است، باید آن را یا به صاحبش و یا وکیلش برگرداند یا اگر میسر نیست به حاکم شرع بسپارد یا ترک سفر کند و اگر سفر ضرورى است باید آن را به یک نفر امین موثق بسپارد یا اینکه آن را همراه خود ببرد.

 

کسى که از عهدۀ امانتدارى برنمى‌آید حق ندارد امانت را بپذیرد. اگر به صاحب مال بفهماند که براى امانتدارى حاضر نیست و او هم اعتنائى به ردش نکند و مال را بگذارد و برود و تلف شود، آن شخص ضامن نیست، ولى اخلاقاً سزاوار است حتى‌الامکان آن را نگهدارى کند.

همچنین، هر وقت مالک بخواهد مى‌تواند امانتش را پس بگیرد و بر امین واجب است برگرداند و هر وقت امین خواست مى‌تواند امانت را به صاحبش برگرداند و مالک نمى‌تواند نپذیرد.

 

 ٣ - مسامحه در ردکردن امانت: اگر مالى در حکم امانتِ مالکى در دست کسى قرار گرفت، اگر هدف نگهدارى مال بوده، هرگاه صاحب مال آن را خواست باید فوراً آن را برگرداند، هرچند صاحب آن مال کافر حربى و مالش مباح باشد. اما اگر امانت‌گذار دزد یا غاصب باشد، نباید به آن شخص برگرداند، بلکه واجب است به صاحب اصلی‌اش برساند.

همچنین، وقتى‌ از تلف‌شدن امانت بترسد، باید به صاحبش برگرداند و اگر به صاحب مال میسر نیست به ترتیب به وکیل یا حاکم شرع یا فردی امین برساند و نیز اگر نشانه‌هاى مرگ را در خودش ببیند باید همین کار را بکند. اگر هیچ یک میسر نباشد، اگر وارثش را امین می‌داند، به او بسپارد، وگرنه واجب است وصیت کند و شاهد بگیرد و به وصى و شاهد اسم صاحب مال و جنس و خصوصیاتش را بیان کند. و نیز، هرگاه صاحب مال بمیرد، بر امانتدار واجب است آن مال را به وارثش برساند، مگر اینکه وارث را نشناسد و منتظر تعیین او باشد. اگر وارث متعدد است، باید همه را جمع کند و به همه برساند یا به وکیل ایشان بدهد و اگر به یکى بدهد ضامن سهم دیگران است.

 

اجاره، عاریه، رهن، مضاربه

اگر مال با عنوان دیگرى غیر از ودیعه در دست کسى امانت مالکى باشد (مثلاً به عنوان اجاره، عاریه، رهن، مضاربه)، وقتى‌ این عناوین برطرف شد (مثلاً مدت اجاره تمام شد)، اگر صاحب مال مطالبه کند، باید فوراً به او تسلیم کند، زیرا اجاره و رهن و مضاربه از عقود لازم است و تا مدت اجاره تمام نشود مالک نمى‌تواند مال خود را مطالبه کند و تا بدهکار بدهى خود را نپردازد نمى‌تواند وثیقه‌اى که نزد طلبکار گذاشته بخواهد و تا مدت عقد مضاربه نگذرد حق استرداد مال را ندارد. اما عاریه (دادن مال به دیگرى که مجاناً از آن بهره ببرد)، چون از عقود جایز است، هر وقت صاحبش مطالبه کرد باید فوراً به او رد کرد، مانند ودیعه.

در امانت شرعى، اگر صاحبش را مى‌شناسد، باید به او رد کند، هرچند آن شخص بى‌اطلاع باشد یا مطالبه نکند، و اگر نمى‌شناسد واجب است تا یک سال در صدد جستجوى صاحبش باشد (تفصیلش در رساله‌هاى عملیه آمده است) و پس از یک سال آن را از طرف صاحبش صدقه دهد.

 

بلوغ و عقل در طرفین ودیعه

شرط صحت ودیعه این است که امانت‌گذارنده و امانت‌گیرنده عاقل و بالغ باشند. پس جایز نیست به مالى که در دست بچه یا دیوانه است دست زد، مگر به اذن ولى او، و اگر مالى را از دست بچه یا دیوانه گرفت و تلف کرد ضامن مى‌شود و باید آن را به ولى ایشان برگرداند و نمى‌تواند مجدداً به خود طفل یا دیوانه بدهد. اما اگر مالى را در دست بچه یا دیوانه ببیند و از تلف‌شدنش بترسد، براى حفظ آن مى‌تواند از آن‌ها بگیرد و به ولی ایشان برساند و اگر بر فرض تلف شد ضمانى ندارد.

 

کم‌کردن از مال امانتى جایز نیست

کسی از حضرت صادق (ع) پرسید: از شخصى طلبى داشتم و به من نداد و منکر شد و سوگند هم خورد که [به من] بدهى ندارد. پس از آن مالى از او به عنوان امانت نزد من آمد. آیا مى‌توانم امانتش را به او رد نکنم و بابت طلب خودم تصرف کنم؟ فرمود: «اگر آن شخص به تو خیانت کرد، تو نباید با او تلافى به مثل و خیانت به امانتش کنى و خود را به آنچه به او عیب گرفتى (خیانت) آلوده مساز».

باز از حضرت صادق (ع) پرسیدند که یک نفر را وکیل مى‌کنند و پولش مى‌دهند که لباسى براى موکل بخرد. وقتى به بازار مى‌رود، مى‌بیند آنچه در بازار است خودش مثلش را دارد و بنابراین پارچۀ خودش را به او مى‌دهد. حضرت فرمودند: «به چنین کارى نباید نزدیک شود و خود را آلوده به چنین خیانتى نکند ... هرچند پارچه‌اى که مال وکیل است بهتر از آنچه در بازار است باشد؛ اگر در بازار از آن قماش یافت مى‌شود، نباید از مال خودش بدهد».

به همین ترتیب، وقتى شخص به دیگرى پولى مى‌دهد و مى‌گوید به سادات یا فقرا برسان و خود گیرنده سید یا فقیر باشد، نمى‌تواند در آن پول به بهانۀ سیادت یا فقر تصرف کند، مگر اینکه صاحب مال اذن عامى داده باشد که شامل آن شخص هم بشود.

 

افشای راز دیگران خیانت به امانت است

اگر کسی مطلبى را به دیگری بگوید و نزدش به امانت بسپارد که به کس دیگرى نگوید و او بگوید به امانت خیانت کرده است. همچنین، اگر کسی بدون اختیار مطلبی سرى را که دیگرى مى‌گوید مى‌شنود یا از کسى چیزى مى‌بیند که راضى نیست فاش شود، در این صورت هرگاه چیزی را که دیده یا شنیده فاش سازد به امانت خیانت کرده است، چنانکه امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «فاش‌کردن رازى که به تو سپرده شده خیانت و غدر است» و فرقى در حرمت فاش‌کردن راز دشمن و دوست نیست، خواه طرف خوب باشد یا بد.

پیغمبر اکرم (ص) مى‌فرماید: «کسى که با دیگرى همنشین مى‌شود آنچه در آن مجلس مى‌گذرد امانتى نزد اهل آن مجلس است و براى مؤمن حلال نیست امر زشتى را از برادر دینى خود نقل کند».

آنچه در مجلس مى‌گذرد نزد اهل آن مجلس امانت است و نباید فاش شود، مگر سه چیز: ریخته‌شدن خون مسلمانى که به ناحق کشته شود و زنا و بردن مالى که بردنش حلال نباشد. در هر یک از این سه چیز حاضران مى‌توانند در موقع احقاق حق نزد قاضى شهادت دهند و در مواردى که گذشت پوشیدن و فاش‌نکردنش حرام است [پیش‌تر در مبحثی گفتیم که کتمان شهادت هم گناه کبیره است. پس گاهی افشاگری گناه کبیره است و گاهی افشانکردن! بر فرد لازم است احکام آن‌ها را خوب بداند تا دچار گناه نشود].

امام صادق (ع) مى‌فرماید: «کسى که مردۀ مؤمنى را غسل بدهد و در غسل‌دادنش امانتدارى کند آمرزیده شده است». گفته شد: امانتدارى در غسل چیست؟ فرمود: «اگر نقص یا عیبى را در بدنش دید خبر ندهد».

 

افشای اسرار مسلمانان براى کفار

یکى از مراتب خیانت به خدا و پیغمبر و تمام مسلمانان و حتى خود خیانت‌کننده فاش‌کردن اسرار سیاسى و نظامى مسلمانان براى کفارى است که با مسلمانان در جنگ‌اند. در قرآن مى‌فرماید: «اى مؤمنین، به خدا و رسول و مؤمنین در اظهار اسرار خیانت نکنید». در شأن نزول این آیه روایت است در یکی از جنگ‌ه یکى از منافقین ابوسفیان را از آمدن مسلمانان خبردار کرد که این آیه نازل شد.

 

راز خود را به کسى نگویید

در روایات به ما دستور داده‌اند که راز خود را به دیگرى نگویید، هرچند نزدیک‌ترین و دوست‌ترین افراد با شما باشد، چون ممکن است آن دوستى دوام نیابد و روزى به دشمنى بگراید و ایمانى که شخص را از افشاى راز دشمنش بازدارد کمیاب است. حضرت صادق (ع) به یکى از اصحاب خود مى‌فرماید: «دوستت را از رازت آگاه مکن، مگر آنچه اگر دشمنت از آن خبردار شود ضررى براى تو نداشته باشد، زیرا ممکن است دوستت روزى دشمنت شود».

 

افشای اسرار زندگی زناشویی ممنوع!

از یکی از صالحان نقل شده وقتى خواست زنش را طلاق بدهد از او پرسیدند چه عیبى از او دیده‌اى که مى‌خواهى طلاقش دهى. فرمود عاقل هیچ گاه پردۀ زن خود را نمى‌درد و رازش را فاش نمى‌کند. چون عده‌اش گذشت و زن دیگرى شد، از او پرسیدند: حالا دیگر زن تو نیست؛ چه عیبى داشت که طلاقش گفتى؟ فرمود: مرا با زن مردم چه کار؟ بنابراین، از جملۀ حقوق زن بر شوهر فاش‌نکردن راز اوست، حتى بعد از طلاق.

 

آثار و برکات امانتداری

هر عملى که مهمتر باشد شیاطین بیشتر در مقام فریب بشرند. حضرت صادق (ع) مى‌فرماید: «کسى که امانتى نزدش سپرده شد و به صاحبش برگردانید هزار گره از گره‌هاى آتش را از گردن خود باز کرده است، پس در اداى امانت شتاب کنید. جز این نیست کسى که امانتى نزدش سپرده شد ابلیس بر او یک‌صد شیطان از دستیارانش مى‌گمارد تا او را وسوسه و گمراه سازند که در امانت خیانت کند و هلاکش کنند، مگر کسى که خدا او را از شرشان نگه دارد».

حضرت موسى بن جعفر (ع) مى‌فرماید: «سه طایفه‌اند که در زیر عرش خدا در روزى که پناه و سایه رحمتى جز رحمت حق نیست جاى مى‌گیرند: کسى که برادر مسلمان خود را تزویج کند یا خدمت‌گزاری‌اش کند یا رازش را پوشیده دارد».

 

خداوند امانتداران را مى‌ستاید

در سورۀ آل عمران مى‌فرماید: «بعضى از اهل کتاب (نصارا) هستند که اگر مال بسیارى به آن‌ها امانت بسپارى به تو رد مى‌کنند و بعضى دیگر (یهود) اگر چیز ناقابلى هم نزدشان بگذارى به تو برنمى‌گردانند، مگر آنکه در مطالبه سخت‌گیرى و اصرار کنی. سببش آن است که مى‌گویند خوردن مال غیر اهل کتاب (یعنى غیر یهود) بر ما حرام نیست، هرچند می‌دانند چنین حکمى در کتابشان نیست و به خدا دروغ مى‌بندند».

رسول خدا (ص) وقتى این آیه را خواند، فرمود: «دشمنان خدا دروغ گفتند؛ هر چیزى که در جاهلیت بوده (پیش از اسلام) محو کردم، مگر امانت را که باید به صاحبش برگرداند، چه مسلمان باشد و چه کافر ».

 

وعدۀ عذاب خیانتکار در آینۀ قرآن و روایات

در قرآن مى‌فرماید: «هرکس خیانت کند روز قیامت با خیانت خود همراه است و همه در آن روز به جزاى عملشان مى‌رسند و به هیچ کس ستم نمى‌شود. آیا کسى که در طریق رضایت و خشنودى خدا گام برمى‌دارد مانند کسى است که مشمول خشم خداست و جایگاهش دوزخ است و بد جایگاهى است».

و نیز مى‌فرماید: «به درستى که خداوند خیانت‌کنندگان را دوست نمى‌دارد» و «اى کسانى که گرویده‌اید، به خدا و رسولش خیانت نکنید و نیز به امانت‌هاى خود خیانت نورزید، در حالى‌ که مى‌دانید».

پیغمبر اکرم (ص) مى‌فرماید: «کسى که در دنیا در امانت خیانت کند و آن را به صاحبش ندهد تا بمیرد بر غیر دین اسلام مرده و خدا را در حالی ملاقات مى‌کند که بر او خشمناک است».

کسى هم که دانسته مال خیانت‌شده (مثل مال دزدى یا مغصوب) را مى‌خرد در وزر و عذاب مانند خائن است.

و نیز مى‌فرماید: «سه خصلت است که در هر کس باشد دلیل بر نفاق اوست، هرچند نماز بخواند و روزه بگیرد و خود را مسلمان بداند: دروغ‌گویى، خلف وعده، خیانت در امانت».

امیرالمؤمنین (ع) مى‌فرماید: «چهار خصلت است که هرگاه یکى از آن‌ها در اهل خانه‌اى پیدا شود فقر و نکبت آن‌ها را مى‌گیرد و بی‌خانمانشان مى‌سازد: خیانت، دزدى، شرابخوارى، زنا».

 

خیانت فقر مى‌آورد

پیغمبر اکرم (ص) مى‌فرماید: «امانت‌دارى موجب ثروت و خیانت موجب تهی‌دستى است».

حضرت صادق (ع) مى‌فرماید: «به طول رکوع و سجود شخص منگرید، چون ممکن است بر اثر عادتش باشد که ترک عادت بر او سخت دشوار است. اما به راستگویى و امانتداری‌اش بنگرید». یعنى این دو خصلت است که دلیل بر قوت ایمان و سعادتمندى شخص است.

 

امانت باید رد شود، به هر که باشد

روایات زیادى داریم که باید امانت به صاحبش برگردانده شود، هرچند کافر ناصبى‌ باشد.

حضرت صادق (ع) مى‌فرماید: «از عذاب خدا بترسید و امانت را به صاحبش برگردانید. اگر کشندۀ على علیه السّلام مرا بر چیزى امین قرار داد، هر آینه امانتش را به او برمى‌گردانم».

حضرت سجاد (ع) به شیعیان خود مى‌فرمود: «بر شما باد به اداى امانت؛ به خدایى که محمد (ص) را به‌راستى به پیمبرى برگزید، اگر کشندۀ پدرم حسین بن على (ع) مرا بر شمشیرى که با آن پدرم را کشته امین قرار دهد، شمشیرش را به او رد مى‌کنم».

/ 0 نظر / 18 بازدید