ایمن پنداشتن خود از مکر الهی

چهارمین گناه كبيره ایمنی از مكر الهى است. اگر انسان از انتقام پنهانى و ناگهانى خدا ايمن و راحت نشيند و در دل از اينكه به سبب گناه دچار عذاب شود ترسى نداشته باشد، می‌گویند این شخص از مکر الهی خود را ایمن پنداشته است. در قرآن کریم و احادیث بارها به کبیره‌بودن این گناه تصریح شده است. 


از انواع مکر الهى مهلت‌دادن است

سنت الهى در برابر طغیان و عصیان بشر بر مهلت‌دادن و تعجیل‌نکردن در عقوبت‌ است؛ زیرا اگر در عقوبت تعجیل فرماید همه هلاک مى‌شوند (همه جز معصومان گناه می‌کنند). خدا مهلت مى‌دهد تا بندگان با توبه گذشتۀ خود را اصلاح کنند و این مهلت به سود مؤمنان است، چنان که به زیان اهل کفر و طغیان است که بر گناهان خود می‌افزایند. به عبارت دیگر، مهلت‌دادن به کفار و فجار سبب می‌شود استحقاق عقوبت بیشترى پیدا ‌کنند و این مکر و کید الهى است.

در قرآن مجید هم مى‌فرماید: «کافران نپندارند آنچه به ایشان مهلت مى‌دهیم برایشان بهتر است؛ به درستى که ما در زندگى دنیا به ایشان مهلت مى‌دهیم و تعجیل در عقوبتشان نمى‌کنیم تا گناهشان زیاد شود و برای ایشان عذابى خورد و خوارکننده و رسواسازنده است».

حضرت سجاد (ع) مى‌فرماید: «تا وقتی مرا عمر ده که عمر من صرف بندگى و اطاعت تو مى‌شود و هرگاه عمر من چراگاه شیطان باشد مرا از دنیا ببر پیش از آنکه مورد سخط و غضب تو واقع شوم».

 

استدراج هم مکر است

از اقسام مکر الهى استدراج است؛ یعنى بعضى از بندگان که بر اثر طغیان و عصیان مستحق قهر و غضب الهى شده‌اند، هر وقت گناه تازه‌اى مى‌کنند، خدا نعمت تازه‌اى به آنها مى‌دهد و اینان به جاى اینکه خجل شوند و توبه کنند و در مقام شکر نعمت برآیند گناه را فراموش می‌کنند و بر عصیان خود مى‌افزایند. از حضرت صادق (ع) روایت است که، هرگاه پروردگار به بنده‌اى ارادۀ خیر بفرماید، اگر آن بنده گناهى کند، خداوند او را به بلا و معصیبتى مبتلا مى‌فرماید تا بفهمد که بر اثر گناه مبتلا شده؛ پس او متذکر مى‌شود و توبه می‌کند. و هرگاه به‌واسطۀ زشتى عمل بنده‌اى به او ارادۀ شر بفرماید، هرگاه آن بنده گناهى مى‌کند، نعمت تازه‌اى به او مى‌دهد که لازمۀ آن فراموشى استغفار و مشغول‌شدن به نعمت است و این است معنى فرمایش پروردگار که «زود باشد که بگیریم ایشان را درجه‌درجه و مرتبه‌مرتبه»؛ یعنى اندک‌اندک و آهسته‌آهسته ایشان را مى‌گیریم از آنجا که هرگاه گناه کنند ما نعمت را برایشان مى‌افزاییم و اینان گمان مى‌کنند این نعمت لطفى است که به آنها شده و بر عصیان خود مى‌افزایند.

حضرت امیرالمؤمنین (ع) فرمود: «به درستى که اگر کسى که در دارایى او توسعه داده شود، ولی احتمال ندهد که این توسعه استدراج است از امر ترسناکى ایمن شده است (از مکر الهى ایمن شده است).


بیم و امید لازمۀ معرفت است

چنان که خدا غفور و شکور و مجیب‌الدعوات است، دارای صفات قهریه هم هست؛ پس هرگاه بنده‌ای قصد گناه کند بترسد که آن گناه را انجام دهد؛ شاید از آنهایى باشد که پس از آن گناه هیچ وقت مورد رحمت خدا واقع نشود، چنان که حضرت صادق (ع) فرمود: «کسى که قصد گناه کرد نباید آن را به‌جاى آورد؛ به‌درستى که گاهى بنده گناهى مى‌کند، پس پروردگار عالم مى‌فرماید به عزت و جلالم سوگند تو را بعد از این هرگز نخواهم آمرزید».

در بعضى روایات آمده است که آن گناهى که صاحبش آمرزیده نخواهد شد گناهى است که آن را کوچک شمارد و بگوید: «خوش به حال من اگر گناهم همین باشد»یا اینکه پس از گناه بگوید: «من که کارى نکردم، دیگران را ببین چه کارها مى‌کنند!»

بنابراین، هر فرد مؤمن باید نه به‌سبب گناهانش از رحمت خدا مأیوس شود و نه به‌کل صفات قهریۀ خداوند را نادیده بگیرد و در گناه‌کردن جسور شود به این خیال که مجازات نخواهد شد، بلکه همیشه بین بیم و امید باشد.حضرت باقر (ع) فرمود: «نیست بندۀ مؤمنى مگر اینکه در قلب او دو نور است: نور خوف و نور رجا، و هیچ یک بر دیگرى زیادتى ندارد و هر دو مساوى‌اند.»

از حضرت صادق (ع) روایت است که لقمان حکیم در وصیت به فرزندش فرمود: «از خدا بترس! ترسیدنى که اگر با عبادت جن و انس بر او وارد شوى، گویى که تو را عذاب مى‌کند و به خدا امیدوار باش، امیدى که اگر با گناهان جن و انس بر او وارد شوى گویى که تو را به رحمت خود مى‌آمرزد».

باز از حضرت صادق (ع) روایت است که مؤمن همیشه بین دو ترس است: ترس از گناهى که کرده و نمى‌داند خدا با او چه معامله‌اى مى‌فرماید و دیگرى باقی عمرش را که نمى‌داند چه کارهایى می‌کند و آیا این کارها موجب هلاکتش خواهد شد. پس مؤمن صبح نمى‌کند مگر اینکه ترسناک است و امرش هم با همین خوف اصلاح خواهد شد.

اگر کسی دعا کرد و مستجاب نشد، بترسد از اینکه شاید گناهانش مانع استجابت شده، و اگر زود مستجاب شد احتمال بدهد از درگاه خدا او را رانده‌اند و در حقیقت این استجابت مکرى دربارۀ او بوده است [این با بدگمانی فرق دارد، اشتباه نشود]. حتی اهل طاعت و عبادت نباید به عمل خود دلخوش شوند؛ چه عمل‌هایى که در نزد صاحب خویش بزرگ است، ولى شرایط قبولی نزد خدا ندارد. نیز بدانند که عمل خیر جز به توفیق و عنایت حق از کسی سر نمی‌زند. پس کسى که از گناه فرار نمى‌کند معلوم مى‌شود که ترسى ندارد و کسى که سعى در توبه و جبران گناه نمى‌کند معلوم مى‌شود به رحمت الهى امیدوار نیست و این جمله‌اى را هم که مى‌گوید «خدا کریم است» شیطان بر زبانش جارى ساخته و او را مغرور ساخته است.


انبیا و ائمه از همه خداترس‌ترند

در قرآن مجید در وصف انبیا مى‌فرماید: «ما را از روى شوق و ترس مى‌خواندند و براى ما خاشع بودند» و در شأن اهل بیت مى‌فرماید: «و مى‌ترسند از روز قیامتى که شر آن همه‌گیر است». خصوصاً غشوه‌هاى حضرت امیرالمؤمنین (ع) از ادراک عظمت حق‌تعالى و ناله‌هاى حضرت سجاد (ع) در صحیفۀ سجادیه شایان ذکر است.

ممکن است بعضى بگویند معرفت و مقام یقین امیرالمؤمنین کجا و ما کجا. چگونه مانند آن حضرت از عظمت و عذاب الهى ترسناک و به رحمت او امیدوار باشیم؟ بلى، چنین است، اما طفل کوچکى که هنوز افعى را نشناخته ممکن است فریب رنگ و نرمى پوستش را بخورد و دست در دهانش کند و خود را هلاک سازد. اما، اگر همراه پدرش باشد و ببیند پدرش از دیدن افعى مضطرب و لرزان شده و فرار را برقرار اختیار کرده، قطعاً بچه هم مى‌فهمد که خطر بزرگى است و او هم لرزان و گریان رو به فرار مى‌گذارد.

اى کسى که خبر از سختى عذاب الهى و شدت حاجت خود به رحمت او ندارى! اگر على (ع) را پدر روحانى و مقتداى حقیقى خود مى‌دانى و خود را متصل به ولایت او مى‌خوانى، چرا از اضطراب آقا از یاد قیامت و سختى عذاب آخرت مضطرب نمى‌شوى؟ چرا از سعى آن حضرت در تحصیل توشۀ سفر آخرت به فکر خود نمى‌افتى که فردا گدا وارد محشر نشوى و سعى در اعمال نیک نمى‌کنى؟

اى قافلۀ اهل ایمان و تقوا! امیر و قافله‌سالار شما، على بن ابى‌طالب (ع)، از سفر آخرت سخت مضطرب بود و به همه اعلان خطر فرمود. شب‌ها در مسجد کوفه به صداى بلند مى‌فرمود: «اى مسافران، بار سفر خود را ببندید و مهیا باشید. به‌درستى که گردنه‌هاى سخت و منزل‌هاى وحشتناک بسیارى در پیش است که ناچار باید از آنها گذشت [...]آه از کمى توشه و دورى راه و بزرگى فرودگاه!»


اندرز

در امور دنیوی اگر ناملایمات پیش آید، در اضطراب قرار مى‌گیریم و آرام نمى‌نشینیم تا وقتى که به امنیت برسیم. اگر انتظار مطلوب دنیوى و محبوب طبیعى داشته باشیم، چه‌ها که نمی‌کنیم تا به مقصود برسیم. آیا یک صدم این حال را در امور آخرت داریم که اگر گناهى از ما سر زد خود را مستحق عذاب الهى ببینیم و آسایش و قرار از ما برود و همیشه گریان و نالان باشیم؟

حضرت صادق (ع) مى‌فرماید: «از خدا بترس مثل اینکه او را مى‌بینى و اگر تو او را نمى‌بینى او تو را مى‌بیند. اگر گمان کنى که او تو را نمى‌بیند، کافر شده‌اى. اگر مى‌دانى که تو را مى‌بیند، هرگاه در حضور او معصیت کنى، او را پست‌ترین نگاه‌کنندگان قرار داده‌اى».

 

/ 0 نظر / 13 بازدید