فتنه‌گری

گناه فتنه در قرآن مجید سخت‌تر و بزرگ‌تر از کشتن ذکر شده و، چون کشتن انسانى به ناحق مسلماً کبیره است، کبیره‌بودن فتنه هم مسلم است.

خداوند براى برطرف‌شدن فتنه در قرآن مجید امر به جهاد فرموده: «با مشرکین بجنگید تا فتنه برطرف شود». در سورة البروج مى‌فرماید: «کسانى که مردان و زنان باایمان را در فتنه مى‌اندازند و از این گناه هم توبه نمى‌کنند برایشان عذاب دوزخ و آتش سوزان است». پیغمبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) نیز مى‌فرماید: «سعى‌کنندۀ در فتنه (فتنه‌انگیز) به خداى بزرگ کافر شده، هرچند مسلمان باشد».

 

معنى فتنه

مراد از فتنه همان آشوب و سلب آسایش و آزادى و امنیت از فرد یا جمعیتى کردن و دو نفر یا بیشتر را به هم انداختن و ایجاد دودستگى کردن و مردم را در شکنجه و آزار قرار دادن است.

فتنه یا در امور دینى است یا دنیوى. فتنۀ دینى هم چند قسم است: گاهى شخص سعى مى‌کند که مردم را گمراه سازد و نگذارد دین حق را بپذیرند و به القاى شبهات مى‌کوشد. و گاهى با اذیت و شکنجۀ کسانى که دین پذیرفته‌اند مانع قبول‌کردن دیگران مى‌شوند، مانند معاملۀ مشرکین مکه با مسلمانان صدر اسلام و مانند معاملۀ معاویه (علیه الهاویه) با شیعیان حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام).


بنى‌امیه، بدترین فتنه‌ها

حضرت امیرالمؤمنین (علیه السّلام) در ضمن خطبۀ نهج‌البلاغه مى‌فرماید بدترین فتنه‌ها نزد ایشان فتنۀ بنى‌امیه است زیرا در دوران آن ملعونان از نشر سنت حقیقی پیامبر (صلّى اللّه علیه و آله) جلوگیری و فرزندانشان را با یارانشان شهید و کعبه را خراب و مهاجر و انصار را در مدینه کشتار کردند و قریب هشتاد سال بر منبرها و مناره‌ها به امیرالمؤمنین ناسزا گفتند.

به شهادت تاریخ، از صدر اسلام تا این زمان در هر قرنى فتنه‌هایى در عالم اسلام برپا شده و البته پیدایش این فتنه‌ها براى آزمایش مردم و ظاهرشدن صدق و کذب ادعاکنندگان اسلام و جداشدن خبیث از طیب و پیدایش سعادت نیک‌بختان و شقاوت بدبختان است. و این موضوع در چند جاى قرآن مجید یادآورى شده که از آن جمله در سورۀ عنکبوت مى‌فرماید: «آیا مردم گمان کردند همین‌که بگویند ایمان آوردیم رها مى‌شوند و امتحان نمى‌شوند؟».

نمونۀ بارز فتنه در قرن گذشته فتنۀ توده‌ای‌ها و فتنۀ طرفداران مادیگرى و شهوترانى و انکار دیانت و روحانیت است که سیل‌آسا از اروپا و آمریکا به سوى ممالک اسلامى سرازیر شده و بنیان عقیده به مبدأ و معاد را از دل‌ها کنده و به جایش نهال خبیث مادیگرى و شهوترانى و خودپرستى و دنیاطلبى غرس کرده است، به طورى که از اسلام تنها اسمى باقى مانده، چنان‌که پیغمبر اکرم (صلّى اللّه علیه و آله) خبر داده است. پس از بررسى حال اجتماع کنونى دانسته مى‌شود که صفات کمال انسانى از میانشان برداشته شده و خوى حیوانى و شیطانى در آن‌ها جاى گرفته است. مثلاً صفت حیا، که یکى از صفات عالى انسانى است و جلوگیرى‌کنندۀ از هزاران مفاسد و تأمین‌کنندۀ عفت عمومى است، از بینشان برداشته شده و بى‌حیایى و هتاکى جاى آن را گرفته است. و نیز رعایت حقوق و مخصوصاً حق والدین، که از لوازم اجتماع بشرى و فوق‌العاده مورد عنایت دیانت است، از بین رفته و در برابر تضییع حق و کفران نعمت و نادیده‌گرفتن احسان و خدمت دیگرى جاى گرفته است.

از دام‌هاى مؤسسان و مروجان این فتنه تضعیف و نابودی روحانیت اجتماع است. و بزرگ‌ترین وسیلۀ ایشان القای حس بدبینى و سخریه نسبت به دیانت در بین اجتماع، خصوصاً نسل جوان، و سعى در ایجاد فاصله بین اجتماع و آن‌هاست، تا بدین ترتیب از مقامات عال دیانت و صفات کمال انسانیت و نشانه‌ها و آثار آدمیت چیزى نشنوند و حقایق را درک نکنند و آن‌ها را در شهوات سرگرم کنند. و بزرگ‌ترین حربۀ آن‌ها در این هدف حربۀ اتهام است. مثلاً روحانیون را متهم به بی‌خبری از جهان و عقب ماندگی می‌کنند.


بدعت و جاسوسى

از جملۀ فتنه‌هاى دینى بدعت‌گذاردن در دین است.  کسانى که طریق تازه‌ای در اسلام احداث کردند (سه خلیفه) و مسلمانان را متفرق ساختند و سبب پیدایش هزاران فتنه و فساد در عالم اسلام شدند بدترین فتنه‌انگیزانند.

از جملۀ فتنه‌های دینى جاسوسى براى کفار است، چنان‌که در سورۀ نساء دربارۀ منافقین مى‌فرماید: «هرگاه به آن‌ها مطلبى راجع به امنیت و ناامنى برسد، آن را فاش مى‌کنند».

برخى از مسلمانان سست‌نهاد شیوه‌شان چنین بود که، چون خبرى از قشون اعزامى رسول خدا (صلّى اللّه علیه و آله) به آن‌ها مى‌رسید یا پیغمبر (صلّى اللّه علیه و آله) آن‌ها را از وحى الهى نسبت به پیروزى یا شکست خبر مى‌داد، آن را فاش مى‌کردند و این خود باعث ناراحتى و مفسده بود.


فاش‌کردن اسرار شیعیان و احادیث مشکل

به همین ترتیب، نقل اسرار شیعیان که از ائمه به ایشان رسیده براى مخالفان که موجب رسیدن زیان و آزار به مؤمنان مى‌شود و خلاصه تقیه‌نکردن در جایى که تقیه واجب باشد فتنه‌گری است.

علامه مجلسى مى‌فرماید شاید فاش‌کردن بعضى از مشکلات علوم براى مردمى که درکشان به آن نمى‌رسد در حکم افشاى اسرار باشد.  حضرت صادق (علیه السّلام) مى‌فرماید: «هر کس حدیث ما را فاش کند خدا ایمانش را مى‌برد و ما را به خطا نکشته، بلکه از روى عمد کشته است». [علت این است که فهم برخی از آن‌ها مستلزم آشنایی با علوم دینی و قرآن کریم است. بنابراین، بدفهمی برخی از روایات ممکن است نتایج بدی در پی داشته باشد]. و نیز در معنى آیۀ «پیغمبران را به ناحق مى‌کشند» فرمود: «به خدا که آن‌ها را به شمشیر خود نکشتند، ولى سرّ آن‌ها را فاش کردند و شهرت دادند تا کشته شدند».


پراکندگى جماعات دینى

از جملۀ فتنه دینى این است که بین جمعى که باهم یکدل متوجه خدا و به یاد پیغمبر و امام خود هستند جدایى انداختن و ایشان را متشتت و متفرق ساختن یا به قوۀ قهریه یا به القاى شبهه و بدبینى بین مأمومین نسبت به امام جماعت و پیشواى دینى یا مأمومین نسبت به یکدیگر. خلاصه اتحاد قلوب را که موجب هر خیرى است مبدل کردن به جدایى که موجب هر شرى است.


گناه فتنه از قتل بزرگ‌تر است

چنان‌که اشاره شد، گناه فتنۀ دینى از قتل نفس، به نص قرآن مجید، بزرگ‌تر است زیرا قتل نفس تنها از بین بردن حیات موقت دنیوى است، ولى فتنۀ دینى سبب قطع حیات ابدى و بى‌بهره‌شدن از نعمت‌هاى جاودانى است و همان اندازه که عالم آخرت از دنیا بزرگ‌تر و مهم‌تر است، فتنۀ دینى هم از قتل نفس بزرگ‌تر و مهمتر است.


قتلى که از سربریدن بدتر است

حضرت سجاد (علیه السّلام) مى‌فرماید: آیا شما را از کشتنى که از سربریدن بدتر است خبر بدهم؟ گفتند بلى. فرمود: آن که کسى را بکشد و هلاک کند به هلاکت همیشگى. گفتند: آن چیست؟ فرمود: او را گمراه کند از اعتقاد به نبوت حضرت محمد (صلّى اللّه علیه و آله) و ولایت على (علیه السّلام) و او را وادارد به راه غیر خدا و پیروى از طریق دشمنان على (علیه السّلام)، به طورى که آن‌ها (دشمنان على (علیه السّلام)) را امام خود بداند و منکر امامت و فضیلت آن حضرت شود. پس این است همان کشتنى که مقتول بدبخت را همیشه در دوزخ قرار مى‌دهد و جزاى کشندۀ او هم جاودان‌بودن در آتش است».


فتنۀ دنیوى

فتنه دنیوى هم از قتل بدتر است زیرا اولاً کسى که آتش فتنه را برمى‌افروزد عده‌اى را به آن آتش مى‌سوزاند، به طورى آن‌ها را در شکنجه مى‌اندازد که هر روز برایشان قتل است و ثانیاً غالب فتنه‌ها منجر به قتل‌ها و نقص عضوهاست.


فتنه به کفر و شرک نیز تفسیر شده

بیشتر مفسران فتنه را در آیات مذکور به کفر و شرک تفسیر کرده‌اند. و در روایتى که از حضرت باقر (علیه السّلام) در تفسیر آیۀ «حَتّى لا تَکُونَ فِتْنَةٌ» رسیده فتنه را شرک معنا فرموده است. این معنا با آنچه در معنى متبادر و ظاهر از فتنه که گذشت منافاتى ندارد چون ظاهراً مراد از روایات و کلمات مفسران بیان سبب فتنه است زیرا هیچ فتنه‌اى دینى و دنیوى از مؤمن حقیقى صادر نخواهد شد. چنان‌که حضرت امیرالمؤمنین در صفات متقین مى‌فرماید: «خوبى از ایشان امید می‌رود و بدى از آن‌ها ایمن است». یعنى کسى که نور ایمان در قلبش داخل شده مردم همه از شرش در امان‌اند. پس فتنه‌انگیز یا کافر و مشرک باطنى و ظاهرى است، یا اگر مسلمان باشد هنوز از ظلمات کفر و مراتب شرک خلاص نشده و دلش به نور ایمان منور نشده است.


جاسوسى براى ظالم

از موارد مسلم فتنه جاسوسى براى حکام و ظالمان است. جاسوسى ممکن است سبب چه قتل‌ها و جنایت‌ها که بشود. مانند معقل، جاسوس ابن زیاد لعین، که سبب گرفتارى و شهادت حضرت مسلم و هانى بن عروه شد. بلکه فجایع کربلا و پس از آن مستند به فتنۀ این جاسوس ملعون است.


/ 0 نظر / 11 بازدید