عاق والدین

عقوق والدین در اخبار

از پیغمبر اکرم (ص) چندین حدیث موثق در این باره رسیده است: «از آزردن والدین بپرهیزید؛ به‌درستى که بوى بهشت از هزار سال راه استشمام مى‌شود، ولى به مشام کسی که به والدین خود آزار می‌رساند و نیز به کسی که پیوند خویشاوندی خود را بریده (قاطع رحم) نمی‌رسد». باز حضرت فرمود: «کسى که پدر و مادر خود را به خشم درآورد خداى را به غضب درآورده است» و «کسى که والدین خود را بیازارد مرا آزرده و کسى که مرا بیازارد خدا را آزرده و آزارندۀ خدا ملعون است» و «آزارندۀ والدین هر عملى که مى‌خواهد به‌جا آورد، ولی هرگز داخل بهشت نخواهد شد» و «سه طایفه‌اند که در روز قیامت خداوند با ایشان سخن نمى‌فرماید و نظر رحمت به آن‌ها نمى‌کند و ایشان را پاک نمی‌کند و براى آن‌ها عذاب دردناکى است: شرابخواران، تکذیب‌کنندگان قَدَر الهى، آزارندۀ والدین».

 

عاق والدین آمرزیده نمی‌شود

جبرئیل (ع) فرمود: هر که پدر و مادر یا یکى از آن‌ها را درک کند و او را از خود خشنود نسازد آمرزیده مباد و رسول خدا (ص) بر نفرین جبرئیل آمین گفت. حضرت صادق (ع) نیز فرمود: «ملعون است، ملعون است کسى که والدینش را بزند و کسى که به آنها آزار رساند».

باز حضرت صادق (ع) فرمود: «کسى که به پدر و مادرش از روى غیظ بنگرد در حالی که والدین بر او ستم کرده‌اند خداوند نماز او را نمى‌پذیرد». پس بدا به حال کسی که پدر و مادر نیکوکارش را بیازارد!

رسول خدا (ص) بر بالین جوانى محتضر رسید. حضرت شهادت را به او تلقین فرمود، ولی جوان نتوانست بگوید. پرسید: «آیا مادر دارد؟» زنى که نزد او بود عرض کرد: «بلى، من مادر اویم». فرمود: «آیا بر او غضبناکى؟» گفت: «آرى، شش سال است با او حرف نزده‌ام». پس حضرت خواهش فرمود از او راضى شود و مادر به خاطر آن حضرت از جوان درگذشت. زبان آن جوان به کلمۀ توحید باز شد. حضرت به او فرمود: «چه مى‌بینى؟» گفت: «مردى سیاه و زشت‌روى و بدبوى مرا رها نمى‌کند». حضرت جمله‌اى یادش دادندو اوخواند و عرض کرد: «مردى سفیدرنگ و خوش‌روى و خوشبوى و خوش‌منظر مى‌بینم رو به من آورد و هیولاى مهیب اولى از من دور شد». فرمود: «همان جمله را تکرار کن». پس از آن گفت آن هیکل زشت به کلى محو شد. پس آن حضرت شاد شد و فرمود: «خدا او را آمرزید». آن‌گاه جوان از دنیا رفت.

بنابراین، یکى از آثار عقوق والدین عاقبت به شرى است که شخص در حال بى‌ایمانی از دنیا مى‌رود و در نتیجه همیشه در عذاب خواهد بود. با این‌که تلقین‌کنندۀ جوان رسول خدا (ص) بود، تا مادرش از او راضى نشد، نتوانست شهادت را بگوید و پس از رضایت مادر و خواندن آن کلمات به برکت رسول خدا (ص) پروردگار هم از او راضى شد و او را آمرزید.

 

عقوق چیست؟

در تعریف عاق والدین، علامه مجلسی این موارد را ذکر کرده: حرمت آنها را رعایت‌نکردن، بى‌ادبى به آنها، با گفتار یا رفتار آنان را رنجاندن. حضرت صادق (ع) فرموده کمترین عقوق (ناسپاسى والدین) گفتن «اَه» (به پدر یا مادر) است و، اگر خدا چیزى را از آن آسانتر مى‌دانست، از آن نهى مى‌کرد. همچنین، نگاه خیره و تند به پدر یا مادر را یکی از موارد برشمرده‌اند. از موارد قطعى عقوق ترک امری واجب مانند نفقه (مخارج روزانه و لباس و مسکن) در صورت نیاز پدر یا مادر است.

 

وجوب نیکى به پدر و مادر

از آیات قرآن و روایات برمی‌آید که نه تنها آزردن و رنجاندن آنها حرام است، بلکه احسان و نیکى به ایشان و ادای حق آنها واجب و ترک آن حرام است. در قرآن کریم بارها به  احسان به پدر و مادر سفارش شده است؛ از جمله آمده است: «پروردگارت حکم کرد که جز او را نپرستید و به پدر و مادر خود نیکى کنید». در اینجا نیکى به پدر و مادر را هم‌ردیف عبادت خود قرار داده است. پس، چنان‌که عبادت خدا واجب است، احسان به والدین هم واجب است. بعد مى‌فرماید: «اگر پدر یا مادر یا هر دو به پیرى برسند و محتاج خدمت تو شوند، به ایشان اف مگو و زجر نکن و بانگ بر ایشان مزن و سخن ایشان را پاسخ درشت مده و از روى حرمت و ادب با آنها سخن نیکو بگو (یعنى آن‌ها را به نام نخوان، بلکه بگو پدر یا مادر) و بال تذلل و فروتنى را بر ایشان فروآور و به ایشان تکبر منما، بلکه از روى رحمت و بخشش بر ایشان تلطف کن (چون تا دیروز تو محتاج ایشان بودى و امروز آنها به تو نیازمندند) و آنان را دعا کن و بگو: ”پروردگارا! رحم کن و پدر و مادرم را ببخشاى، همچنان که مرا در خردى پرورانیدند“».

حضرت صادق (ع) در تفسیر این آیه فرمود که در مصاحبت ایشان نیکوکار باش و اگر چیزى لازم داشتند پیش از آنکه از تو بخواهند به آنها بده و ناگفته رفع احتیاجشان را بکن، هر چند بى‌نیاز باشند... اگر تو را بزنند بگو خدا شما را بیامرزد... نگاه تند به آنها نکن و صداى خود را بلندتر از صداى ایشان نکن و در راه‌رفتن از ایشان پیشى نگیر و در مجالس بر آنها مقدم نشو و دست خود را بالاى دستشان قرار نده (علامه مجلسى مى‌فرماید: یعنى در موقع عطا به آنها دست خود را بگیر تا آنها از دستت بردارند).

 

برتر از جهاد

از حضرت صادق (ع) فرمود مردى خدمت حضرت رسول رسید و عرض کرد: «من مشتاق جهاد در راه خدایم». آن حضرت فرمود: «پس در راه خدا جهاد کن؛ به درستى که اگر کشته شوى نزد خداوند زنده‌اى و رزق داده مى‌شود و اگر بمیرى اجر تو با خداست و اگر به سلامت برگردى از گناهان پاک می‌شوى، مثل روزى که از مادر متولد شدى!» عرض کرد: «یا رسول‌الله! پدر و مادرى پیر دارم که با من انس دارند و دوست ندارند که از نزدشان بیرون روم. حضرت فرمود: «پس نزد ایشان بمان، قسم به خدایى که جانم به دست اوست، انس پدر و مادر به تو در یک شبانه‌روز از جهاد یک سال بهتر است».

و نیز از رسول خدا (ص) است که فرمود: «به والدینت نیکى کن تا در بهشت شوی؛ اگر عاق شوى، جایت در آتش خواهد بود».

 

نیکى به والدین، کفارۀ گناهان

از این حدیث شریف معلوم مى‌شود که نیکى به والدین کفارۀ بسیارى از گناهان است. همچنین، روایت شده که مردى خدمت حضرت رسول (ص) آمد و گفت: «کار زشتى نیست که من نکرده باشم. آیا برایم توبه‌اى هست؟» حضرت فرمود: «برو به پدرت نیکى کن تا کفارۀ گناهانت شود». چون آن شخص رفت، فرمود: «اگر مادرش زنده بود، نیکى به او بهتر بود».

 

نگاه شفقت‌آمیز به پدر و مادر

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «نیست فرزندی نیکوکار به پدر و مادرش، مگر اینکه هرگاه از روى رحمت و محبت به والدین خود بنگرد به هر نظرى ثواب یک حج مقبول برای اوست». گفتند: «یا رسول‌الله! هرگاه در روز صد مرتبه چنین کند؟» فرمود: «بلى، به هر نظرى ثواب حجى دارد».

نیز فرمود: «خشنودى خداوند با خشنودى والدین و خشم او با خشم ایشان است»؛ یعنى کسى که والدینش از او راضى‌اند خدا هم از او راضى است و کسى که والدینش از او ناراضى‌اند خدا هم بر او غضبناک است».

و فرمود: «نیکى‌کنندۀ به والدین یک درجه در بهشت از پیامبران پایین‌تر است و عاق والدین در جهنم با فرعونیان یک درکه فاصله دارد».

 

اثر دنیوى عاق‌شدن

حضرت رسول (ص) فرمود: «سه گناه است که خداوند عقوبت آنها را در دنیا تعجیل مى‌فرماید: عقوق والدین، ظلم به بندگان خدا، بدى‌کردن در مقابل احسان».

 

نیکى به والدین و طول عمر

حضرت باقر (ع) فرمود: «صدقۀ نهانى آتش قهر خدا را خاموش مى‌کند و نیکى به والدین و صلۀ رحم عمر را طولانی‌تر مى‌کند».

و در حدیث دیگر فرمود: «بخشش پنهانى و نیکى به پدر و مادر تهیدستى را برطرف و عمر را طولانی مى‌کند و هفتاد گونه مردن بد را دور مى‌کند».

 

افزایش مال و آبرو

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «کسى که براى من صلۀ رحم و نیکى به والدین را ضمانت کند من هم ضامن مى‌شوم که مال و عمرش افزون شود و در قبیله‌اش محبوبیت پیدا کند».

حضرت هادى (ع) فرمود: «عقوق والدین کمى مال و آبرو و عمر را در پى دارد و به نکبت ذلتِ در دنیا مى‌کشد».

 

عقوق گدایى و بدبختى مى‌آورد

جوانى از ثروتمندان مدینه پدر پیرى داشت. احسان به او را ترک و از مال خود او را محروم کرد. پس خداى تعالى اموالش را از او گرفت و فقر و تنگدستى و مرض به او روى نمود. پس پیغمبر (ص) فرمود: «اى کسانى که پدرها و مادرها را آزار مى‌رسانید، از حال این جوان عبرت بگیرد و بدانید، چنان‌که دارایی‌اش در دنیا از دستش رفت و ثروت و صحتش به فقر و مرض مبدل گشت، در آخرت هر درجه‌اى را که در بهشت داشت به‌واسطۀ این گناه از دست داد و در مقابل از درکات آتش برایش آماده شده است».

 

حضرت صادق (ع) فرمود: «کسى که بخواهد خداوند سختی‌هاى جان‌دادن را بر او آسان کند صلۀ رحم کند و به والدین نیکى کند. چون چنین کرد، خداوند سختی‌هاى مرگ را بر او آسان مى‌فرماید و هیچ گاه مبتلا به تهیدستى نخواهد شد».

 

دعاى والدین مستجاب است

نیکى به والدین سبب دعاى آنها دربارۀ اولاد است و بدى به ایشان سبب نفرین آنهاست و از دعاهاى مستجاب و سریع الاجابه دعا و نفرین والدین به اولاد است.

 مستحب است در نیکى‌کردن به مادر بیشتر توجه کند و رسول خدا (ص) به بزرگتربودن حق مادر تصریح فرموده‌اند. نیز از آن حضرت پرسیده شد که حق پدر چیست. فرمود: «اینکه او را تا زنده است اطاعت  کنی». سؤال کردند: «حق مادر چیست؟» فرمود: «هیهات، هیهات، اگر به عدد ریگ‌هاى بیابان و قطره‌هاى باران در خدمت مادر بایستی، معادل یک روزى که در شکم او بوده‌ای نخواهد بود». باز آن حضرت فرمود: «اگر در نماز مستحبى باشى و پدر تو را بخواند، نماز را قطع مکن؛ ولى، اگر مادر تو را خواند، نماز را رها کن!»

 

نیکى به والدین مسلمان و کافر ندارد

فرقى در حرام‌بودن عقوق و واجب‌بودن نیکى به والدین مؤمن یا کافر و معصیتکار نیست. از حضرت رضا (ع) پرسیدند: «آیا جایز است به پدر و مادرم که شیعه و تابع حق نبوده‌اند دعا کنم؟» حضرت فرمود: «بلى، دعایشان کن و برایشان صدقه بده و اگر زنده‌اند با ایشان مدارا کن، به درستى که رسول‌الله فرمود: خداوند مرا به رحمت فرستاد، نه به عقوق».

حضرت باقر (ع) نیز فرمود: «سه چیز است که خداوند استثنائى در آن قرار نداده است: رد امانت به صاحبش، مؤمن باشد یا کافر؛ وفاى به عهدى که بسته، مؤمن باشد یا کافر؛ نیکى به والدین، مؤمن یا کافر».

 

وجوب نیکى به والدین در زندگى و پس از مرگ آنان

با مرگ والدین حق آنها ساقط نمى‌شود و هر گاه پس از مرگ فراموش شودند و نیکى به ایشان ترک شود عاق والدین محسوب مى‌شود، هرچند در حال حیات حق ایشان ادا شده و نیکى به آنها ترک نشده باشد.

حق والدین پس از مرگ این‌هاست: واجباتى که در حال حیات از آنها فوت شده از قبیل حج و نماز و روزه و بدهى‌های آنان را فرزندان باید ادا کنند؛ به وصیت ایشان عمل کنند؛ آنها را تا آخر عمر خویش نباید فراموش کنند و باید برایشان طلب آمرزش و رحمت کنند و به نیابت آنها صدقه دهند و اعمال مستحب را به قصد ایشان ادا کنند و آنچه مى‌توانند از هدایای معنوی براى آنها بفرستند.

حضرت باقر (ع) فرمود: «بنده‌اى در حال حیات پدر و مادرش نیکوکار به آنهاست. چون مردند، آنها را فراموش کرد و بدهى آنها را نپرداخت و طلب رحمت براى آنها نکرد. پس خداى تعالى او را عاق والدین ثبت خواهد فرمود. و بندۀ دیگرى در حال حیات والدین عاق آنهاست. چون مردند، قرض آنها را ادا مى‌کند و با دعا و استغفار آنها را یاد مى‌کند. پس خداى تعالى او را نیکى‌کنندۀ به والدین ثبت خواهد فرمود».

حضرت صادق (ع) سفارش فرمود پس از مرگ والدین به نیابت آنها نماز بخوانید (نماز قضا یا اگر قضا بر عهده ندارند نافله خودتان بخوانید یا استیجار کنید) و از طرف آنها صدقه دهید و روزه بگیرید و حج بگزارید. در این صورت، آنچه به‌جا آورید به والدین خواهد رسید و عین همین ثواب به خودتان هم می‌رسد و به علاوه خداوند اجرتان را به سبب نیکى و صله‌اى که کرده‌اید دوچندان عنایت مى‌فرماید، یکى براى اصل عملتان و دیگرى براى نیکى به آنها.

خلاصه اینکه عاق والدین فقط مختص دورۀ زندگی آنان نیست و پس از مرگشان ممکن است در صورت عمل‌نکردن به مواردی که ذکر شد فرد مورد نفرین والدینش قرار گیرد.

 

کی اطاعت از والدین واجب است؟

در واجبات و محرمات ملاک فرمان پدر و مادر نیست؛ اگر والدین فرزندشان را مثلاً به شراب‌خواری یا ترک نماز بخوانند، فرزند نباید اطاعت کند. در مستحبات و مکروهات و مباحات و حتی واجبات «کفایی» (واجبی که اگر تعدادی از مؤمنان ادا کنند از گردن بقیه ساقط است؛ مثل نماز میت و جهاد)، اگر مخالفت با آنها موجب اذیت و ناراحتى ایشان شود، مخالفت با ایشان حرام و گناه کبیره است؛ چون مصداق حقیقى عقوق است. مثلاً، هرگاه فرزند بخواهد سفر غیرواجبى برود و والدین بر اثر شدت علاقه او را از این مسافرت نهى کنند، طورى که اگر به این سفر برود سخت آزرده‌خاطر مى‌شوند، این سفر حرام و معصیت خواهد بود و نماز در چنین سفرى تمام است و اگر ماه رمضان باشد روزه‌اش را هم باید بگیرد. کلاً، هر موردى که مخالفت والدین سبب اذیت و خشمناکى و آزردگى ایشان شود حرام است، مگر اینکه اطاعت ایشان موجب عُسر و حرج بر فرزند شود یا متضمن ضرر فوق‌العادۀ دینى یا دنیوى گردد؛ مانند اینکه پسر یا دختر را از ازدواج نهى کنند (در صورتى ‌که ترک ازدواج برایشان ضرر است ـــ البته نهی‌کردن به بهانه‌های واهی، وگرنه شاید پدری ازدواج خاصی را به مصلحت فرزند نبیند. این دو را باید تفکیک کرد.) یا اینکه پسر را امر کنند زنش را طلاق دهد که مستلزم زیان فاحشى براى اوست. در این موارد، اطاعت ایشان واجب نیست. در مواردی که مخالفت اولاد موجب ناراحتى آنها نیست، حرمت مخالفت و وجوب اطاعت معلوم نیست، اما احتیاطاً بهتر است از اوامر ایشان پیروى کند و از مخالفت آنها بپرهیزد، خصوصاً در مواردى که والدین به مصلحت اولاد امر و نهى کرده‌اند، نه به ملاحظۀ مصلحت شخصى خودشان.

هرگاه بین امر پدر و مادر تعارض پیش آید، اگر بشود جلب رضایت هر دو را بکند، باید چنین کند، ولى اگر رعایت هر دو میسر نیست جانب مادر را ترجیح دهد؛ زیرا اولاً مادر بیش از پدر رنج و ناراحتى براى اولاد دیده و، ثانیاً، مادر عاطفی‌تر است و زودتر دل‌شکسته مى‌شود.

شهید اول در خصوص موارد وجوب والدین به این‌ها اشاره کرده است: 1) سفر مباح و مستحب بدون اذن والدین حرام است، اما سفر برای تجارت و علم را اگر در شهر والدین ممکن نباشد بعضى از فقها جایز دانسته‌اند؛ 2) بعضى از فقها اطاعت والدین را حتی در امور  شبهه‌ناک لازم دانسته‌اند. مثلاً اگر فرزند را امر کنند که همراه آنها غذا بخورد و فرزند شبهه‌ناکى آن غذا را می‌داند باید اطاعت کند و با آنها هم‌خوراک شود، چون اطاعت والدین واجب و ترک شبهات مستحب است؛ 3) اگر فرزند را براى کارى بخوانند و وقت نماز واجب داخل شود، باید امر آنها را مقدم بدارد که نماز اول وقت مستحب و اطاعت والدین واجب است؛ 4) والدین کلاً نمى‌توانند فرزند را از نماز جماعت منع کنند، مگر حاضرشدن فرزند به جماعت براى ایشان اسباب زحمت و ناراحتى شود، مانند اینکه در تاریکى شب بخواهد به نماز عشا یا صبح برود، در حالى ‌که والدین بر او ترسانند؛ 5) اگر جهاد بر فرزند واجب عینى نباشد، والدین مى‌توانند او را از آن سفر نهى کنند؛ 6) اگر قطعی یا محتمل باشد که واجبات کفایی را دیگران ادا می‌کنند، والدین مى‌توانند فرزند خود را از همۀ واجبات کفایی منع کنند؛ 7) بعضى از فقها گفته‌اند که اگر فرزند در نماز مستحبى باشد و والدین او را بخوانند باید نماز را قطع کند؛ 8) فرزند نه تنها واجب است والدینش را نیازارد، بلکه واجب است که مانع از اذیت دیگران به ایشان شود و به مقدار توانش باید آنها را از آزار دیگران حفظ کند؛ ٩) روزۀ مستحبى بدون اذن پدر ترک را ترک کند؛ 10) قسم و عهد را بدون اذن پدر ترک کند.

 

از روایت اهل بیت برمی‌آید که در معاشرت با پدر و مادر این موارد را باید رعایت کرد: 1) والدین را به نام نخواند، بلکه لقب یا کنیۀ ایشان را ذکر کند، یا بگوید بابا، مادر، و مانند این‌ها؛ 2) جلو آنها راه نرود و پیش از ایشان ننشیند؛ 3) قبل از آنها شروع به خوردن غذا نکند (حضرت سجاد با مادر خود هم خوراک نمى‌شد و مى‌فرمود مى‌ترسم براى لقمه‌اى دست دراز کنم که مادرم قصد آن را داشته و با این عمل رعایت حرمت و ادب او را ترک کرده باشم)؛ 4) در مجلس روى خود را از ایشان برنگرداند؛ 5) در سخن‌گفتن صداى خود را بلندتر از ایشان نکند؛ 6) دست خود را بالاى دست آنها قرار ندهد؛ 7) کارى نکند که مردم از پدر یا مادرش بد بگویند (مثل اینکه پدر کسى را دشنام دهد که او هم پدرش را دشنام گوید)؛ 8) حضرت سجاد پسرى را دیدند که در راه‌رفتن به دست پدر تکیه کرده بود. پس آن حضرت بر آن پسر غضبناک شد و تا آخر عمرش با او سخن نفرمود.

ترک بعضى از موارد اکرام بدون قصد اهانت، طورى که موجب رنجش آنها نشود، حرمتش معلوم نیست و در پاره‌اى از موارد اکرام والدین از مستحبات شمرده شده است.

 

فرزندان هم حقوقی دارند

چنان‌که نیکى و احسان و رعایت ادب و احترام به والدین بر اولاد واجب است، رعایت‌نکردن حقوق فرزندان، که بر عهدۀ پدر و مادر و واجب است، در حکم قطع رحم است؛ زیرا پس از والدین نزدیکترینِ ارحام به شخص اولاد اوست و قطع رحم از بزرگترین گناهان کبیره است.

از امور مهمی که رعایت آن بر والدین لازم است آن است که کارى نکنند که اولادشان مبتلا به عقوق آنها شود! مثلاً کارهاى سختی به او نسپرند که او بر اثر سختى آن از زیر بارش شانه خالى کند و در نتیجه عاق والدین شود یا مثلاً ایراد زیادی گرفتن به گفتار و کردار فرزند و ترک محبت به او باید ترک شود. والدین باید لغزشهای فرزندشان را ندیده بگیرند و احسان و اطاعتشان را هرچند ناچیز باشد بپذیرند و سپاسگزارى کنند و درباره‌اش حضوراً و غیاباً دعا کنند. همچنین، پسر از هنگام ولادت تا رسیدن به حد رشد، طوری که از عهدۀ کسب و کار برآید و بتواند معیشت خود را فراهم کند، خوراک و لباس و مسکن او بر پدرش واجب است و همین طور دختر تا وقتى که به خانۀ شوهر رود یا به‌واسطۀ دارایى بى‌نیاز شود.

از حقوق پسر سعى در ازدواج او پس از بلوغ است و از حقوق دختر رساندنش به خانۀ شوهر است و والدین نمى‌توانند مانع شوهرکردنش شوند، چنان‌که در قرآن مجید صریحاً بیان مى‌فرماید. از حقوق دیگر اولاد سعى در تعلیم و تربیت دینی آنهاست و در تأدیب آنها مسامحه جایز نیست. همچنین، روایات فراوانی در امر به مهربانى و اکرام به فرزند رسیده که به بعضى از آن‌ها اشاره مى‌شود:

پیغمبر اکرم (ص) فرمود: «فرزندانتان را دوست بدارید و به آنها رحم کنید. هرگاه وعده‌اى به ایشان دادید، وفا کنید؛ چون امید فرزند فقط به پدر و مادر است. به‌درستى که خداى تعالى به چیزى مانند غضب‌فرمودنش دربارۀ زنها و بچه‌هاغضب نمى‌فرماید». نیز فرمود: «کسى که فرزند خود را ببوسد حسنه‌اى برایش ثبت مى‌شود»، و در حدیث دیگر فرمود: «به هر بوسه‌اى  در بهشت درجه‌اى برایش خواهد بود».

دربارۀ نیکى به فرزند نسبت به دختر سفارش بیشترى شده است و مستحب است هدیه‌اى را که پدر به خانه مى‌آورد دختر را بر پسر مقدم بدارد، خصوصاً دخترى که اسمش را فاطمه گذاشته است، و نیز لعن و نفرین به اولاد نهى شده، هرچند با والدین بدرفتارى و مخالفت کنند و نفرین از موجبات فقر شمرده شده است.

 

پدر معنوی به نیکى سزاوارتر است

والدین واسطۀ پیدایش فرزند در این عالم‌اند و سبب تربیت و رشد جسمانى اویند، اما والدین روحانى سبب رسیدن او به سعادت حقیقی‌اند و ایشان حضرت رسول (ص) و ائمۀ اطهارند، چنان‌که رسول خدا (ص) فرمود: «من و على (ع) دو پدر این امتیم».

شرافت پدر روحانى بر پدر جسمانى مثل شرافت روح بر بدن و مزیت آخرت بر دنیاست و آنچه از عقوبت عقوق والدین جسمانى ذکر شده هزاران مرتبه بالاترش نسبت به عقوق والدین روحانى است. همچنین، ثواب‌هایى که براى نیکی به والدین جسمانى ذکر شد هزاران برابرش راجع به نیکى به والدین روحانى است. در آیۀ شریفۀ «أَنِ اُشْکُرْ لِی وَ لِوالِدَیْکَ» روایات فراوان رسیده که مراد از «والدیک» محمد (ص) و على (ع)‌اند. نه اینکه والدین جسمانى مراد نیست، بلکه این روایات اشرف و افضل و اکمل والدین را بیان می‌کند.

 

عقوق والدین روحانى

عقوق والد روحانى عبارت است از ترک اطاعت اوامرش و بیرون‌رفتن از تبعیت و تسلیم‌شدن به او و پاره‌کردن رشتۀ اتصال معنوى با او. حضرت رضا (ع) مى‌فرماید: «آیا بد نیست که والدین جسمانى بر اثر عقوق شما را از خود نفى کنند و بگویند این فرزند ما نیست؟» گفتند چرا. فرمود: «پس سعى کنید والدین روحانى شما که افضل از والدین جسمانى‌اند شما را از خود نفى نکنند و شما را به فرزندى بپذیرند».

 

نیکى به والدین روحانى

نیکى به والدین روحانى عبارت است از کمال تسلیم و اطاعت همۀ اوامر ایشان و نهایت تعظیم و تجلیل از مقام شامخ ایشان و اینکه همیشه خود را در ادای حق آنها مقصر بداند. از تشرف به قبور متبرکۀ ایشان دریغ ندارد و از یادشان غافل نشود و بداند که هر چه به والد روحانى بیشتر متمسک شود خودش بهره برده است؛ زیرا در قرآن مجید مى‌فرماید: «بگو اى پیغمبر، آنچه از مزد رسالت، که دوستى اهل بیت (ع) است، از شما طلب کردم براى خود شماست»؛ یعنى نفعش عاید خودتان مى‌شود.

گرامى‌داشتن ذریۀ ایشان و فرستادن هدایا در حال حیات ایشان و دادن صدقه و انجام اعمال خیر به نیابت آنها در حال ممات ایشان و نیز صلوات بر ایشان از دیگر موارد نیکی به والدین روحانی است.

 

/ 0 نظر / 7 بازدید